غمِ نان
الف) جانكاه، استخوانخراش و يأسآور، غم نان بزرگترين غم آدمي در زندگي امروزي میباشد. غم نان اما تقدير ابدي و ازلي آدمي نيست. غم نان، زادهی مناسبات شياد و پديدهی بيرون آمده از دل فقر است.
غم نان صرفا رنج فيژيولوژيك نيست. غم نان نوعي اسارت است و انساني كه در مناسبات حاكم جهان امروزي گرسنه است، انساني است اسير.
ب) ديوارهاي اسارت گرسنگي در گونهی خود نوعي زندان بردگي است. انسان گرسنه به سخن ديگر همان بردهاي است در زندان فقر. انسانی كه در وهلهی نخست بيش از هر خوراك فكري/ هنري ديگر و حتا بيش از خدا به نان نياز دارد. نان در چنين حالتي همان اكسیر رهاييبخش است كه انسان گرسنه را از زندان بيناني رها ميكند.
ج) با اين همه، غم نان درخشانترين غم جهان امروز است و اين غم چنان تابان است كه از درخشش آن اين كرهی سراسر تار و تاريك روشن است.
