امنیت در افغانستان؛ نتایج سال 2014 چه بود؟

اطلاعات روز

نیکیتامندکویچ، کارشناس مرکز مطالعات افغانستان امروز

منبع: افغانستان.رو

مهدی زرتشت

بخش چهارم

راه‌حل کلی برای مواجهه با مشکل مخالفان مسلح از طریق سیاست‌های دوگانه و نه بر اساس یک موضع محکم، برای مردم افغانستان موضوع جدیدی نیست. چنین رویکردی را حزب دموکراتیک خلق افغانستان (Народно-демократическая партия Афганистана) در اواخر دهه‌ی 80 آغاز کرد؛ به عنوان مثال، می‌توان از فعالیت‌های سیاسی جنرال عبدالرشید دوستم- معاون فعلی رییس جمهور- نام برد. مشکل این تاکتیک در این‌جاست که در دراز‌مدت‌ به برخی از نهادهای دولتی اجازه می‌دهد تا نخبگان نظامی را به جلو بتازاند؛ آن‌هایی که در بسیاری از مناطق، قدرت واقعی را در دست دارند. شماری از کارشناسان از همین اکنون پیش‌بینی‌های‌شان را شروع کرده‌اند. گویا این‌که فضای وحدت سیاسی فرو‌می‌پاشد و جایش را به ترسیم مرزهای قومی، سیاسی ‌یا «خودمختاری» می‌دهد.

نهایتاً به‌خاطر باید سپرد که اربکی برای حل مسایل عمده‌ی امنیتی بسیاری از مناطق کشور، نقش برجسته دارد. همان‌طور که در سطور بالا هم اشاره شد، اربکی (نیروهای محلی) در شرایط اضطراری، مثل حملات شدید مخالفان مسلح، به کمک و حمایت نیروهای دولتی و پولیس‌های ویژه‌ نیاز اساسی دار‌د. در غیر این صورت، همان وضعیتی که در جوزجان اتفاق افتاد، تکرار خواهد شد- جایی که طالبان شماری از اقوام ترکمن را به دفاع از خود‌ مجبور کردند و حتا این درگیری تا مرزهای رسمی جمهوری ترکمنستان هم کشیده شد. این شبه‌نظامیان، در ولایت فاریاب نیز حملاتی را انجام دادند و این جنگ‌جویان مخالف دولت، حتا اعلام کردند که یک اردوگاه ثابت آموزشی را نیز در این منطقه تأسیس می‌کنند؛ اما در این این‌جا نمی‌توانیم رد کنیم که این گزارش‌ها‌ فقط یک‌نوع تبلیغات ساده است.

اوضاع اجتماعی

انالیزه کردن وضعیت در سطوح ملی ما را وادار می‌کند که اعتراف کنیم، با وجود برگزاری یک دوره انتخابات گذشته، اما توازن قدرت چندان تغییر نکرده است. هیچ شواهدی دال بر این‌که در افغانستان مخالفان مسلح دولت از سوی مردم این کشور حمایت می‌شوند، وجود ندارند. شواهد نشان می‌دهند که در سال 2014، احتمالاً تنها 32 درصد از مردم افغانستان، به روش‌های مختلف با طالبان ارتباط داشته‌اند (بر‌خلاف آنچه که در سال 2013، 35 درصد گزارش شده بود) و کسانی هم که در حمایت از طالبان متهم هستند، اغلب روستاییانی هستند که در سطح پایینی از سواد و دانش به‌سر می‌برند. سطح بالایی حمایت از جنگ‌جویان مخالف دولت بیش‌تر در مناطقی دیده می‌شود که تحت کنترول طالبان قرار دارند؛ اما این واقعیت نیز وجود دارد که ممکن است این حمایت، از سر اجبار و زیر فشار و ترس باشد.

علاوه براین، فرضیه‌ی مهم دیگر عبارت از این است که بخشی از این حمایت‌ها، تنها حمایت‌های زبانی اند و این نوع موضع بیش‌تر به دلیل این است که افغان‌ها از این طریق می‌خواهند نارضایتی خود را از حضور نیروهای خارجی و تا حدی از دولت فعلی، ابراز کنند. برخی از نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌دهند که تنها 7 درصد از افغان‌ها ترجیح می‌دهند شهر ‌یا روستاهای‌شان زیر کنترول طالبان قرار داشته باشد (در ولایت‌های جنوبی افغانستان، فقط 27 درصد مردم به حضور طالبان متمایل اند؛ اما این نیز سطح خیلی پایین از «حمایت رسمی» مخالفان مسلح است).

با وجود یک‌نوع درگیری و مشاجرات تلخ میان عبدالله عبدالله و اشرف غنی در زمان جدول‌بندی نتایج انتخابات، اما ائتلاف و مشروعیت فعلی بر بحران غلبه کرد و فرصت موجود می‌تواند اطمینان و وفاداری مردم را در حمایت از سیستم سیاسی موجود، کسب کند.

با وجود این‌ اما در پس‌منظر چنین ائتلافی، اختلافات سیاسی سنتی افغانستان سر جای خود باقی خواهند ماند. اخصاً این‌که چالش‌های اخلاقی در بخش نیروهای امنیتی و واحدهای نظامی می‌توانند عواملی برای حفظ کتله‌ی اپوزیسیون باشند. در ماه آگست سال 2014، در اثر یک حمله‌ی خودی، جنرال ‌هارولد گرین- دارای عالی‌ترین رتبه‌ی نظامی ایالات متحده‌ی امریکا از زمان جنگ ویتنام- کشته شد. مشکل در این‌جاست که روحیه‌ی کلی اردوی ملی افغانستان با سیاست وصل نشده است. چنین مشکلاتی به‌طور طبیعی در سطح بالایی قرار دارد. طبق شواهد، در سال‌های گذشته در حدود 4 تا 7 هزار (از مجموع تخمینی 180 هزار) نفر به‌طور غیر‌مجاز در صفوف نظامیان افغان داخل شده‌اند و با این حال، این احتمال نیز وجود دارد که در حال حاضر نیز چنین چیزی وجود دارد. علاوه براین، موارد زیادی ثبت شده‌اند که نشان می‌دهند، نه تنها سربازان، بلکه حتا در میان افسرانی که در خارج از کشور تحت آموزش قرار دارند، روحیه‌ی فرار وجود دارد. سال گذشته [2014] از یک پایگاه نظامی در ماساچوست (ایالات متحده‌ی امریکا) سه سرباز افغان که برای آموزش رفته بودند، پا به فرار گذاشتند که بعداً توسط پولیس‌های سرمرزی کانادا، دستگیر شدند.

البته موارد ترک و فرار ‌یا هم تسلیم داوطلبانه به نیروهای مسلح مخالف دولت در میان نظامیان افغانستان، پدیده‌ی تازه‌ای نیست؛ اما موارد یاد‌شده برای عده‌ای از نیروهای رسمی دولت، به‌وضوح نشان می‌دهد که عدم اعتبار از پرستیژ نظامی در میان افغان‌ها، عامل اساسی چنین روندی است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه