Abdullah Watandar

اطلاعات روز

ما و طالبان ما

من گاه و بیگاه در مقابل غربی‌ها، دچار احساسات می‌شوم، مخصوصا وقتی پای داستان افغانستان به میان می‌آید. به آن‌ها می‌گویم، شما بنیادگرایی را وارد افغانستان کردید. قبل از آن ما یکی از آرام‌ترین مردمان جهان بودیم، زنان ما آزاد بودند و مجبور نبودند تنبان بپوشند یا چادر به سر‌شان بکنند. دانشگاه‌های ما از بهترین‌ها در منطقه بودند، جاده‌های ما در منطقه نظیر نداشتند. حتا هیپی‌ها، مسافرت به افغانستان را یک ضرورت می‌دانستند و توریست‌های غربی، شب و روز در کوچه پس‌کوچه‌های شهرهای بزرگ، از آرامش و صلح و صفای افغانستان لذت می‌بردند. شما با جنگ سرد‌تان آمدید و ما را به زمین زدید، برای ما بنیادگرایی و جهاد آوردید. مجاهدین، القاعده و طالب را بر مردم آزادی‌خواه ما تحمیل کردید و هنوز هم می‌کنید.

کیف می‌کنم. گرگ گرگ نگاه می‌کنند و با تأیید سر می‌جنبانند. بعضی هم با تأیید به امریکا و ناتو فحش می‌دهند، اما تجربه‌‌ی زندگی با غربی‌ها به من آموخته است که اکثر شان در دل با خود می‌گوید: چه احمقی!

خودم هم می‌دانم که دروغ می‌گویم، اما شانه‌ی سبک داشتن، لذت عجیبی دارد. حتا وقتی همه‌ی اتهامات را به دروغ به دوش دیگران بیاندازی و ظاهرا چیزی نگویند و بر بی‌گناهی‌ات‌ خیره خیره نگاه کنند، احساس سبکی می‌کنی، اندکی از درد توجیه خویش، کاسته می‌شود و احساس گناه تعلق به جهنم زمین، کمی کاهش می‌یابد.

واقعیت‌ها اما برای مدت طولانی آدم را رها نمی‌کنند. مردان منطقه‌ی ما در غزنی کسی را مجاهد درست نکرده بودند. جهاد، گرامی‌ترین آرزوی آن‌ها بود. مکتب‌های منطقه‌ی ما را مردم چور کردند، همان پدران و برادران شاگردان این مکاتب. جهاد قبل از ورود ارتش سرخ‌ و حتا قبل از کودتای چپ، آغاز شده بود. پیش‌بینی ویرانی کابل به‌خاطر زنان چنین و چنانش، چیز عجیبی نبود. آدم‌ها با کلاه بر سر نکردن کافر می‌شدند. پر بازی کردن، کفر می‌آورد. موسیقی گوش‌دادن، جنگیدن با دین بود. مکتب رفتن، آدم‌ها را کافر می‌کرد. والیبال، جنگیدن با دین معنا می‌شد. سرخی و سپیده زدن و لباس مد روز پوشیدن دختران در دانشگاه کابل، حتا برای جهادیان با‌سواد و اهل مطالعه، فساد بود و باید برای نابودی‌اش، تلاش می‌شد.

طالبان امروز، کپی خویشتن دیروز ما هستند. ممکن است، آن‌ها را آی‌اس‌آی حمایت کند، اما اندیشه‌ی طالبانی، ریشه در فرهنگ، پندار و باور مردم ما دارد. اگر فرهنگ و باورهای ما، ظرفیت پرورش طالبان را نمی‌داشت، کسی بر یک پدیده‌ی بی‌بنیاد سرمایه‌گذاری نمی‌کرد. گسترش طالبان در ولایات شمال، نشان می‌دهد که پاکستان و حامیان دیگر طالبان، بر کالایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که در افغانستان خریدار دارد. بهتر است ما به‌جای متهم کردن دیگران، به خویش نگاه کنیم، ببینیم ما که هستیم، از خود و جهان چه می‌خواهیم و چرا جامعه‌ی ما، فرهنگ ما و باورهای ما سدی نمی‌شوند در مقابل سیل طالب.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه