دموکراسی افغانستان و دورویی غرب

اطلاعات روز

منبع: الجزیره

نویسنده: داوود مرادیان

برگردان: حمید مهدوی

آنچه که پذیرفتنی نیست، هم‌دستی غرب در انکار آرمان‌های دموکراتیک در افغانستان است

دو موضوع هم‌چنان سومین تجربه‌ی دموکراسی در افغانستان را تهدید می‌کنند؛ موضوعاتی که مانع موفقیت این سه تجربه شدند: کشکمش قدرت میان نخبگان و برنامه‌های مخالف ارزش‌های دموکراتیک قدرت‌های خارجی.

انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال 2014، یک حوزه‌ی برانگیزنده از دموکراسی افغانستان را در سرتاسر گروه‌های اجتماعی، سیاسی و قومی و پیشرفت قابل توجه در دموکراتیک ساختن طبقه و گفتمان سیاسی افغانستان را آشکار کرد. از سوی دیگر، این انتخابات چالش‌های جدید و موانع کهنه را نیز آشکار کرد. سیستم انتخاباتی افغانستان به اندازه‌ی کافی پاسخ‌گوی واقعیت سیاست چندفرهنگی، ناسازگار و در حال انتقال نبود. با این حال، کاستی‌های فنی و نهادی، تحت الشعاع عدم تمایل بخشی از نخبگان افغانستان در پذیرفتن سیاست دموکراتیک قرار گرفت.

هراس آن‌ها از داشتن یک الزام دموکراتیک، آن‌ها را واداشت تا به مفاهیم خودخوانده‌ی «استحقاق قومی» و «شایستگی فنی» اغراق‌آمیز تکیه کنند. ترکیب ترس و استحقاق، عمیقا اشتیاق رای‌دهندگان افغان و شجاعت مشارکت آن‌ها در روند انتخابات را از یک مسیر فراگیر دموکراتیک به یک برآیند سیاسی توافقی، به شکل حکومت وحدت ملی، منحرف کرد.

انکار آرمان‌های دموکراتیک

با این حال، آنچه که پذیرفته نشده است، هم‌دستی و دورویی غرب در انکار ارمان و انتخاب دموکراتیک افغان‌ها است. ترویج دموکراسی، به عنوان یکی از اهداف کلیدی مداخلات نظامی غرب در سال‌های اخیر تبلیغ شده است.

نظر به این افسانه [ایده‌ی نادرست]، ویژگی‌های ذاتی مخالف ارزش‌های دموکراتیک در اندیشه‌های غیرغربی، از قبیل ادیان باستانی آن‌ها، درگیری‌های قومی و فرهنگ مرد سالار، حریفان دموکراسی‌اند. دیدگاه یورو محور، دید برجسته‌ی غربی دیگر در مورد دموکراسی است که به انحصار دموکراسی برای جوامع غربی باور دارد.

جالب است که سلفی‌ها و گروه‌های دیگری چون طالبان و دولت اسلامی (داعش)، باساختار فرهنگی دموکراسی در دید یورو محور، هم رای‌اند و به شدت به ناسازگاری سیستم دموکراتیک با ارزش‌های اسلامی باور دارند. با این حال، دموکراسی، به عنوان یک سیستم هنجاری که ریشه در اصول جهانی ای چون برابری، عدالت اجتماعی، حاکمیت مردم و حاکمیت قانون دارد، اساس فرا فرهنگی دارد.

دیدگاه دیگر، غرب را به ابزاری ساختن دموکراسی به عنوان وسیله ای برای دنبال کردن اهداف سیاسی و اقتصادی متهم می‌کند. آن‌ها به نمونه‌های فراوانی اشاره می‌کنند: از سرنگونی حکومت‌های دموکراتیک در شیلی و ایران در جریان جنگ سرد گرفته تا همکاری دومدار آن‌ها با رژیم‌های استبدادی در شرق میانه.

حمایت از آرمان‌های دموکراتیک

پیشینه‌ی حمایت غرب از آرمان‌های دموکراتیک مردم افغانستان نیز تناقض میان شعارهای غرب و سیاست‌های واقعی آن‌ها را بازتاب می‌دهد. امان‌الله، پادشاه روشنفکر افغانستان (1929- 1919)، پیش‌گام حکومت مشروطه در جهان اسلام بود و اصلاحات آینده‌نگر اجتماعی و سیاسی زیادی را در اوایل قرن بیستم معرفی کرد. سپس قدرت استعماری انگلیس در شبه‌قاره، دشمن قسم‌خورده‌ی او شد و در براندازی او از قدرت کمک کرد. تقریبا یک قرن بعد، در سال 2014، برآیند انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هشداری برای انگلیس بود؛ برآیندی که می‌توانست دشمن منافع و حساسیت پاکستان، از جمله هدف مشترک لندن-اسلام‌آباد مبنی بر برگرداندن طالبان به قدرت، باشد.

