Abdullah Watandar

اطلاعات روز

ترکمن‌ها یک ولسوال ندارند!

روزنامه‌ی هشت صبح نوشته است که این بار ترکمن‌های افغاستان برخاسته‌اند و می‌گویند که حق ما کجا است. می‌گویند ما در 36 ولسوالی زندگی می‌کنیم؛ اما یک ولسوال ترکمن نیست. چند روز قبل هم شنیدیم که مردم دره‌ی هزاره‌ی پنجشیر، شورایی تشکیل داده‌اند و در پی تأمین حقوق‌شان هستند.

این حرکت‌ها، برعکس حرکت‌های قومی کلان در سطح ملی، حرکت‌های درون قومی اند (‌اگر پدیده‌ی ترک‌تبار را قبول داشته باشیم). اما معنای این حرکت‌ها چیست؟ این خیزش‌های محلی درون‌قومی به ما چه می‌گویند و چگونه باید آن‌ها را تفسیر کرد؟

به نظر من، ریشه‌ی مشکل در این‌جا‌ست که هم‌چنان که در سطح ملی عدالت و برابری وجود نداشته، در درون اقوام افغانستان هم خبری از عدالت و برابری نبوده است/نیست. ناسیونالیزم قومی افغانی، مانند هر ناسیونالیزم دیگر، خواهان برساختن و بزرگ کردن دشمن بیرونی و خفه کردن صداهای درونی است‌ و در پی یک‌دست کردن خرده‌هویت‌های درون‌قومی و در نتیجه تحمیل نمایندگی یک عده‌‌ی خاصی بر کل متحد و یک‌دست خیالی.

همه می‌دانیم که دوستم و طرف‌دارانش با شعار ترک‌تبارها به معاونت و قدرت رسیدند. جامعه‌ی ترکمن هم بخش بسیار مهمی از حوزه‌ی رای دوستم را تشکیل می‌داد. حالا وقتی این‌ها می‌بینند که از همه‌ی امتیازاتی که نصیب دوستم و هوادارانش می‌شوند، محروم اند، واضح است که شعار ترک‌تبار به تنهایی قناعت‌شان نمی‌دهد، اعتماد‌شان شکسته می‌شود و ناچار می‌پرسند که جایگاه آن‌ها کجا‌ست.

هم‌چنان در مورد پنجشیر. وقتی همه از سهم عظیم پنجشیر در قدرت می‌نالند، حتا هم‌تباران پنجشیری‌ها، آن وقت بخشی از پنجشیری‌ها که به هیچ چیزی نرسیده‌اند و از موفقیت‌های پنجشیر فقط نگاه مشکوک غیر‌پنجشیری‌ها را به ارث برده‌اند، می‌پرسند که ما که هستیم و چه جایگاهی داریم.

یکی از عوامل شکست حرکت اسلامی و وحدتی‌های اکبری‌پارت به دست طرف‌داران عبدالعلی مزاری در کابل، نوع نگاه به روابط درون‌قومی بود. آن‌هایی که مخالف مزاری بودند، حاضر نبودند به‌جز جهادی‌ها و مخصوصا ملاها، دیگران را هم در قدرت سهیم کنند؛ در حالی که مزاری حضور غیر‌جهادی‌ها و ملاها را ضروری و اجتناب‌ناپذیر می‌دانست. همین، بخش مهمی از نیروهای تحصیل‌کرده را در کنار مزاری راند‌ و در نهایت‌، مهارت، دانش و تجربه‌ی‌شان کارساز شد.

پشتون‌ها چون قدرت را در دست داشتند، بسیار زودتر از دیگران درگیر این مسئله شدند. اساس نزاع ابدالی-غلزی و‌… همین بود که چه کسی باید به نمایندگی از پشتون‌ها قدرت و منابع را در اختیار داشته باشند؛ اما غیر‌پشتون‌ها، قدرتی نداشتند که بر سر آن نزاع کنند. در پی رسیدن این‌ها به قدرت اما، از فروپاشیدن «اتحاد ملیت‌های محروم» گرفته تا در‌هم ریختن وحدت شیعی و تا شکاف برداشتن قلعه‌ی چوبی ترک‌تباران و‌… یک چیز روشن شده است‌ و آن این است که با گسترش آگاهی، جای برابری و عدالت را چیزی پر نمی‌کند، نه در سطح ملی، نه در سطح قومی و نه در سطوح پایین‌تر از آن.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه