هادی دریابی
بعضی وقتها، انسانها را حالتی دست میدهد که نه میتوانند بخندند و نه میتوانند بگریند، هرچند که یارای حفظ وضع عادی را نیز ندارند. درست در همین لحظه است که دانشمندان قیافهی هشت دقیقه مانده به نُه را، در باب توصیف وضعیت موجود، ایراد میکنند.
سربازالدین شیرمل، ولد شمشیرالدین، ولدیت رقیبالدین که از سه ماه بدینسو با یک همچو وضع مواجه شده است، مدام در غیاب پسر مامای خویش (رحیمالدین ولد عظیمالدین ولدیت حلیمالدین)، طلب مغفرت نموده و از این طریق به گوش تمام دوستداران خویش ابلاغ میفرماید که بنده در زمان طفولیت خویش، کاملاً خر بودم و توانایی تشخیص مصلحت و مفاد دوستی را نداشتم. حال که از غیبت دوستان قدیم، دوستان جدیدم قیافهام را هشت دقیقه مانده به 9 توصیف میکنند، بسیار رنج برده و منباب احتیاط وصیت میکنم که اگر خدای نخواسته، دار فانی را وداع گفتم، برای گوسفندان و بزان غیور من که تنها وارثان من هستند، کارت رایدهی بگیرید و با کمک بزرگان سعی کنید در روز انتخابات، به کاندیدی رای بدهید که مصلحت قوم باشد… هرآیینه خدا بزرگ است!
ماما زادهی سربازالدین طی یک نامه، به سربازالدین تسلی داده و گفته که صبر پیشه کند؛ چون خداوند در قرآن عظیمالشان آورده است که «انالله معالصابرین». ماما زادهی این سربازالدین خاطرنشان کرده که سه ماه پیش در شب عروسی عاشقالدین، به سربازالدین بارها توصیه کرده که صبر پیشه کند و پیش از مقامات عالیرتبه و بزرگان و متنفذان قوم، دست به غذا نبرد؛ اما سربازالدین گوش نکرده و او (رحیمالدین) که صبر پیشه کرده، حالا به لطف همان آیهی کریمه، در کمال سلامت به سفر رفته و از مظاهر زیبای دستساختهی کفار دیدن مینماید و سربازالدین که آنشب طاقتش طاق شده و حتا پیش از سید نورالدین آغا که چهل سال تمام ملای قریه است، دست به غذا برده و چون صبر نکرده است، حالا به این وضع رقتبار، مواجه شده است.
در این قسمت تبلیغات، توجه شما را به یک خبر جلب مینمایم؛ لوی سارنوال دبی که در افغانستان به خاطر تعطیلات عیدی آمده بود، از سوی رییس جمهور امارات برای حل یک دعوای 39 ساله فراخوانده شد؛ اما لوی سارنوال دبی عرض کرده که مایل است در کنار خانوادهی خویش بماند و از افغانستان به دبی به قضا بنشیند… وی استدلال میکند که نبوغ و شم قضاییاش به او این فرصت را میدهد تا از شرق به غرب و از شمال به جنوب به قضا بنشیند. وی که متولد روز جهانی قضا است، تحصیلات نمیهعالی خویش را در پاکستان و مابقی را در هنگام جهاد عملاً تجربه کرده است و اینک حرام کردن تعطیلات خویش را یک کار ناجوانمردانه خوانده و تقاضای تجدید نظر دارد.
هموطنان عزیز! اگر میخواهید به درد سربازالدین دچار نشوید، به فروشگاه انتخابات مراجعه کرده و نگذارید که یک بار دیگر دشمنان اسلام با سرنوشت شما معامله کند. فروشگاه انتخابات افتخار دارد که بازهم به تقاضای یک تعداد زیاد از کشورهای خارجی، نمایندگی رسمی تجویزات آنها را باز کرده و در خدمت ملت باشعور و مصمم و دموکرات افغانستان قرار دارد. ما از سیر تا پیاز ضروریات شما را دانسته و مطابق سطح دانش و ظرفیت شما با شما معامله کرده و ضروریاتتان را برای سالها رفع خواهیم کرد… اعتماد از شما، افتخار از کل ما!
از این که بازهم فرصت پیش آمده تا لویه جرگه دایر شود، نیروهای سیاسی کشور افتخار دارند که دانشگاه پولیتخنیک را یکبار دیگر زیارت میکنند. زیارت کردن دانشگاهها از رسوم نیک نیاکان ماست. یک تعداد اراذیل و اوباش قصد دارند که در مراسم لویه جرگه، به نفع یک کاندید مشخص کمپاین کنند؛ اما کور خواندهاند!… متأسفانه برقها قطع شد.
آخ که چقدر وضع افغانستان شبیه سربازالدین است که نه میتواند بخندد و نه میتواند بگرید. وضع نورمال هم که ندارد. لشکرکشیهای سیاسی برای احراز کرسی ریاست جمهوری به جایی رسیده که همسایههای مقامات رسماً از بیستمین بار مجلس پرشکوه خبر میدهند. کاکا هم در صفحهی فیس بوکش نوشته که جلسه حق ماست، خواه این جلسه برای اعدام ملا قدرتالله باشد یا برای افتتاح یک کمیسیون و ائتلاف جدید… یکی نیست بگوید برو کاکا! ائتلاف کهنهات به کجا رسید که جدیدش برسد؟
