دموکراسی؛ چهار دلیل که نسبت به سال 2015 باید خوش‌بین بود

اطلاعات روز

منبع: worldaffairsjournal

نویسنده: Carl Gershman

مترجم: اقبال غرجی

سال 2014 یک سال بسیار بد برای دموکراسی به حساب می‌آید، که چنین هم بوده است. در این سال دولت روسیه به انقلاب دموکراتیک در کریمه‌ی اوکراین پاسخ داد، به بخش‌های شرقی کشور هجوم برد و نظم جهانی را که پس از جنگ سرد تأسیس شده بود، به چالش کشاند. در همین سال، چین شاهد بیست و پنجمین سالگرد اعلامیه‌ی سرکوب و حفظ جایزه‌ی صلح نوبل توسط لیو شائوبو در زندان و سرکوب مدافعان حقوق بشر، اقلیت‌های تبت و اویغوری بود. روند اصلاحات در کشورهای مختلف مانند مصر، تایلند، ترکیه، نیجریه، مجارستان، ونزویلا و جمهوری آذربایجان، مثل برما که روند اصلاحات در سال 2011 در آن شروع شد و در این سال به انجام رسید، منفی بوده است. در خاور میانه، کشتارها در سوریه ادامه داشت و تشکیل گروه اسلامی تهدید جدیدی علیه کشورهای منطقه و جهان می‌باشد.

این اولین بار نیست که چشم‌انداز دموکراسی چنین شکننده بوده است. در سال 1876، در آستانه‌ی جنش دوصدمین ساله‌ی اعلامیه‌ی استقلال‌، دانیال پتریک موی‌نهان ((Daniel Patrick Moynihan نوشت، «‌دموکراسی در جایگاهی قرار دارد که جهان بوده است، نه در جایگاهی که جهان به آن سمت روان است.» در میان تحولات آن زمان، موی‌نهان به شکست امریکا در ویتنام، تعلیق دموکراسی در هند، تحمیل رژیم‌های نظامی بر بسیاری از کشورهای امریکای‌ لاتین و افزایش خشونت دیکتاتورها در آفریقا، مانند‌ ایدی امی در اوگاندا، واکنش نشان داد.

موی‌نهان در باره‌ی تغیرات سیاسی که در پرتگال و اسپانیا رخ داده بودند، چیزی نمی‌دانست. در آن زمان یک فرایند تاریخی راه‌اندازی گردید که پسان‌ها سمیول‌ هانتینگتون آن را به‌نام «موج سوم» دموکراسی‌شدن یاد کرد. تعداد کشورهای دموکراتیک در جهان افزایش یافت و دموکراسی تنها شکل مشروع برای دولت‌داری پنداشته شد. وقتی که این تغییرات هویدا گردیدند، بد‌بینی‌هایی که موی‌نهان انعکاس داده بود، به‌زودی تبدیل به خوش‌بینی شدند. اکثر ‌مردم تصور می‌کردند که دموکراسی بدون هر‌گونه تردید گسترش خواهد یافت.

اما‌ در حال حاضر ما می‌دانیم که خوش‌بینی جدید در واقع از بد‌بینی قدیمی نسبت به دموکراسی‌، بهتر نیست. اکثر تحولات موج سوم به شکست مواجه شدند. اقتدار‌گرایان در کنترول جنبش‌های دموکراتیک و پیش‌برد برنامه‌های سیاسی خود در سطحی بین‌الملی و کشورهای دموکراتیک غربی ماهرانه عمل کرده بودند. کشورهای دموکراتیک غربی برای مدتی پیروز بودند؛ اما به‌زودی دچار بحران مالی وسیاسی شدند. به این اساس، نتوانستند اعتماد مردمی را به دولت دموکراتیک کسب کنند، یا با اعتماد به‌نفس ارزش‌های دموکراتیک خویش را به مردم ارائه دهند.

آیا بد‌بینی حال حاضر نیز بیش از حد است؟ آیا ما در برابر ظهور امکانات دموکراتیک، که آشکار‌تر از مشکلات نیست و ما را از هر طرف تحت فشار قرار داده‌ است، کوریم؟ مطمئنا هیچ‌کس نمی‌داند. اما هنوز چهار دلیل برای بهتر شدن وضعیت دموکراسی وجود دارند. شاید جدی‌تر از دوران موج سوم نباشند؛ اما هنوز هم نیروی کافی برای ایجاد حس کاهش دموکراتیک وجود دارد.

دلیل اول، دموکراسی در دو کشور مهم در مقابل نا‌برابری‌ها پیشرفت داشته است. ویدودو، رهبر اصلاح‌طلب در اندونزی که بزرگ‌ترین کشور اسلامی می‌باشد، به گونه‌ی گسترده توسط جنبش دموکراتیک مدنی حمایت شد. با تلاش‌های هماهنگ، نظام قدیمی‌ نژاد‌پرست را جهت به‌وجود آوردن تغییرات سیاسی شکست داد. مهم‌تر از این، پیروزی دموکراسی در تونس ‌است. در این کشور قوت‌های عمده‌ی سیاسی قادر به جلوگیری از بروز اختلافات و از‌هم پاشیدن نظم اجتماعی شدند و قانون اساسی دموکراتیک را جهت انتخاب رهبر جدید برای انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی به تصویب رساندند. بر‌خلاف اندونزی که در جنوب‌شرق آسیا از تأثیر گسترده بر‌خور‌دار است، تونس کشور نسبـتا کوچک است. اما این کشور منشای اختلافات بهار عربی است. تحکیم دموکراسی در این کشور، برای گسترش آن در کشور‌های خاور میانه مهم به نظر می‌رسد که توسط موج سوم ایجاد گردیده بود. علاوه بر‌این، تونس نه تنها اولین کشور دموکرات در جغرافیای عرب نیست، بلکه در منطقه‌ای که اکنون ایدیولوژی رادیکالیسم اسلامی به‌شدت حاکم است، نشان‌دهنده‌ی یک ایده‌ی جایگزین نیز می‌باشد. اگر با این رویکرد بتواند توجه جوانان و روشنفکران را جلب کند، تأثیر تحول در تونس گسترده می‌باشد.

دومین دلیلی که باید محتاطانه نسبت به چشم‌انداز دموکراسی خوش‌بین بود، این است که تعدادی از رژیم‌های خود‌کامه که در رهبریت قرار داشتند، در حال حاضر دچار بحران‌های شدید گردیده‌اند. روسیه به فروپاشی ارز، افزا‌یش تورم، فرار سرمایه‌ی هنگفت‌ و کاهش ذخایر خارجی روبه‌رو است. هم‌چنان تلفات قابل توجهی را در جنگ با اوکراین متحمل شده است. از ترس واکنش عمومی، در تلاش پنهان‌سازی چنین ضعف‌ها می‌باشد. بروز مشکلات فعلی بر قیمت نفت نیز تأثیرگذار بوده است و نیز تهدیدی برای بقای دولت پوتین می‌باشد. رژیم‌های نفت‌خیزِ دیگر نیز با مشکلات دست و پنچه نرم می‌کنند. رژیم پوپولیستی نیکولاس مادو در ونزویلا، جایی که قبل از سقوط قیمت نفت، وضعیت اقتصادی‌اش به وخامت گراییده بود‌ و نظام دیکتاتوری اسلامی در ایران، دچار بهران شده‌اند. از آن‌جایی که رژیم‌های دیکتاتور‌ به افزایش تنش‌های روز‌افزون بین‌المللی واکنش نشان می‌دهند، مشکلات اقتصادی در چنین نظام‌ها لزوما چیزی خوبی نیست؛ اما در معرض آسیب‌پذیری قرار‌گرفتن چنین نظام‌ها، گاهی می‌تواند منجر به کشاکش سیاست‌های غیر‌منتظره گردد.

دلیل سوم، ایالت متحده‌ی امریکا با پشت سر گذاشتن جنگ‌های سخت در عراق و افغانستان، بعد از مدت طولانی برای خروج آمادگی می‌گیرد. دلیل مشخصی وجود ندارد که با اطمینان کامل بدانیم، تا چه اندازه مشکلات سال 2014 با خلایی که ایالت متحده برای برگشت ایجاد کرده بود، گره خورده است. اما حمایت مردمی برای تجدید مشارکت ایالت متحده‌ که در توافق دو‌جانبه‌ی دو حزب کنگره به کمک اوکراین مثبت انعکاس یافت، مطمنا واکنش به آن مشکل به حساب می‌آید. تا هنوز روشن نیست که به اتفاق آرا نقش رهبریت قوای ایالت متحده در جهان، چیزی که برای گسترش و رشد دموکراسی ضروری پنداشته می‌شود، حمایت می‌شود یا خیر. اما در حال حاضر، حد‌اقل یک احتمال واقعی است‌ و پس از مدت طولانی پنچ ساله رکود اقتصادی یکی دیگر از عواملی است که امریکا در تقویت کشور‌های برون‌مرزی، تأثیرگذار می‌باشد.

دلیل چهارم، نهایی و امیدوار‌کننده این است که مبارزه‌ی پایدار جنبش‌های دموکراتیک در تمام کشورهای جهان برای پاسخ‌گویی سیاسی، اقتصادی، نوسازی مدنی و حقوق دموکراتیک ادامه دارد. پیروزی جنبش ایرومیدان در اوکراین در ماه فبروری سال گذشته منجر به واکنش تند روسیه گردید. اما به‌جای عقب‌نشینی، این جنبش هم‌چنان به پیشرفتش ادامه داد. اگر این جنبش در مبارزه علیه فساد و اصلاح اقتصادی موفق شود و یک کشور جدید مبتنی بر حاکمیت قانون را بساز‌د، نه تنها دموکراسی را در اوکراین، بلکه در روسیه و کشورهای منطقه کمک کرده است.

حتا‌ گاهی در دشوار‌ترین شرایط، چنین جنبش‌ها در راستای تحقق اهداف‌شان پشتکار فوق‌العاده نشان داده‌اند. پولیس پس از انقلاب چتر (‌Umbrella Revolution) در ‌هنگ‌‌کنگ جاده‌ها را پاک‌سازی کرد‌؛ اما جنبش شکست نخورد. زمانی که معترضان جاده را ترک می‌کردند، با خود پلاکارد‌هایی را حمل می‌کردند که عنوان آن «‌ما دوباره بر‌خواهیم گشت» بود. و زمانی که اکونومیست نوشت، «چه مدت قبل جوانان پکن و و شانگهای خواسته‌های‌شان را مطرح ساخته بودند»، چنین خواسته‌ها توسط انجمن جامعه‌ی باز کیوبا نیز مطرح گردیده بود و به‌زودی پس از ترمیم دوباره‌ی روابط امریکا و کیوبا اعلام شد. بعد از بیش از پنج دهه استبداد، «‌نقش جامعه‌ی مدنی گسترش یافت» و پیش‌نهاد مردم کیوبا «‌یک روایت جدید، تاکتیک و استراتژی و زبان جدید» بود.

چنین جنبش‌ها شامل فعالانی اند که نشان‌دهنده‌ی نیروی جدید در سیاست بین‌المللی می‌باشند و در سال‌های آینده صدایی از آن‌ها شنیده خواهد شد. چنین جنبش‌ها در رسیدن به اهداف و استراتژی‌های‌شان زرنگ و در روند مبارزه‌های‌شان برای حقوق بشر، آزادی بیان و حاکمیت قانون، متعهد بوده و واقع‌بینانه عمل کرده‌اند. رافایل مارکز دی موریس، روزنامه‌نگار آنگولا، یکی از افراد این جنبش که تهدید و شکنجه شده است، در ماه مارچ برای ارائه‌ی گزارش فساد و قاچاق الماس خونین مقامات (‌blood diamond) به دادگاه می‌رود. او از خاطرات همکاران کشته شده‌اش صحبت می‌کند و هم‌چنان به نمایندگی از روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق بشر در آفریقا، با شجاعتی که داشت، نقش رهبریت این گروه را به عهده گرفت و با ایجاد هم‌بستگی، دیوار‌های ترس را از بین برد‌. او به همکاری آن‌ها وعده داده بود‌ که «‌هیچ سیاست‌مدار، هر‌چند‌ قوی و مهیب هم باشد، مرا از انجام کاری که می‌خواهم بکنم، نمی‌تواند بازدارد.»

این فعالان می‌دانند که با مبارزه‌های طولانی و خطرناک مواجه می‌شوند و حتا اگر آن‌ها در راستای از بین بردن نظام‌های دیکتاتور موفق هم شوند، با چالش‌های سخت‌تری روبه‌رو می‌شوند. با ایجاد نهاد‌های جدید، قدرت‌مندان و فاسدان سود‌جو را به حاکمیت قانون فرا‌می‌خوانند و دموکراسی را برای کار و پیشرفت‌های واقعی، نه تنها برای قشر نخبه، بلکه برای تمام افراد جامعه‌ ضروری می‌دانند. در واقع این فعالان که برای تحقق اهداف‌شان مبارزه می‌کنند، به سودی نمی‌اندیشند و تنها دلیل اصلی آن‌ها، امیدواری به آینده است. مهم این‌جا‌ست که ما آن‌ها را از طریق کلمات و عملکرد‌هایی معنا‌دار‌ بفهمانیم که که در تأسیس دموکراسی‌ها تنها نیستند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه