امروز ما کیستیم و فردا چه خواهیم بود؟
ریشههای عمیق و تر و شاخههای کمجان و خشکیده.
میگویند: چند تا خانوادهی آوارهی آسیای میانهای، عرب و پاکستانی در همراهی با مردان مسلحشان بر گوشههایی از وطن ما آمده و شاخههای حکومت داعش را برپا کردهاند. یا شاید هم البغدادی کمی از پولهای حرام خویش را به اینجا فرستاده تا پرچمش را بلند کنند. فرض کنیم هردوی این کارها شده است. اما آنچه اضطراب و بنبست در ذهنم ایجاد میکند، این است که ما با ادعای داشتن تاریخ 5 هزار ساله، ایستادگی در برابر اسکندر، مغل، انگلیس، روس، پاکستان و غیره چگونه امکان دارد یا اجیر داعش شویم یا هم به چند تا آواره و سرگردان اجازهی ایجاد حاکمیت در خاک خود را بدهیم. وقتی همین تحلیل را از زبان مقامهای دولتی میشنوم، یأس و بنبست با هم مخلوط میشوند. هر قوم و هر محلهی این خاک هزاران داستان از عیاری، بیگانهستیزی و جانبازی برای گفتن دارد. چه شده است؟ امروز ما کیستیم؟ ریشههای ما عمیق نیستند یا شاخهها خشکیدهاند؟
