سرگئی مارکیدونوف- دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه
منبع: صدای امریکا (صفحهی روسی)
بخش آخر
بهطور کلی تمام کسانی که از هر طریقی و به هر میزانی با افغانستان در تماس بودند، بهخاطر بسپارند که بهترین گزینه را در روابط با این کشور در دست ندارند، بلکه همهی اینها یک بازی با حاصل جمع صفر است. شاهد مثال ما یک دورهی زمانی 1989-2001 است (زمانی که شادی بیش از شکست «شوراها» بسیاری از دلایل منطقی را در ارزیابی از چشمانداز وضعیت افغانستان، تحت شعاع قرار داد). و امروز، این واقعیت میتواند مسئلهی مهمی باشد، از آنجایی که اگر بخواهیم اشتباهات گذشته یکبار دیگر تکرار نشوند. بهطور باالقوه افغانستان میتواند به نقطهای برسد که در آن منافع در سری رقابتهای بازیگران بزرگ اساساً در تضاد با همدیگر قرار نگیرند.
مسکو شدیداً در تلاش است تا مانع گسترش بیثباتی افغانستان در آسیای مرکزی شود که در واقع، مسیر مستقیم به ولگا و شمال قفقاز است. مشکل اویغورها در ایالت سینکیانگ چین که بخشی بزرگی از اسلام رادیکال را تشکیل میدهند، نیز همین است. یکی از فاکتورهای تأثیرگذار بر ثبات افغانستان، موقف سیاسی تهران است. تا حال دولت ایران توانسته است در مقابله با دولت اسلامی عراق و شام، در مناطق مختلف بیرون از خاک خود، خوب عمل کند و از سویی، دولت اسلامی نیز در روابطش با طالبان، «حساب» خودش را دارد. اگر در مورد ایالات متحدهی امریکا و بهطور کلی در مورد غرب سخن گفته میشود، در آن صورت در واشنگتن و بروکسل این برداشت وجود دارد که روی دست گرفتن یک عملیات جداگانه مشکل افغانستان را بهصورت کامل خاتمه نمیدهد و این جنگ [در حال حاضر] چیزی در مورد خودش بیرون نمیدهد.
بنابراین، مشکل ثباتمندسازی افغانستان با ختم عملیات ناتو پایان نمییابد. این جنگ، شکل (و یا اشکال) دیگر خود را خواهد داشت. تنها سوال این است که چه وقت و به چه قیمتی بازیگران در مورد نحوهی مؤثر حل ژیوپلیتیک این واحد، به توافق نظر میرسند. متأسفانه، تفاوت در مسایل دیگر، مانعی است بر سر راه تشکیل و یک دیدگاه مشترک در ارتباط به طوفانی که افغانستان گرد آن میچرخد.
***
پیوست: همانطور که نویسندهی مقاله اشاره میکند، جنگ طولانی امریکا و ناتو در افغانستان را میتوان با جنگ ویتنام مقایسه کرد. زیرا امریکا در این جنگ، هزینهی زیادی به مصرف گرفت و تلفات جانی و مالی قابل توجهی را نیز متقبل شد. همانطور که اکثر کارشناسان و آگاهان مسایل سیاسی باور دارند، هنوز هم هیچ چشمانداز قطعی از آیندهی کشور افغانستان نمیتوان ارائه داد. از سوی دیگر، وضعیت افغانستان در دورهی زمانی حاضر به شکل عجیبی پیچیده شده است. مشکل افغانستان و همپیمانان آن، تنها مبارزه با تروریسم، طالبان یا مواد مخدر نیست؛ بلکه افغانستان اکنون درست همانند سوریه و اوکراین میدان بازیگران جهانی است، فقط بهمراتب پیچیدهتر از وضعیت در سوریه و اوکراین. موقعیت حساس ژیوپلیتیک، این کشور را در محور مداخلات از جوانب مختلف قرار داده است.
در این میان اما سوال این است که موقف اساسی روسیه چیست و در آینده چه خواهد؟ قرار گرفتن افغانستان در شرایط حساس کنونی (انتقال قدرت و تشکیل دولت جدید و خروج بخش بزرگی از نیروهای خارجی) توجه خاص بسیاری از بازیگران جهانی را بهخود جلب کرده است. از سوی دیگر، بحران اوکراین و تکرار یک رویارویی دیگر میان طرفین روسیه و غرب، مسئلهای است که نگاه روسیه را بیشتر از پیش به افغانستان نیز جلب کرده است. در حال حاضر روسیه تنها با وضع تحریمهای غرب در حال مقابله نیست؛ بلکه یک چشم روسیه همواره به این سمت (افغانستان) دید میزند. روسیه کشور قدرتمندی است که روابط دیرینهای با افغانستان دارد؛ علاوه بر این، روسیه قبل از امریکا، پول هنگفت و نیروهای نظامی زیادی را صرف افغانستان کرده است و خسارات زیادی را نیز متقبل شده است. این در حالی است که امروز و با حضور نیروهای غربی به رهبری امریکا، افغانستان با آیندهی نامعلوم و سوالبرانگیز خود، از جهات مختلف برای روسیه یک خطر باالقوه محسوب میشود. رشد بنیادگرایی و اسلام رادیکال در افغانستان و صعود همهسالهی گراف مواد مخدر در این کشور، در حال حاضر تنها دلایل ساده و روشن برای نگرانیهای روسیهاند. زیرا روسیه و شرکای سیاسیاش در آسیای مرکزی سالهاست در گرو تهدید گروههای اسلام رادیکال و گروههای مخل نظم و امنیت، درگیر اند. از طرف دیگر، افغانستان کشوری است که از سالها به اینسو به لانهی افراطگرایی تبدیل شده و چنین خطری، بهصورت مستقیم در آینده، امنیت کل آسیای مرکزی و روسیه را تهدید میکند.
در کنار این، همانطور که سرگئی مارکیدونوف اشاره میکند، بهصورت کل «چهل درصد» مواد مخدر افغانستان مستقیم به روسیه وارد میشود و تلفات آن برای روسیه، چیزی بیش از دوران حضور نیروهای شوروی در افغانستان است. با همهی اینها، اما اکنون از نظر بسیاری از کارشناسان و آگاهان مسایل سیاسی و نظامی روسیه، تنها چند دلیل مذکور برای نگرانی روسیه کافی نیستند؛ بلکه به اعتقاد آنها، افغانستان دیگر تبدیل به یک میدان بازیگران سیاست جهانی شده است. حتا «خروج ناتو از افغانستان نمیتواند مشکل افغانستان را حل کند»، بلکه در حال حاضر آیندهی مبهم افغانستان و «ادامهی بازیها» تمام فرضیات خوشبینانهی دیگر را تحت شعاع قرار میدهد.
