«یوسف رهگشا»
یادداشت: روزنامهی اطلاعات روز در شمارهی 770 مطلبی را تحت عنوان «نگاهی به تشکیلات و مقرریهای ادارهی امور ریاست جمهوری» به قلم «محمدیاسین صمیم» منتشر کرده بود. در آن یادداشت نویسندهی مطلب وعدههای دوران مبارزات انتخاباتی محمد اشرف غنی احمدزی را با عملکردهای او پس از رسیدن به ارگ ریاست جمهوری، به بررسی گرفته بود. نویسنده در ادامه مطلب از سه اشکال عمده در تعیینات و استخدامهای ادارهی امور یادآوری و انتقاد کرده بود. آن مطلب در شبکههای اجتماعی بازتاب گسترده داشت. بخش رسانههای ریاست جمهوری در همان روز نخست وعده داده بود که با تصحیح اشتباهات این مطلب، پاسخی قانعکننده و اصلاحیهای را به دفتر روزنامه میفرستد. اینک این یادداشت را به قلم «یوسف رهگشا» از بخش «ارتباط با رسانهها»ی دفتر مطبوعاتی رییس جمهور فرستاده است. ادارهی روزنامهی اطلاعات روز بدون دخل و تصرف در محتوای این نوشته، آن را منتشر میکند.
رسانهها هم حق دارند و هم وظیفه دارند که بر آنچه در سطوح مختلف زندگی اجتماعی و عرصههای سیاسی میگذرد، نظارت و دیدهبانی کنند. آنها میتوانند از این طریق به بالا رفتن آگاهی جامعه یاری برسانند و واقعیتها را چنان که باید، به تصویر بکشند.
برای آنکه کار رسانهای در مسیر سالم و سودمند خود قرار بگیرد، ضوابط و اصولی برای آن در نظر گرفته شده است تا اعتبار و ارزش آن را حفظ کند و نقشی که به عهدهی آن نهاده، به شکل بهتری انجام پذیرد.
از جملهی اصول مهم خبرنگاری، دقت در گزارشها، حفظ بیطرفی، توجه جدی به منابع تهیهی خبر و امانتداری در گزارش کردن آنهاست. در واقع، هم فرد خبرنگار و هم رسانهی خبری، دستاندرکار تغذیهی ذهن و روان جامعه است و بنا به اهمیتی که این کار دارد، باید سالمترین و مقویترین غذا را تهیه و به دسترس مخاطبان خود قرار دهد. کوچکترین سهلانگاری در این زمینه، یا سادهترین تخطی از اصول فنی و ضوابط اخلاقی این کار، میتواند به مسمومیت ذهن و ضمیر مردم بینجامد و موجب تشویش افکار عامه یا آشفتگی اجتماعی گردد.
این درست است که بخشی از رسانهها وابستگی سیاسی یا گرایشهای خاص فکری دارند؛ اما علیرغم آن، برای حفظ اعتبار خود ناچار اند اصول یادشده را مراعات کنند و از زیر پا کردن آنها اجتناب ورزند.
گزارشی که در شمارهی 770، تاریخ 14 دلو 1393 روزنامهی اطلاعات روز، تحت عنوان «نگاهی به تشکیلات و مقرریهای ادارهی امور ریاست جمهوری» منتشر گردید، به دلیل اطلاعات ناقص و خطاآلودی که داشت، گفتوگوها و گمانههایی را در بارهی تعیینات جدید در ریاست ادارهی امور ریاست جمهوری برانگیخت. بیشتر محتویات آن گزارش از منبع موثقی تهیه نشده و از روی حدس و گمانها، یا از طریق برخی افراد مغرض که به دلایل شخصی موضع مخالف در برابر تغییرات دارند، به دست آمده است.
اشکالی ندارد که یک روزنامه یا هر رسانهی دیگر، تغییرات و تحولاتی را که در یک ادارهی دولتی رخ میدهند، صادقانه گزارش کند، بلکه کار شایستهای هم هست؛ اما مشروط به اینکه گزارش دقیق و معتبری باشد.
وقتی یک گزارش خبری در بارهی رویدادی سیاسی یا اجتماعی تهیه و نشر میگردد، نویسنده و تهیهکنندهی آن باید در اولین قدم زمینههای آن رویداد را مطالعه کند و گزارش را در زمینهی مناسب آن قرار بدهد تا به تفاسیر و برداشتهای غلط نینجامد.
