شکست سردار و بصیر در عینِ حالی که غمانگیز است، دیدنی نیز هست. کلهملاقشدنِ نسل نو از قلهیِ قدرت و پس از افتادن به حوضِ بابُرِ دربار. همینها بودند که در روزگار کمپاین سر از پا نمیشناختند. راستی از بهزاد، نمایندهی مردم هرات خبری نیست! او هم در زمانِ انتخابات هزاره هزاره و عدالت عدالت میگفت. آیا عدالتِ مورد نظر او تحقق پیدا کرده است؟ فروریزی خطِ مقدم جبههیِ فرهنگی تا این حد نمایشی و فیلمی، جالبناک است. وضعیت خلیلی و محقق هم چندان خوب بهنظر نمیرسد: چپهشدنْ زیرِ باری که نه میتوانند از زمین بردارند و نه میتوانند آن را از دوش خود دور بیاندازند! بدتر از همه البته، وضعیت مردمی خواهد بود که شب و روز دلشان برای کربلا پر میزند. جای نگرانی نیست. در زمان نه چندان دور، کلِ این وضعیت کلهملاق و باطنِ وضعیتِ کنونی فیلمیتر از آنچه تصور کنیم، افشا و رونما خواهد شد. بیش از یک قرن وضعیتِ کاذب نتوانسته است دوام بیاورد. این وضعیت هم دوام نمیآورد. نتیجه: با فروریختنِ وضعیتِ کاذب، تمامی ساکنانِ این سرزمین هزاره میشوند. دوران جدید نتوانست که هزارهبودن را به تجربهی استثنایی بدل کند. اکنون، همهچیز با شتابِ تمام به سمتِ هزارهشدن کل وضعیت روان است و در آیندهی نه چندان دور، هزارهبودن به عنوان سرنوشتِ عام همه را خواهد خورد.
Asad Buda
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
