ستایش استبداد و پایان فیسبوکبازی
گفته میشود که اشرف غنی به مشاورش، عبدالعلی محمدی دستور داده است که دست از فیسبوکبازی بکشد! نمیدانم این خبر راست است یا نه. فعلا مسئولیتش را میاندازم به گردن دریابی.
اما اگر این خبر راست باشد، جای خوشحالی نیست. ایشان بهسرعت، خود واقعیشان را معرفی میکردند و با ستایش مستقیم و غیرمستقیم استبداد، به ما اجازه میدادند که از مشاور شدنشان کمتر تعجب کنیم!
ایشان یکبار آرزوی عبدالرحمانی را کردند. بار دیگر بعد از بازگشت از سفر چین، با اشاره به نظم و رفاه در آن کشور، سوال کردند که آیا آزادی سیاسی مهم است یا امنیت و نان. ایشان نظر خود را در قالب سوالی بیان کرده بودند. او در واقع میگفت که آزادی و حق رای و انتخابات، دردی را دوا نمیکند. بار سوم و در پاسخ به خواست توازن قومی در کابینه، گفتند که در امارات هفت خانواده حکومت میکنند و اماراتیها هم با آرامش و رفاه زندگی میکنند. یعنی، نمایندگی سیاسی و سهمگیری در قدرت اهمیتی ندارد.
سخنان ایشان نشان میدهد که ایشان به آزادی، انتخابات، حق رای و حق تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان باور ندارند. چرا اشرف غنی ایشان را مشاور حقوقی نصب کرده است؟ نمیدانم؛ اما بعید است که باهم و افکار هم بهخوبی آشنا نباشند.
اما آیا اگر مردم افغانستان از حق انتخاب کرد/شدن و حق تعیین سرنوشتشان به دست خودشان، بگذرند، دولت کابل میتواند افغانستان را به چین و امارات تبدیل کند؟ هرگز.
چین دو و نیم هزار سال قبل از امروز، برای استخدام کارکنان دولتیاش، امتحان آزاد برگزار میکرد و برای قرنها، یکی از پیشرفتهترین، باسوادترین، پیچیدهترین و قدرتمندترین کشورهای جهان بود. چین (جز در موارد محدود) برای نزدیک به دو هزار سال (تا اوایل قرن بیست)، بزرگترین اقتصاد جهان بود. همین کشور تکحزبی، حاکمیت محلی پنج قوم چینی را در پنج منطقهی خودمختار به رسمیت شناخته است.
امارات متحد عربی، با داشتن یک و نیم میلیون نفوس، بر اساس بعضی منابع، هفتمین بزرگترین ذخیرهی نفتی جهان را در اختیار دارد و هفتمین بزرگترین ذخیرهی گاز طبیعی جهان را. حاکمان همین کشور فدرالی کوچک، حق حاکمیت محلی هفت امیرنشین را به رسمیت شناختهاند. اگر شما نفوس امارات را بر هفت بخش فدرالی آن تقسیم کنید، برای هر بخش فدرالی آن، چیزی حدود بیست و یک هزار نفر میرسد. یعنی هر بیست و یک هزار نفر، حاکمیت محلی خودشان را دارند. خدمات دولتی فوقالعاده گسترده، برای شهروندان اماراتی، کاملا مفت است.
آیا درست است که مردم افغانستان در آرزوی ناممکن تبدیل شدن افغانستان به چنین کشورهایی، دست از آزادی و حق تعیین سرنوشتشان بردارند؟
آقای محمدی از درون جامعهای برخاسته است که به بدترین و بیرحمانهترین شکل ممکن، قربانی استبداد و مرکزگرایی دیوانهوار افغانی بوده است و از خطر جدی نابودی جان بهدر برده است. برای ایشان، هیچ چیزی نباید مهمتر از حق تعیین سرنوشت مردم به دست خودشان باشد. رویای چین و امارات متحدهی عربی شدن برای ما بهصورت غیرقابل تحملی فریبدهنده است. امنیت راههای خانههایمان هم که تأمین شود، خدا را شکر میکنیم.