همه میدانند که با روی کار آمدن چهرههای جدید در سطح رهبری یک کشور، پالیسیها و برنامهها نیز تغییر میکنند و به همان تناسب، در میکانیزمها و ترتیبات اداری نیز تغییراتی صورت میپذیرند. یک دلیل عمدهی آن این است که رهبری امور باید به دست کسانی باشد که معتقد به تغییرات و اصلاحات و باورمند به پالیسیهای جدید هستند. این امر در همهی کشورهای دموکراتیک رخ میدهد و تا کنون از این بابت کسی انتقاد جدیای نداشته است. اساسا برگزاری انتخابات و تشکیل حکومت جدید همه به خاطر این است که پالیسیها و سیاستها اصلاح شوند یا تغییر کنند. طبیعی است که این اصلاحات و تغییرات را کسانی اجرا میکنند که به آن باور دارند و خود در طراحی پالیسیهای جدید نقش داشتهاند و برای معرفی آن در خلال مبارزات انتخاباتی فعالیت کرده و رایدهندگان را به چارچوب طرحها و برنامههای جدید قناعت دادهاند.
از طرف دیگر، هر وقت که تغییراتی در یک اداره رخ میدهد، شماری از افراد از برخی مسئولیتها به ناچار کنار گذاشته میشوند یا جایگاهشان در هرم تشکیلاتی آن اداره تغییر میکند، و اگر آنان آن منصب را به چشم منبعی از مزایا و امتیازات میدیدهاند، از این بابت ناخشنود میشوند و به همان دلیل، در برابر آن تغییرات شروع به مقاومت و حتا کارشکنی میکنند.
مشکلی که در این سالها در جامعهی ما اتفاق افتاده، این است که پیش از این، هر وقت کسی به مسئولیتی گماشته شده است، شمار چشمگیری از وابستگان شخصی، قومی، سیاسی، یا منطقهای و… خود را در ادارهی تحت امرش به کار گماشته است. با آمدن شخص جدیدی در رأس آن اداره، کسانی که وابستگان مسئول قبلی هستند، به آن اداره به گونهای مینگرند که گویا قلمرو مالکیت شخصیشان است و قرار است تا ابد مناصب و موقعیتهای کلیدی آن را در چنگ داشته باشند. طبیعی است که چنین منطقی در تعامل اداری، موجب میشود در برابر هر تغییر و تحولی شروع به کارشکنی کنند و در برابر تغییرات و اصلاحاتی که باید انجام شوند، ایستادگی کنند. ریاست پیشین ادارهی امور نیز از این قاعده مستثنا نیست.
در چنین وضعیتی، مسئولان جدید یک اداره بر سر دوراهی قرار میگیرند که یا باید مصلحت اداره و سیستم را فدای مصلحتهای کوچکتر کنند و به خاطر اینکه هیچ اعتراضی صورت نگیرد و همه را راضی نگهدارند، همان وضعیت را بیهیچ تغییر و تحولی حفظ نمایند، یا اصل را بر تغییر وضعیت و بهبود شرایط کاری اداره بگذارند و در آن صورت، هزینهی کارشکنیها، هیاهو و تبلیغات منفی را که بر ضدشان به راه میافتند، پذیرا شوند.
این بخشی از زمینهای است که یک خبرنگار یا رسانهی خبری باید در ضمن تهیهی گزارش خود در نظر بگیرد. هیچ تحول و تغییری در خلا صورت نمیگیرد و خبرنگار وظیفهی حرفهایاش این است که آن تغییر و تحول را در بستر واقعی شرایط و مناسبتهایی که خلق شده یا وجود داشته است، بفهمد و سپس به گزارش آن بپردازد. این درست نیست که به صورت ابتدا به ساکن شروع به گزارش یک رویداد کند؛ گویا همه چیز از صفر شروع شده و تغییراتی که رخ دادهاند، همه بیضابطه یا بر اساس روابط شخصی انجام شدهاند.
پس از درک زمینهی وقوع رویداد، نوبت میرسد به شناخت حجم حادثه و دامنهای که پوشش میدهد. این نیز بخشی از تصویری است که خبرنگار باید در گزارش آن صداقت و دقت حرفهای خود را جدا مراعات کند. وقتی گفته میشود که مثلا بیست و چند نفر جدید در یک اداره جابهجا شدهاند، باید این هم گفته شود که بیش از دو هزار نفر در این اداره مشغول به کار هستند و برای اینکه وظایف این شمار چشمگیر نظم و نسق صحیح پیدا کند، ضرورت به این بوده است که شماری از مسئولان تغییر کنند. اگر خواننده نداند که حجم حادثه به چه پیمانه است، دچار غلطفهمی میشود و تصوری غیرواقعی از رویداد به او دست میدهد، که در اثر سهلانگاری عمدی یا غیرعمدی خبرنگار رخ داده است. اما تغییر ده تا بیست نفر در یک ساختار اداری که بیش از دو هزار کارمند دارد، تحولی بسیار معمول و قابل قبول است و یک ناظر بیطرف میتواند آن را بهراحتی درک کند.
در قدم بعد، اگر قرار بر گزارش آن تغییرات باشد، باید اطلاعات از منبع موثق و معتبر به دست بیاید، نه از طریق افرادی که نقش جاسوس را در اداره دارند و علاوه بر اینکه آنان بیغرض و بیطرف نیستند، حتا معلومات لازم را هم ندارند و نیمی از معلوماتشان از روی حدس و تخمین است. به این خاطر است که افراد مختلف در لیست یادشده به اقوام مختلف نسبت داده شدهاند؛ در حالی که افراد خبررسان نه از قومیت بیشتر آنان اطلاع داشتهاند و نه از تخصص آنان.
درست است که در فضای سوء ظن و بدبینی و گرم بودن بازار شایعات، بیش از اینکه درستی و نادرستی یک خبر اهمیت داشته باشد، میزان سروصداآفرینی و جلب توجه مشتریان اهمیت دارد و شماری از رسانهها، خصوصا آنهایی که ابزار دست حلقات سیاسی هستند، تنها به همین جنبه اهمیت میدهند و آن را زیر نام خبررسانی، که در اصل حرفهای ارزشمند و حیاتی برای یک جامعهی دموکراتیک است، میپوشانند؛ اما اگر جلو خبرسازیهای کاذب از مجاری قانونی آن گرفته نشود و اجازه داده شود که هرکس با هر هدف و انگیزهای شروع به تخریبگری سیاسی کند، و آنهم با نشر خبرهای غیرمعتبر و جهتدار، در این صورت، هم به اصل حرفهی خبرنگاری خیانت میشود و هم به اعتمادی که مردم به نهاد رسانه دارند.
واقعیت این است که در لیست مورد بحث، شماری از چهرههای غیرپشتون و متعلق به اقوام دیگر، به نام پشتون خوانده شدهاند، تا واقعیت به شکل وارونه به نمایش گذاشته شود. یا در بارهی تخصص برخی از آنان معلوماتی داده شده است که از پایه ناقص یا بیاعتبار است. همچنان در نحوهی گزارش این تغییرات، بزرگنمایی و اغراق صورت گرفته و به ابعاد مثبتی که در این تغییرات وجود دارند، توجهی نشده است. با کسانی که ماهها برای ایجاد تشکیلات جدید تلاش کرده و به هدف بِهسازی این اداره با جدیت زحمت کشیدهاند، هیچ تماسی برقرار نشده و از آنان نظری خواسته نشده است.
نمیتوان ادعا کرد که همهی کارهایی که صورت میگیرند، از هرگونه عیب و کاستی مبرا اند، چرا که همهی آشنایان به امور اداری میدانند که منطق آزمون و خطا بر بسیاری از تغییرات و اصلاحات حاکم است، تا پیشرفت سالمتری انجام شود؛ اما بیانصافی و خلاف اخلاق روزنامهنگاری حرفهای است که همهی جوانب مثبت نادیده انگاشته شوند و به گزارش چند موردی که در صحت و اعتبار آنها هم خللهای اساسی وجود دارند، اکتفا شود. نباید از نعمت آزادی بیان و از فرصت گرانقدری که شبکههای اجتماعی در اختیار مردم میگذارند، به شکل غرضورزانه استفاده کرد و با آن به جای خبررسانی، صرفا خبرسازی و شایعهپردازی نمود.
