احساس سرخوردگی در میان بامیانیها در عتیقه بیگمِ وزارت باستانی به شکل سیاسیتری به نمایش درآمد.
بامیان، این چهارراه تمدنهای کهن، دیر زمانی است که در حاشیهها نفس میکشد. رهبران سیاسی و دولت همان کاری را با بامیان میکنند که 1000 سال قبل فرزند فراری محمد خوارزم شاه کرد و بعد چنگیز. بامیان مرکز مقاوت در برابر لشکر چنگیز بود؛ اما با فرار شاهزاده به سوی رود سند، بامیان تلافی پس داد و لشکر چنگیز آن را به آتش کشید.
در زمان حزب وحدت نیز بامیان مرکز سیاسی هزارهها بود و رهبرنشینترین شهر بیهیچ خاصیت شهری در هزارستان. اما پس از سقوط بامیان به دست طالبان در خزان 1377، بامیان باز هم بهای مقاومت را با فدا شدن جانهای بیشمار و سوختن مزارع و زمینهای بسیار داد.
پس از سقوط طالبان، بار دیگر بامیان بامی و نامی مرکزیتی سیاسی برای نامجویان سیاست شد؛ اما بهزودی با تمرکز هستهی رهبری احزاب در کابل، خالی شد و دیگر به حاشیه رفت تا این بار بهای سنگینتری را بپردازد.
در طول 13 سال گذشته، بامیان امن بود، خانهی دموکراسی بود و مامن آرام نهادهای مدنی؛ اما مانند آثار تاریخی آن، در لیست اولویتهای دولت همواره تاریخی ماند و برای توسعه و بازسازی و سهمدهی به آن در برنامههای نوسازی توجه لازمی صورت نگرفت.
بامیانیها با ساختن هریکین، اعطای مدال به الاغ بارکش خدمتگار و کاهگل کردن سرکها صدای اعتراضشان را بلند کردند؛ اعتراضهایی که در قالب زیباترین ابتکارات مدنی صورت گرفتند. اما در سطوح متفاوت به جای پاسخ به خواستهای معقول و مشروع مردم، تلاش کردند تا سر این ابتکارات مدنی را ببرند که شهید جواد ضحاک بود، و این کار شد.
حالا هم، بامیانیها میبینند که در دولت وحدت ملی داستان بامیان همان است که بود. بامیان برای رهبران سیاسی میدان جنگ حزبی و سیاسی است و رای آن اهمیت دارد؛ اما در میدان امتیازات سیاسی و بودجه و برنامههای توسعهای دولت، بامیان در حاشیهها میماند. اکنون بامیانیها با عتیقه بیگم برای وزارت کلیدی باستانی، اعتراضشان را سیاسیتر ساختهاند تا از عتیقه بودن و از تاریخ تجرد و انزوا، بیرون آیند.
این سرخوردگیها، خاص چند نهاد مدنی نیست، بلکه جمعی و عمومی است. این سرخوردگیها در حال افزایش اند و اینکه جمعی میگویند، اگر به ما توجه نشود، ما سلام داعش را لبیک میگوییم، نشاندهندهی اوج سرخوردگی از دولت و رهبران سیاسی است.
باید بامیان را دریابید! پایتخت سارک را دریابید!
آبروی یک ملت حداقل برای سال 2015 به وضعیت بامیان گره خورده است.