انگلیس‌ها، در مورد هدف واقعی‌شان در افغانستان شفاف بوده‌اند. هرچند معمول نیست یک سیاستمدار ارشد انگلیسی علنا افکارش را بیان کند، لیام فاکس که بعدا وزیر دفاع انگیس شد، آن را واضح ساخت: «ما به خاطر سیاست آموزش در یک کشور ورشکسته‌ی قرن سیزدهمی، در افغانستان نیستیم. ما آنجاییم تا مردم انگلیس و منافع جهانی ما تهدید نشوند».

دموکراسی در دستورکار اولویت‌های واشنگتن نیز نبوده است. در جریان تهاجم شوروی در افغانستان، رادیکال ترین گروه‌های افغانی در کنار پاکستان، چین، عربستان سعودی و مجاهدین عرب، به متحدان اصلی واشنگتن تبدیل شدند. پس از حملات یازدهم سپتامبر و به دنبال آن مداخله‌ی امریکایی‌ها در افغانستان، دموکراسی به عنوان یک فرع با اهداف فوری امنیتی و نظامی واشنگتن مدغم شد.

بی‌اعتنایی واشنگتن به سیاست دموکراتیک در اوایل سال 2002 زمانی آشکار شد که زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی ویژه‌ی جورج دبلیو بوش، رییس جمهور پیشین امریکا، لویه جرگه را وادار کرد تا تصمیم به انتخاب ظاهرشاه به عنوان رییس حکومت موقت بگیرند.

دیگر فرستاده‌ی ریاست جمهوری

در عوض، او حامد کرزی را که بعدا نرم و انعطاف‌پذیر بود، بر نمایندگان تحمیل کرد. ریچارد‌ هالبروک، فرستاده‌ی دیگر ریاست جهموری امریکا، در انتخابات ریاست جمهوری 2009، زمانی که با او دستور صریح انکار ریاست جمهوری به کرزی آمد، برعکس آن را امتحان کرد.

بار دیگر، هدف اصلی واشنگتن در انتخابات ریاست جمهوری 2014، ارمان دموکراتیک رای دهندگان افغان نبود؛ بلکه هدف آن تضمین امضای موافقت‌نامه‌ی دوجانبه‌ی امنیتی بود که حقوق اساسی و پایه برای حضور نظامی امریکا در قلب آسیا را تأمین می‌کند. علاوه بر آن، واشنگتن به خودش اجازه داد که با تفکر انگلیسی در مورد معیارهای یک رییس جمهور خوب افغانستان، از جمله گذشته‌ی اخلاقی او و کیفیت و درجه‌ی حمایتش از پاکستان/طالبان، متقاعد ساخته شود.

از آن‌جایی که اتحادیه‌ی اروپا از افشای گزارش کامل نظارتش از انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 در افغانستان خودداری کرد و به دنبال آن در مورد این گزارش و انتخابات خاموش ماند، هم‌بستگی فرااتلانتیکی اتحادیه‌ی اروپا بر پروپاگندش مبنی بر ترویج دموکراسی، که بسیار شایع شده است، غالب آمد. سازمان ملل متحد، همسان با پیشینه‌اش در افغانستان و بسیاری از بخش‌های جهان، به ابزار و مشروعیت دهنده‌ی نخبگان مخالف ارزش‌های دموکراتیک در افغانستان و همدستی و دو رویی غرب تبدیل شد.

افغان‌های مخالف ارزش‌های دموکراتیک

نخبگان مخالف ارزش‌های دموکراتیک در افغانستان و مهندسی انتخابات ریاست جمهوری توسط حامیان غربی آن‌ها، کشور را به آستانه‌ی یک فاجعه‌ی کلان کشاندند و حکومت وحدت ملی را ایجاد کردند که بسیار شکننده است. مهمتر این که، این کار زخم‌های بزرگ برجای گذاشته است. اعتماد عمومی به سیاست، روند و نهادهای دموکراتیک به شکل قابل توجهی تضعیف شده است.

سرانجام، پیروزی «استحقاق قومی» بر «الزام دموکراتیک»، تنش‌های قومی، به ویژه در میان طبقه سیاسی را گسترده‌تر ساخته است. اعتماد افغان‌ها به اعتبار و قابل اعتمادبودن غرب، به عنوان شریکان دموکراتیک‌شان، به‌شدت آسیب‌دیده است. التیام این زخم‌ها به یک اعتراف عمومی، به ویژه توسط آن‌هایی که در این خیانت نقش بازی کردند، نیاز دارد.

ما در زمانی قرار داریم که ایده‌ی حکومت‌داری و اصول دموکراتیک جذبه‌ی جهانی‌اش را، به ویژه در جهان اسلام، از دست می‌دهد. کشورهای اسلامی با دو انتخاب مواجه اند: حکومت‌های استبدادی و خودکامه یا این‌که توسط داعش و گروه‌های هم‌فکر‌شان، مانند طالبان، تهدید و ترسانده شوند. افغانستان در کنار تونس، ترکیه و اندونیزیا، می‌تواند یک جاگزین دموکراتیک برای جهان اسلام ارائه کند. برای دستیابی به این هدف، دموکراسی در افغانستان به دموکرات‌های بیش‌تر افغان و شریکان متعهد و دموکراتیک نیاز دارد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه