افغانستان؛ جغرافیای مواد مخدر

اطلاعات روز

منبع: مجله‌یRollingStone

نویسنده: Matthieu Aikins

بخش سوم و پایانی

اما ‌سال گذشته‌ احمدی و مشاور امریکایی‌اش از دستگیری حاجی لعل جان که یکی از بزرگ‌ترین تاجران مواد مخدر می‌باشد، استقبال کردند. حاجی لعل جان که از ولایت هلمند است، برای مقام‌های دولتی و فرماندهان طالبان، زمانی که تریاک را از کشور انتقال می‌دهد، یک‌سان پرداخت ‌می‌کند. یک مقام بلند‌پایه‌ی مبارزه با مواد مخدر غربی می‌گوید: «او [نزد مقام‌ها] یک تاجر قابل قدر است‌ و روابط نزدیکی با خانواده‌های صاحب قدرت در افغانستان دارد؛ اما در عین حال، با طالبان هم‌دست ‌است و برای آن‌ها مقدار زیادی پول تهیه می‌کند. و خیلی گفتنی‌های دیگر در مورد حاجی لعل جان وجود دارند».

حاجی لعل جان به حد کافی بد‌نام شده است. او در سال 2011 به گونه‌ی رسمی لقب «شخص مهم خارجی در قاچاق مواد مخدر» را از طرف رییس جمهور اوباما ‌گرفت؛ اما ‌هنوز به گونه‌ی آزاد در شهر قندهار زندگی می‌کرد و تحت حمایت برادر رییس جمهور کرزی قرار داشت. یک مقام دولتی می‌گوید، «مرگ ولی باعث شد که وی از مقامش پایین شود». با استناد به گفته‌های مقام‌های امریکایی و افغانی‌ و هم‌چنان اسنادی که به دستر‌س مجله‌ی رولینگ اِستون قرار گرفته است، در خزان سال 2012 چندین قاچاق‌بر مواد مخدر حاجی لعل جان را به عنوان رییس‌شان برگزیده‌اند‌. در 26 ماه دسامبر سال 2012 خانه‌ی حاجی لعل جان توسط ‌بخشی از نیروهای کماندوی افغانستان مورد حمله قرار گرفت. لعل جان از خانه فرار کرد و در حال‌ فرار با توریالی ویسا، والی قندهار‌ تماس تیلفونی گرفت و از جریان برایش معلومات داد. یک مقام افغان که مصروف تحقیق‌ در این مورد است، گفت: «ویسا برای لعل جان گفته بود که ‌با رییس جمهور کرزی تماس می‌گیرم و دلیل این اتفاق را می‌پرسم؛ شما منتظر باشید. گروه باز‌رسی در صدد رد‌یابی موقعیت لعل جان از طریق شماره‌ی تیلفون وی بود».

‌لعل جان دوباره به کابل پروازه کرده بود‌ و مشاجره‌ی غیابی در باره‌ی سر‌نوشت وی اتفاق افتاده بود. یک مقام غربی مبارزه با مواد مخدر می‌گوید: «یک گفت‌وگوی طولانی با رییس جمهور کرزی صورت گرفته بود که ‌او را متقاعد بسازد که برای دادستان اجازه‌ی پیشرفت ‌بدهد. والی قندهار، توریالی ویسا و بزرگان قومی این ولایت گرد هم آمده بودند که در مورد قضیه‌ی لعل جان تبادل نظر کنند». (‌توریالی ویسا می‌گوید که قضیه‌ی لعل جان توسط دادگاه کنترول می‌شود و از ارائه‌ی معلومات بیش‌تر خود‌داری کرد‌).

لعل جان به یک واحد عدالت کیفری ایالت متحده‌ی امریکا و ائتلاف که شامل یک تیم ویژه‌ی دادستانی، قاضیان، دادگاه و زندان می‌باشد، منتقل شده بود. این مکان در نزدیک میدان هوایی کابل موقعیت دارد. گمان می‌رود این جریان به دلیل تهدید‌های امنیتی و فشار‌های سیاسی اتفاق افتاده بود. با این‌حال، نفوذ لعل جان به‌خوبی احسا‌س می‌شد. به قول مقام‌هایی که از جریان آگاه بودند، گروهی از مرد‌ها قادر شدند ‌داخل بیایند و بر یک مقام دادستانی فشار بیاورند که به اندازه‌ی وزن خود شخص، از خزانه 100 دالر بِل پیش‌نهاد کند. او آن‌ها را بیرون کرد‌. بازرسان دادستانی که اغلبا از طرف افراد زور‌مند با عمل متقابل رو‌به‌رو شده بودند، تکان خوردند. یکی از آن‌ها برایم گفت، «نمی‌دانم هر روز که از خانه بیرون می‌روم، آیا زنده ‌نزد خانواده‌‌ام بر‌می‌گردم یا خیر».

بعد از محاکمه، لعل جان متهم به قاچاق مواد مخدر شناخته شد و به بیست سال حبس محکوم گردید. دستگیری وی می‌تواند یک مثال موفق از برنامه‌های اداره‌ی مبارزه با مواد مخدر ایالت متحده‌ی امریکا باشد‌ و گواهی که دولت افغانستان می‌خواهد قدم‌هایی در جهت ریشه‌کن کردن مواد مخدر بر‌دارد. یک مقام پیشین بخش قضای ایالت متحده‌ی امریکا گفت، «در سفری که ریس جمهور کرزی در ماه جنوری 2013 به امریکا داشت، به این قضیه منحیث یکی از مؤثر‌ترین دست‌آوردهای تلاش‌های مبارزه با مواد مخدر اشاره‌ی مختصر اشاره‌‌ شد. او خنده کرد که خوش‌بینی‌ها چقدر پیش از وقت بودند. «اگر ما انتظار فاسد شدن را داشته باشیم‌، حالا فاسدیم. اما آن‌ها صبور اند».

در عوض، اتفاقات جدید چیست؟ با استناد به گفته‌‌ی مقام‌های افغانی و امریکایی، پول مواد مخدر به حد کافی بالای دستگاه‌های اجرایی قضا و مقام‌های بلندرتبه به شکل گسترده نفوذ کرده است. بر اساس یک درخواست از دادگاه عالی، مجازات لعل جان به 15 سال کاهش یافت. بعد از یک فرمان دیگر از قصر ریاست جمهوری، لعل جان به ولایت قندهار منتقل ‌شد و در آن‌جا در چهارم ماه جون حکم رهایی‌اش صادر شد. بر اساس یک ماده‌ی قانون افغانستان، افرادی که دارای برخورد و رفتار نیک باشند، قبل از سپری نمودن مدت زمان تعین شده از حبس رها می‌شوند. لعل جان وقتی که از زندان رها شد، به پاکستان فرار کرد. یک مقام پیشین دادگاه می‌گوید، «ریس جمهور فرمان صادر کرده بود که دوباره وی را دستگیر کنند‌ و این کار فوق‌العاده مشکوک است».

در صورتی که دولت افغانستان را به عنوان کشور مواد مخدر بشناسی، واضح است که تولید تریاک در افغانستان افزایش می‌یابد؛ این در حالی است که امریکا بیلیون‌ها دالر را برای مبارزه با مواد مخدر و تعداد زیادی از عساکر به مصرف رسانده است که این روند باید معنا پیدا می‌کرد. در این جغرافیا، شکست کامل اتفاق افتاده است. افغانستان در سال 2001، به‌صورت واقعی در تجارت تریاک پیشرفت نداشته است. قاچاق‌بران بدون هیچ‌گونه دلیل به این دولتِ بچه‌گانه و پولیس رشوه‌ستان، پول پرداخت می‌کنند. در همچو یک بهشتِ آزاد، بازیگران آزاد- مانند سلیم، تولید کننده‌ی هیرویین- رشد می‌کنند.

در بدنه‌ی حکومت افغانستان توطئه‌های زیادی وجود دارند؛ اما مردم به‌خاطر گریز از قانون و مسئولیت‌پذیری، با میل زیاد، به دور آدم‌هایی که از لحاظ اقتصادی قدرمت‌مند باشند، جمع می‌شوند. تاجران مهم مواد مخدر نسبت به ارتباطی که با مقام‌های دولتی دارند، تجارت‌شان را به پیش می‌برند. کسانی که برای دولت پرداخت نمی‌کنند و کسانی که حمایت مقام‌های دولتی را ندارند، ممکن است کشته یا دستگیر شوند.

از این لحاظ، برنامه‌های مبارزه با مواد مخدر ایالت متحده که تا حال 8 بیلیون دالر هزینه داشته است و پروژه‌های فسادآلود ملت‌سازی افغانستان در کل، در بر رشد تجارت مواد مخدر در افغانستان تأثیر دارند‌. حتا قوای تازه تأسیس هوایی افغانستان، از سوی نظامیان امریکایی به‌خاطر قاچاق مواد مخدر مورد تحقیقات قرار گرفتند. در اکثریت نواحی، این روند نتیجه‌ داده است که در آن فایده‌ی تریاک را از طالبان می‌گیرند و آن را به مقام‌های دولتی می‌سپارند. به گونه‌ی نمونه، در ولسوالی گرم‌سیر ولایت هلمند، که مسیر‌ کلیدی قاچاق مواد مخدر با ولایت‌های دیگر و بهرامچه می‌باشد، این بخش را گروهی از نیروهای بحری از دست طالبان آزاد کرد و تسلیم دولت افغانستان کرد‌. اما نتیجه؟ پولیس شروع به گرفتن سهمیه از تاجران مواد مخدر کردند. یکی مقام امریکایی که در گرم‌سیر کار کرده است، برایم گفت، «در آن‌جا خانواده‌‌های شبه‌مافیا وجود دارند که تجارت تریاک بین آن‌ها تقسیم گردیده است. زمانی که افراد بیرونی به داخل آن‌ها بروند، آن‌ها او را به‌خاطری که از تجارت مواد مخدر منع‌شان نکند، خدمت می‌کنند».

بدون شک، افغان‌های عادی نیز از این رنج می‌برند که کشور‌شان بزرگ‌ترین کشور تولیدکننده‌ی تریاک در جهان می‌باشد. میزان معتادان به هیرویین در سال‌های اخیر بیش‌تر از دو برابر شده است. در لشکرگاه‌ مصرف یک‌بار هیرویبن معادل یک دالر امریکایی ارزش دارد. سازمان ملل تعداد معتادان افغان را یک میلیون تخمین زده است که شامل هشت درصد نفوس افغانستان می‌شود و این رقم در مقایسه با معیار جهانی معتادان مواد مخدر، دو برابر است.

دولت امریکا با نقشی که دارد، اعتراف کرد که راه‌حل فوری وجود ندارد. جین ساکی، سخنگویی وزارت امور خارجه‌ی امریکا می‌گوید، «ایالت متحده‌ی امریکا طرز‌العمل‌های مبارزه با مواد مخدر در افغانستان را انکشاف می‌دهد و به‌روز می‌کند‌ و این شامل برنامه‌های طولانی‌مدت است که بنیاد آن را می‌گذاریم تا به واسطه‌ی آن محصولات تریاک را در افغانستان از بین ببریم».

ویلباب براون در انستیتوت بروکینگ، کسی که اقتصاد تریاک را در افغانستان مطالعه کرده است، می‌گوید، برای کاهش کشت تریاک در افغانستان، دهه‌ها وقت نیاز است. کمپاین‌های سخت‌گیرانه و کوتاه‌مدت جهت از بین بردن کشت خشخاش ممکن است مردم قبایل‌نشین را بیش‌تر از پیش‌ فقیر کنند. او می‌گوید، «این روند هم از نگاه فیزیکی غیرممکن است و هم از لحاظ اخلاقی. امنیت زندگی ‌بخش بزرگی از مردم افغانستان بستگی به کشت خشخاش دارد».

علاه بر این، اقتصاد غیرقانونی نیازمند یک روش پایدار است. در میانمار، در حالی که کشت تریاک یک وقت موفق بود؛ اما در مثلث طلایی (به لطف رقابت افغانستان در این زمینه) کاهش یافت. از آن زمان بعد این منطقه‌ی جفرافیایی به یک مرکز تولید مت آمفتامین مبدل شده است؛ در واقع هم تولید و هم مصرف که در ایران و پاکستان نیز جایگاه باز کرده است. یک مقام غربی مبارزه با مواد مخدر می‌گوید: «مت کرستال آخرین چیزی است که این کشور نیاز دارد».

ژان لوک لیمهیو، یک مقام سازمان ملل می‌گوید، «اقتصاد قاچاق بیش‌تر از طالبان برای افغانستان خطرناک است». در نهایت، با وجود این‌که‌ تریاک مشکل جهانی است، دهقانان افغانستان نظر به ارزش جهانی کمتر از یک درصد پول تریاک را به‌دست می‌آورند. استفاده از مواد افیون‌دار به سطح جهانی در حال افزایش است‌ و ایالت متحده‌ی امریکا به گونه‌ی ویژه در مصرف مواد افیون‌دار پیش‌تاز است. در یک تخمین، نیم میلیون معتاد هیرویین در امریکا وجود دارد و اکثر آن‌ها از مکسیکو اند. این ترس وجود دارد که تریاک افغانستان ممکن این رقم را افزایش دهد. مقام پیشین بخش قضایی ایالت متحده می‌گوید: «تا هنوز در امریکا تعداد معتادان چشم‌گیر نیست، ولی شاید زمانی نبرد که مکسیکویی‌ها این روند را فراگیر کنند. این تعداد از آدم‌ها می‌توانند کمپاینی برای ترویج معتادی باشند».

مانند شهر‌های زغال سنگ و کتان مرزی امریکا، لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند برای تریاک ساخته شده است. امروز، قاچاق‌بران مواد مخدر که در دهه‌ی گذشته درآمد کافی داشته‌اند، در صدد تحکیم موقف اجتماعی‌شان می‌باشند و به سرمایه‌گذاری‌های قانونی رو آورده‌اند و تجارت تریاک را به دوستان جوان‌تر خود سپرده‌اند. در عقب هر ستون نهادی، پول مواد مخدر وجود دارد. دو پروژه‌ی ساخت‌و‌ساز اخیر– یک دانشگاه و کارخانه‌ی روغن‌سازی پنبه- به گونه‌ی آشگار متعلق به اشخاصی که در قاچاق مواد مخدر دست دارند، می‌باشند.

در واقع، زمانی که آن‌جا بودم، احساس می‌کردم که هلمند ولایتی نیست که با تریاک مشکل داشته باشد؛ طوری به نظر می‌رسید که تریاک با ولایت مشکل دارد. محمد ابدالی گفت، «در سال جاری آن‌ها می‌خواستند یک هزار هکتار زمین تریاک را از بین ببرند. می‌دانی ما چقدر را از بین بردیم؟ شش صد و نود هفت هکتار زمین را از بین بردیم. این یک جوک است».

در آخرین روز حضورم در هلمند، تصمیم گرفتم که از دشت، مناطق صحرایی حاصل‌خیزی که مرز این ولایت با ایران و پاکستان است، دیدن کنم. اگر شما بالای این مناطق پرواز کنید، زمین بسیار زیادی را با مزارع سبز تریاک مشاهده می‌کنید که زمانی صحرا بوده است‌ و این زمین‌ها توسط طالبان کنترول می‌شود و از آن‌ها مالیه جمع‌آوری می‌کنند.

پولیس مرا همراهی کرد. ما از شهر گرشک خارج شدیم و تا زمانی که به داخل مزارع تریک که در چند سال گذشته به مزارع تبدیل شده بود، نرسیدیم، توقف نکردیم. دود کم‌نوری را که در بالای کوه‌های شمال وجود داشت، می‌دیدیم. زمین‌ها ناهموار بودند و به طرف ولسوالی‌ها‌یی که طالبان در دهه‌ی گذشته بر آن تسلط داشتند، می‌رفتند. در صورتی که دولت افغانستان قدرت را از دست بدهد، هلمند اولین ولایتی است که سقوط می‌کند. لالی، سربازی که طرف دور اشاره می‌کرد، گفت، «آن‌جا مناطق طالبان است. آن‌ها هرقدر که بخواهند تریاک می‌کارند».

یک دهقان کهن‌سال‌، با یک بچه‌ی کوچک دست به‌دست به طرف ما قدم می‌زد. طوری به نظر می‌رسید که این طفل را به‌خاطر عساکری که در داخل مزرعه‌ی تریاکش بودند، با خود آورده است، تا مزارع تریاک وی را تخریب نکنند. او چهره‌ی باریک داشت و پوستش در مقایسه با فردی که دارای ریش سفید بودند، در مقابل نور آفتاب سیاه شده بود. بعد از یک دقیقه متوجه شدم که حفره‌ی چشم راستش خالی است.

چرا او در این صحرا مزرعه تشکیل داده است؟ او گفت که ما قبلا بدون زمین و بی‌نوا بودیم. وی می‌گوید که دو هزار دالر از یک فرد ملکی که فروشگاه گاز دارد، قرض کرده که برای حاصل‌خیزی زمین، مواد بخرد. اما او برایش گفته است که بعد از برداشت محصول، پولش را بپردازد. او ترسیده بود؛ اما‌ ما گفتیم، برای از بین بردن مزرعه‌ی شما نیامده‌ایم. مرد کهن‌سال که از چهره‌اش یأس هویدا بود، گفت، «من احتمالا در سال آینده تریاک کشت نمی‌کنم. به‌طور قطعی درسم را آموختم».

دهقانان فقیر در یک‌سو، زنجیره‌ی درهم تنیده‌ی جنایت‌کاران، سیاست‌مداران، قاچاق‌بران و فساد در نهادهای دولتی در سوی دیگر‌، از افغانستان بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی مواد مخدر جهان ساخته‌اند. خیلی دشوار است این کشور را طور دیگری تصور کنیم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه