بیماری اینسومنیا؛ جوانان از اختلالات خواب رنج می‌برند

احمد برهان

اطلاعات روز
Photo: via Freepik

با فروپاشی‌ای دولت پیشین در آگست ۲۰۲۱ و با حاکمیت دوباره‌ی طالبان بر افغانستان، نبض نیم‌جان زندگی‌ای شهروندان، به‌ویژه پایتخت‌نشینان به‌شدت دچار اختلال شد. این دگرگونی، ناشی از تغییرات در ظاهر شهر و تحولات در باطن ساختارها در دستگاه حکومت‌داری، کثیری از شهروندان، به‌خصوص قشر جوان را دچار شوک روانی کرده و در نهایت، سبب بروز اختلالات روانی در میان آنان شده است. با گذشت دوسال‌واندی از حاکمیت طالبان، نسل دوره‌ی جمهوریت -نسل جوان شهرنشین- در قیاس با نسل ماقبل خویش، دیده می‌شود با چالش انعطاف‌پذیرتری با اوضاع سیاسی و اجتماعی‌ای کنونی مواجه بوده‌اند. این «چرخش ۱۸۰ درجه‌ای در سبک زندگی» به‌ سخن یکی از مصاحبه‌شوندگان در این گزارش، رویاهای جوانی‌شان را مسخ‌ نموده و خواب‌های‌شان را به‌شدت پریشان کرده است.

روزنامه‌ اطلاعات روز در ماه‌های پسین در گفت‌وگو با ده‌ها جوان در گروه سنی ۱۸ الی ۳۰ سال دریافته است که غالب این جوانان به اشکال گوناگون دچار اختلالات خواب، «اینسومنیا» یا بی‌خوابی شده‌اند. آنان می‌گویند تفریح دیگر برای‌شان آرامش‌بخش نیست و خستگی‌ای روانی‌شان را درمان نمی‌تواند. گردهمی‌های خودمانی دیگر گرمی‌ای دلنواز و جذابیت سابق‌ را ندارد‌. این رفتارها پرسش‌های مهمی را خلق می‌کند: چه علل و عواملی دست‌بدست هم داده و جوانان را «دچار فروپاشی‌ای روانی» کرده است؟ آیا این «بحران روان‌شناختی»، ناشی از اوضاع نامساعد سیاسی و اقتصادی است؟ چه علت‌های اجتماعی و روان‌شناختی دیگر در به‌جود آوردن آن نقش دارد؟ در این گزارش سعی می‌شود به پاسخ این پرسش‌ها و روایت برخی از گفت‌وگوها پرداخته شود.

اینسومنیا چیست؟

خواب یکی از مهم‌ترین نیازهای بشر است. اگر این نیاز شبانه‌روزی به هر نحوی دچار اختلال شود، علتی می‌شود به ده‌ها اختلال دیگر. فرد مبتلا به اینسومنیا با گذشت هر روز نیروی جسمانی و روانی خود را از دست داده و ممکن است دچار زوال عقل و دیگر بیماری‌های کشنده‌ی روان‌شناختی شود. با این فعالیت حیاتی همه‌ی انسان‌ها در عمل کم‌و‌بیش آشنایی دارند، اما به تعریف علمی‌ای «اینسومنیا» دقت می‌کنیم.

نظر به تعریف «سازمان روان‌درمانان امریکا»، اینسومنیا یا بی‌خوابی عبارت است از بیدار شدن مکرر در خلال شب، ناتوانی در به خواب رفتن دوباره و زود بیدار شدن از خواب که سبب تجدید نیروی ذهنی نشود. این اختلال شایع ممکن است در هر گروه سنی بروز یابد. بی‌خوابی بر اساس یافته‌های این انجمن، با دو نشانه‌ی اصلی‌ای زیر قابل شناسایی می‌باشد:
۱- مشکلات خواب حداقل سه بار در هفته و به مدت حداقل سه ماه برای فرد اتفاق بیفتد.
۲- مشکلات خواب انجام فعالیت‌های معمول زندگی فرد را مختل کند و موجب ایجاد پریشانی شود.

از جمله نشانه‌های اینسومنیا در اکثر افراد، به‌ویژه سالمندان زمان سپری کردن در خواب است. در یک شبانه‌روز بزرگ‌سالان به‌طور عموم -صرف‌ نظر از شاخصه‌های شخصیتی که امکان تأثیرپذیری را دگرگون می‌سازد- باید به‌ مدت هفت ساعت خواب آرام داشته باشند. افرادی که در الگوی خواب‌‌شان نشانه‌های چون خستگی و خواب‌آلودگی در جریان روز، عدم تمرکز بر فعالیت‌های روزانه، بروز اختلالات رفتاری و حافظه‌ی ضعیف مشاهده می‌کنند، مبتلا به «اینسومنیا» هستند. اگر این اختلال با گذر زمان بر عمرش افزوده شود، موجب بروز عارضه‌های مانند پرفشاری خون، مرض شکر یا «دیابت» و افزایش وزن شده و سلامتی فرد مبتلا را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

عوامل تأثیرگذار بر اختلال خواب

یک، ناامنی‌ شغلی

بیکاری و ناداری، یکی از علت‌های شایع در بروز اختلال بی‌خوابی در میان جوانان شده است. عدم اشتغال و منبع درآمد سبب می‌شود که خواب جوانان پریشان شود و در برخی موارد آنان را به‌سوی اعتیاد و خودکشی سوق بدهد. مرتضی، جوانی است ۲۵ ساله‌ و دانش‌آموخته‌ی علوم سیاسی. او می‌گوید اوضاع نابسامان کشور، به‌ویژه مسأله‌ی فقر و ناداری خواب و خوراک را بر وی حرام کرده است. مرتضی درحالی‌که چشمان نگرانش این‌سو و آن‌سو می‌پرد، با صدای گرفته و ناآرام به روزنامه‌ اطلاعات روز می‌گوید: «گپ زدن هیچ فایده ندارد. مشکل بیکاری با گپ زدن حل نمی‌شود. امارت اسلامی (طالبان) هر روز رجزخوانی می‌کند. هر روز وعده‌ی کاروبار به مردم می‌دهد. همین‌قدر مانده است که دیوانه شوم‌. بیخی کم مانده است که عقل خود را از دست بدهم. هر طرف می‌گردم کار پیدا نمی‌شود. پول ندارم. کار ندارم. خواب هم چیزی است که دیگر هیچ ندارم.»

داکتر روح‌الله رضوانی، استاد دانشگاه و روان‌درمان‌گر یکی از علت‌های بروز اختلالات خواب را در نامناسب بودن سبک زندگی می‌داند. به‌باور داکتر رضوانی، چالش‌هایی که افراد در جریان روز با آن دست‌و‌پنجه نرم می‌کند، سبب اختلالات خواب می‌شود. ناامنی‌ای غذایی یک‌ نوع شکست روحی را بر افراد تحمیل می‌کند. و این باعث بروز اختلالات افسردگی و تشویشی در این افراد می‌شود. داکتر رضوانی می‌افزاید: «جدایی از بعضی اختلالات عصبی که ممکن است یک فرد را دچار آسیب کند، علت شایع که ممکن است باعث شود دچار مشکلاتی در خواب شود، بی‌خوابی، کم‌خوابی یا نداشتن خواب عمیق است که معمولا ناشی از سبک زندگی ما در طول روز است، یعنی مشکلات خاص ذهنی و روانی ناشی از شرایط زندگی می‌تواند باشد.»

دو، افق تاریک آینده

میلاد پس از آن‌که در سال گذشته از دوره‌ی لیسه فارغ شده، در سر دو راهی قرار گرفته و متردد است. تلاش می‌کند برای دریافت بورسیه، اما انگار همه‌ی درها را با قفل‌های سنگین بر روی آینده‌ی او بسته‌اند. ذهن و اندیشه‌اش خط سیر زند‌گی‌ را گم کرده است. میلاد با تمام جوانی‌اش از اختلالات گوناگون می‌نالد. از سردردی مداوم گرفته تا اضطراب تمام‌وقت و زنگ گوش و عدم تمرکز بر زمان حال و غیره. می‌گوید به‌ سختی به خواب می‌رود اما خواب عمیق ندارد‌. میلاد می‌گوید: «روزانه سردرد می‌شوم. احساس می‌کنم همیشه یک رقم استرس دارم. یعنی از لحاظ روحی و ذهنی آرامش ندارم. داکتر که مراجعه می‌کنم می‌گوید همه‌ی این دردها و ناآرامی‌ها ناشی از بی‌خوابی است. زنگ گوشم را گفتند به علت عدم تمرکز است. می‌گویند در همه حال سعی کن در همان مکانی که هستی، حضور داشته باشی. می‌گویند ناامید نباش. داکتران از دل گرم خود می‌گویند چرا چه مشکل داری که به خواب نمی‌روی. وقتی طرف روزگار می‌بینم نمی‌دانم زودتر از که شکایت کنم.»

زینب دخترخانم ۲۴ ساله است. به‌گفته‌ی خودش، ۲۴ ساعت خبرهای روز را رصد می‌کند تا مگر کشوری اعلام کند و گیرماندگان در اسارت را از این زندان نجات بدهند. وقتی آلمان، ماه‌ها پیش اعلام کرد که از داخل افغانستان متقاضیان واجد شرایط را پناهندگی می‌دهد خیلی خوشحال شد، اما هیچ نتیجه‌ی از آن بدست نیاورد. زینب که از بی‌خوابی روزافزون رنج می‌برد، با دلی پر از شکایت لب به سخن می‌گشاید: «دوستانم پاکستان یا ایران رفتند. در خبرها می‌بینم یا از خودشان می‌شنوم که به کانادا انتقال یافته‌اند، دلم یک‌دم فرومی‌ریزد. دوستان هر روز از پاکستان به کشورهای اروپایی و امریکایی به‌ راحتی انتقال می‌یابند. منی بدبخت در همین کشور بدبخت گیرمانده‌ام.»

دیدگاه داکتر رضوانی هم بر همین عامل است، فردی اگر به آینده‌ی خودش احساس ناامنی داشته باشد، یا نتواند تشویش‌ها و نگرانی‌های مرتبط به آینده‌اش را، چه به‌صورت واقعی یا به شکل ذهنی حل بکند، مشکلات ناشی از تشویش‌ها منجر به بی‌خوابی می‌شود.

سه، احساس نوستالژیک

واژه‌ی نوستالژی از دو کلمه‌ی یونانی (nostos) که به‌ معنای «بازگشت» و (algia) به‌ معنای «رنج‌بردن» است، مشتق‌شده است. نوستالژی احساسی است غم‌انگیز توأم با خوشحالی به پدیده‌ای که به گذشته برمی‌گردد. دلتنگی به سبب یادآوری لحظات شیرین در گذشته که منجر به افسردگی در زمان حال می‌شود. به‌باور روان‌درمانان، تصور این‌که گذشته بهتر از حال بوده است و امروز شرایط به خوبی و خوشی آن زمان نیست، نوعی انحراف و کژکاری در مرکز پردازش احساسات در مغز فرد به‌وجود آمده است. در میان جوانان امروز، دلتنگی و احساس نوستالژیک به روزهای قبل از آمدن طالبان آنان را دچار گسست ارتباطی میان اکنون و آینده کرده است. هرچند سعی می‌کنند بی‌خیال آن روزهای شیرین باشند و با این روزها آشتی کنند، این روزگار اما امان‌شان نمی‌دهد. به‌گفته‌ی برخی‌شان، خودکشی مدام روی سفره‌ی نفس‌های‌شان تشریف دارد. مزاحمت خلق می‌کند و از هر گوشه‌ای به زندگی‌ آنان سرک می‌کشد.

تمنا دخترخانمی است ۲۱ ساله که اسیر روزهای خوش قبل از فروپاشی‌ای دولت پیشین شده است. پس از آن‌که ورود دختران به دانشگاه‌ها ممنوع شد، او خودش را هر روز در آیینه‌ی دیوارهای اتاق می‌بیند که در چهار دیواری خانه‌ محصور مانده است. تمنا می‌گوید از زنان و دختران افغانستان به معنای دقیق کلمه «انسانیت‌زدایی» شده است. و از این بابت به‌شدت دچار اضطراب و بی‌خوابی است. تمنا در این باره می‌افزاید: «وقتی مصروفیت بیرونی نداشته باشی و ۲۴ ساعت در خانه زندانی باشی، همه چیز به یک نحوی دچار ایست و توقف منزجرکننده‌ی می‌شود. متنفر می‌شوی از همه چیز و همه کس. روزهای قشنگ قبل از سقوط و روزهای سیاه فعلی خیلی اذیت‌کننده است.»

دخترخانم دیگری هم از همین اختلال رنج می‌برد که نخواست نامش در گزارش ذکر شود. او مدام به قول خودش خاطرات قبل از دو سال را مرور می‌کند و رویداد ۱۵ آگست ۲۰۲۱ او را رنج می‌دهد. جدا شدن از نامزدش به یک «تراما» تبدیل شده و او را از درون می‌خورد.

چهار، سیاه‌چال نهیلیسم

شاهد (مستعار) درست قبل از تحولات سیاسی، از مکتب فارغ شد و همواره رویای تحصیلات عالی را در سر می‌پروراند. اما دیگر نتوانست به تحصیلاتش ادامه بدهد. در حال حاضر، خانه‌نشینی، اصالت زندگی‌ای او را تحت تأثیر قرار داده و هر روز به سیاه‌چالی از نهیلیسم (هیچ‌اندیشی درباره‌ی معنای زندگی) روزافزون دچار می‌شود. دیگر مثل سابق یک جوان شوخ‌طبع و اجتماعی نیست؛ بلکه به یک شخصیت ضداجتماعی جامه بدل کرده است. آوارگی در خیابان‌های ذهن او را به‌شدت زمین‌گیر کرده است. «دو سال زندگی‌ام به همین راحتی ضایع شد. نه درست درس خوانده توانستم و نه درست کاری انجام دادم. دیگر زندگی برایم معنای سابق را ندارد. دو سال آینده هم بی‌معنا خواهد گذشت. هرچه کوشش کردم با شرایط زندگی در دوره‌ی حکومت طالبان خودم را سازگار کنم اما نشد. شب‌ها تا صبح مثل جغد بیدار هستم و در شبکه‌های اجتماعی هی تا و بالا پرسه می‌زنم. در جریان روز گاهی خواب مرغی می‌روم. اما ذهنم آرام نیست.»

سجاد هفت سال پیش وقتی ۱۴ سال سن داشت، بی‌علاقگی نسبت به درس‌های مکتب در وجودش پدیدار شد. اما در عوض، شیفتگی‌ای خاصی به ورزش در درونش احساس کرد. بسیار تلاش و تمرین کرد تا رفته‌رفته از ورزش‌های معمول به ورزش روز یعنی «ام‌ام‌ای» یا مبارزات آزاد وارد شود. در مسابقات آماتور وقتی اشتراک کرد، بیشتر از سوی استادش تشویق و تمجید شد؛ اما اکنون به سخن خودش «دل و جانش» به تمرین نمی‌رود. و دچار کم‌و‌بیش احساس «پارانویید» شده است، پس از آن‌که هم‌تمرینی‌اش از سوی افراد ناشناس مورد ضرب‌و‌شتم قرار گرفت. بی‌خوابی یکی از نشانه‌های افسردگی در روان او است. سجاد بیشتر می‌گوید: «زیاد پرخاشگر شده‌ام. زود عصبانی می‌شوم. هیچ از خانه بیرون نمی‌شوم. اشتهایم کور شده. شب‌ها اگر به خواب بروم کابوس می‌بینم‌.»

داکتر احسان، متخصص اعصاب در مورد بی‌خوابی می‌گوید: «بی‌خوابی اثرات بسیار مخربی بر مغز به‌جای می‌گذارد. کمبود خواب به راحتی نمی‌تواند سلول‌های مغز و عصاب را ترمیم کند. ورزش کردن یکی از را‌ه‌های مبارزه در برابر افسردگی و ناکامی‌های روانی است.»

پنج، استفاده‌ی اعتیادآور از اینترنت

به‌تازگی دانشمندان با توجه به تحلیل رفتار و عادات گروه‌های گوناگون از مردم در کشورهای مختلف و از گروه‌های سنی متفاوت، و همچنین بررسی گروه‌های مختلف از افرادی که از انواع بی‌خوابی رنج می‌برند به این نتیجه رسیده‌اند که استفاده از تلفن همراه به‌دلیل وجود نرم‌افزارهایی مانند شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های پیام‌رسان در آن‌ها، یکی از عوامل تأثیرگذار در بی‌خوابی به حساب می‌رود. در افغانستان کنونی که همه‌چیز به‌شکل نظام‌های توتالیتر در نظارت طالبان قرار دارد، مصرف اینترنت افزایش یافته است. جواد، دانشجوی دانشکده‌ی کمپیوترساینس است. می‌گوید در یک ماه بیش از «۳۵ جی‌بی» اینترنت مصرف می‌کند. در کنار فعالیت‌های دانشجویی که به تحقیق و به‌روزرسانی اطلاعات و «اپلکیشن»های مختلف نیاز دارد، از شبکه‌های ارائه‌ی خدمات اینترنتی هم شکوه دارد. جواد می‌گوید در یک شبانه‌روز شاید «سه ساعت» خواب کرده بتواند. به لحاظ جسمی به‌شدت لاغر و به لحاظ روانی هم به‌گفته‌ی خودش، ذهن آرامی ندارد.

راه‌های درمان اینسومنیا

یکی از چالش‌های حاکم و سایه‌گستر بر روابط اجتماعی در بازه‌ زمانی‌ حال حاضر، عدم گفت‌وگوی راهگشا میان پدران و مادران و فرزندان‌شان است. جوانان امروز که غالبا خودشان را قربانی اصلی‌ای تحولات دو سال پسین می‌دانند، به‌دلایل گوناگون، از جمله سرخوردگی‌ای رفتاری، به‌ راحتی درِ گفت‌وگو را با پدران و مادران‌شان باز نمی‌کنند. و بنابراین، بیماری اینسومنیا همچنان همه‌روزه ساحت‌های وجودشان را تسخیر کرده و رفته‌رفته سلول‌های سالم را نابود می‌کند. یکی از راه‌های مؤثر برای درمان اختلالات خواب و بی‌تردید پیش‌گیری از بروز دوباره‌‌ی آن در آینده، گشودن درِ گفت‌وگو میان فرد مبتلا به آن و فرد چاره‌اندیش است.

به‌ باور داکتر احسان، از جمله روش‌های مفید برای درمان بی‌خوابی -که بدون شک یک بحران روان‌شناختی است- ورزش کردن است. عقل سلیم، از قدیم گفته‌اند که در بدن سالم است. اما اگر ورزش برای همه قابل دسترس نباشد روش بدیل برای بازگرداندن خواب افراد چیست؟ مصرف داروهای ضدافسردگی و قرص‌‌های خوا‌ب‌آور می‌تواند برای درمان موقت این بیماری مفید باشد. در این خصوص داکتر احسان می‌افزاید: «جوانان ما بیش از حد گرفتار اینترنت شده‌اند. استفاده‌ی اعتیادآور هم سبب شده جوانان خواب‌ شان را از دست بدهند. شنیده‌ام از والدین‌ها که می‌گویند فرزندان‌‌شان تا یک بجه یا دو بجه‌ی نیمه‌شب در فضای مجازی هستند. این مشکل جدی است باید کاهش پیدا کند. من برای تمام بیماران خود ورزش را توصیه کرده‌ام. اگر ورزش نمی‌توانند با یک بزرگ‌‌تر شان در مورد مشکل‌ صحبت کنند. گپ‌زدن و قصه‌‌کردن بسیار مفید است و به یقین می‌تواند از فروپاشی بیشتر روانی جلوگیری کند. قبل از خواب کوشش کنند چند صفحه کتاب بخوانند. گولی‌های خواب‌آور یک روش درمانی موقتی است. بیشتر به درمان‌های طبیعی روی بیاورند. و همچنان زیر نظر والدین یا یک داکتر برنامه‌ریزی کنند، حتما نتیجه می‌دهد.»

مراجعه کردن به روان‌شناس یا روان‌درمان در افغانستان تا اکنون متأسفانه، به یک نورم و هنجار تبدیل نشده است. فرد مبتلا به هر نوع اختلال از سوی دوستان و بستگان «دیوانه» خطاب می‌شود و با حقیر شمردن وی، او را بیشتر از پیش دچار انزوا و گوشه‌نشینی می‌کنند. در گزارش‌های اخیر نهادهای بین‌المللی آمده است که بسیاری از شهروندان افغانستان،  به‌ویژه دختران و زنان، با اختلالات روانی دچار شده‌اند. در پایان این گزارش امید می‌رود نهادهای بین‌المللی در این حوزه بیشتر بپردازند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه