آزادیِ بیان و ذایقه‌ی زور

سخیداد هاتف

تصور کنید که کسی یک صفحه‌ی بزرگ روزنامه را با مدیحه‌ای در حقِ یکی از وزیران دولت پر کرده باشد. بعد آدم منتظر بنشیند که چه وقت وزیر مذکور به خشم می‌آید و آن مدیحه‌سرا را به دادستانی معرفی می‌کند. حتما می‌گویید، این دیگر چه سخنی است؟ مگر کسی عقل خود را از دست داده باشد که از ستایش شدن بدش بیاید و ستایشگر را نکوهش کند، یا بدتر از آن تحت تعقیب قرار دهد. معنای این سخن این است که هرکس حق دارد در مدح وزیر محبوب خود مدیحه بگوید. معنای «حق دارد» هم این است که هرکس آزاد است ستایشی را که در باره‌ی فلان وزیر در دل دارد، به بیان در‌آورد.

حال، سخن این است که این قدرش را خود ما هم می‌دانستیم. این از بدیهیات است که وقتی شما وزیری را مدح می‌کنید، جناب ایشان نرنجد و به خشم نیاید. این چیزی را که به‌نام «آزادیِ بیان» می‌شناسیم، برای این‌گونه موارد مطرح نکرده‌اند. ضرورت آزادیِ بیان هنگامی مطرح نشد که عده‌ای می‌خواستند مدح امیر و وزیر را بگویند و دستگاه قدرت به آن بی‌چار‌گان اجازه نمی‌داد که مدح بگویند؛ چون امیران و وزیران از مدح شنیدن نفرت داشتند. نه، این‌گونه نبود. ضرورت آزادی بیان زمانی به میان آمد که شهروندان می‌خواستند سخنان ناخوش‌آیندی در باره‌ی ارباب قدرت بگویند و دستگاه قدرت به آنان رخصت نمی‌داد که در بیان آن ناخوش‌آیند‌ها آزاد باشند.

با این حساب، احترام به آزادیِ بیان اساسا از این‌جا شروع می‌شود که ارباب قدرت بپذیرند که کسی از آنان انتقاد کند. در قوانین افغانستان آزادیِ بیان به رسمیت شناخته شده. اما آنچه به رسمیت شناخته نشده، احترام گذاشتن به این قوانین است، در میان ارباب قدرت. گاه، که یکی از اعضای دستگاه قدرت می‌خواهد خود را آدم متسامح و دموکراتی نشان بدهد، می‌گوید که من از انتقاد استقبال می‌کنم؛ اما انتقاد باید «سالم‌» باشد. منظورش از انتقاد سالم هم انتقادی است که اصلا انتقاد نباشد. در این‌جا، انتقاد سالم انتقادی است که در آن هیچ چیزی نباشد که جنابِ مثلا وزیر از آن احساس ناراحتی کند. حقیقت اما آن است که انتقاد، چه در زبان متعارف مستقیم و چه در بیان طنزی، همواره عنصری از «ناراحت کنند‌گی» دارد و همان عنصر است که باید تحمل شود. احترام به آزادی بیان، احترام به کلام بی‌خاصیت یا مدحت‌آلود نیست. احترام به آزادی بیان یعنی گوش خود را به روی سخنان درشت و تلخ باز کردن. البته در کشوری که قانون احترام شود، این حقِ آزادیِ بیان را کسی از کسی گدایی نمی‌کند. وظیفه و تکلیف اعضای دستگاه قدرت است که به چنین حقی گردن بگذارند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه