جمعیت اسلامی افغانستان: 87
شطرنج بازیکردن اشرف غنی احمدزی دیدنی و جالب است. مهارت شخصی + سه قرن تجربهی قومی!
دل ما خوش است که جهادیها در کابینهی پیشنهادی حضور ندارند. مهمتر اما این است که جای این جهادیها را چه کسانی و با چه برنامه و نگرشی پر میکنند.
گرچند نباید همهچیز را تحلیل قومی کرد؛ اما دادن حدود نصف وزارتها به افراد برخاسته از درون یک قوم، نه عادلانه است و نه به همگرایی ملی کمکی میکند. نارضایتی برخاسته از این بخشش یکطرفه میتواند همان مشروعیت نیمبند دولت در حوزههای ضدطالب را هم تضعیف کند و در نهایت به تقویت غیرمستقیم طالبان و دیگر نیروهای تروریست بیانجامد.
جالبترین چیزی که در مورد کابینهی پیشنهادی به چشم میخورد، خارج شدن کامل رهبری نیروهای نظامی/ امنیتی از دست جمعیت اسلامی افغانستان است. آیا این به نفع افغانستان است؟ شکی نیست که تعداد زیادی از این تحول خوش خواهند شد؛ اما به نظر من، حضور اسلامگرایان معتدل سنی (اسلامگرایان معتدل جمعیتی) در رهبری نیروهای امنیتی، نقش مهمی در کند کردن تیغ دینی/ فرقهای طالبان دارد. جنگیدن طالبان در مقابل اشرف غنی که از امریکا آمده است و خانم مسیحی دارد، یا جنرالان چپ سابق، میتواند سادهتر توجیه شود و هم این پدیده، انگیزهای میشود برای نیروهای فوقالعاده مذهبی و تندرو در صف این گروه و گروههای همفکرش برای ادامهی جهاد در مقابل کفار شرقی و غربی.
همچنان با در نظر گرفتن تاریخِ تلخِ افغانستان و نقش برجستهای که قدرت برهنه در حیات ملی ما داشته/ دارد، انحصار قومی در رهبری نیروهای امنیتی، نمیتواند در چگونگی تعامل قومی بیتأثیر باشد. به هرحال، دگرگونی روابط قومی قدرت از اولین روزهای حاکمیت کرزی تا امروز دیدنی است. در مهارت باختن، از حداکثر 100 نمره، من به رهبران جمعیت اسلامی افغانستان (بخوانید رهبران تاجیک)، میدهم 87.
در وضعیت هزارهها اما تغییر چندانی به چشم نمیخورد. از همان اول هم وضعیت هزارهها تعریفی نداشت و حالا هم بهبودی نیافته است، گرچند راه یافتن مشروط چهرههای تحصیلکرده و غیرجهادی به میدان کشاکش قدرت، خبر خوشی است.
