١) تنها در اوج آوارگي است كه انسان به خرد ناب ميرسد. خرد ناب به عكس خرد مكتوب، در لايهی متن نه، كه در گوهر آوارگي است.
٢) رابطهی آوارگي و خرد و پيوند رنج و انديشه اما هماره دياليتيكال است. انسان به پيمانهاي كه رنج ميبرد، انسانتر ميشود. نسبت خرد ناب و هومر را ميشود در همين سنجه جستوجو كرد. هومر خرد را در عمق آوارگي كشف كرد. انسان هومري انسان بيخانه بود: نه به ريسمان متافزيك آويزان بود و نه در زمين خدايي داشت. باري، هومر را ميتوان آواره و رنجورترين، اما همزمان خردمندترين انسان يونان باستان فهم كرد.
