رویکردها و تحرکات روزهای اخیر رهبری دولت وحدت ملی، انگارههای امیدبخش برای پایان شورشگری طالبان را قوت بیشتر بخشیده است.
به نظر میرسد که سراسر 13 سال حکمرانی آقای کرزی، روند صلح در این کشور از بیماریهای عصبیتآمیز فراملی یا هم فروملی او و اطرافیانشان متأثر بوده است.
رییس جمهور غنی از فرصتهای استثنایی تأمین صلح در کشور سخن گفته و به تازگی هم داکتر عبدالله، رییس اجرایی دولت وحدت ملی نسبت به آغاز مذاکرات میان دولت و طالبان ابراز خوشبینی کرده است.
اما پرسشهای همچنان مطرح در این باره:
– نقطهعطفی در پیوند با پایان غایلهی شورشگری در کشور در حال شکلگیری است؟
– آیا پایان شورشگری طالبان، پایان بیثباتی در افغانستان خواهد بود؟
– چه اتفاق کلانی در عرصهی روابط منطقهیی ما و مناسبات قدرت در منطقه روی داده که پاکستان در این مقطع استراتژیهای درازمدتش برای منطقه را مسکوت گذاشته و برای ما دایهی مهربانتر از مادر شده است.
– اینهمه بستر و زمینه که برای پرورش افراطگرایی در افغانستان و آنسوی دیورند در چهاردههی گذشته پرورش یافته و به جز خشونت و عصبیت و وحشتانگیزی فرهنگی و راهکاری برای زندگی نمیشناسد، به کدام سمت حرکت خواهد کرد؟
– آیا معجزهای نیز در راه است که اینهمه جوخههای مرگ و نفرت از این پس به لشکریان صلح و منادیان توسعه و ثبات در کشور ما بدل شوند، یا اینکه سر از دامان داعش برخواهند داشت؟
در فرجام، باور همیشگیام، اگر باجدهی به تفکرات تندروانه و طالبانی تا پایان تاریخ نیز ادامه یابد، پایانی برای خشونتمحوری سیاست و خشونتپروری تفکر اجتماعی ساکنان دوسوی دیورند متصور نیست.
