یکی از دینهایی که به ذات خود عیبی ندارند، گریه کرد. این دین که از بس زیبا بود، مثل ماه چهارده میدرخشید، به خبرنگاران گفت که من هیچ وقت از پیروان خود نخواستهام که با دیگران بدرفتاری کنند. وی با اشاره به گروگانگیری شهر سیدنی در استرالیا گفت:
«در این مورد من باز همان سخن قبلی خود را تکرار میکنم و آن این است که خداوند مردم را در شعب و قبایل مختلف آفرید تا همدیگر را بشناسند. حالا عدهای از برادران رفتهاند و در رستورانت مقداری شعوب و قبایل را شناسایی کردهاند و گروگان گرفتهاند، که کار درستی نیست. اول باید با آنها مینشستند، نصیحتشان میکردند و از طریق جدال احسن متقاعدشان میکردند که به دین مبین ایمان بیاورند. بعد بشارتشان میدادند. مثلا میگفتند که در آن دنیا شیر از جوی میآید و خرما آن قدر زیاد است که یا خدا. میگفتند که غذاهایی که در آن رستورانت صرف میشوند، در مقابل جوی شیر هیچ اند و از این قبیل. بعد نوبت به ترساندن میرسید. میگفتند که اگر ایمان نیاورید، خدا از شما خفه میشود. از آتش و اژدها و فشار قبر میترساندندشان. بعد، اگر به هیچ طریقی به راه راست نمیآمدند، آن وقت میشد پدر آن شعوب و قبایل را بهصورتی بسیار دراماتیک در بیاورند از قبر و پیش چشم آن پدرلعنتها بگذارند. متأسفانه این کار را نکردند و این شد که دیدید».
وی در پاسخ به این سوال خبرنگار که آیا در اسلام مردم باید به زور مسلمان شوند، گفت:
«این یک سوء تفاهم است. ما به تمام شعوب و قبایل گفتهایم که راه هدایت از راه گمراهی کاملا روشن شده است. هیچ اکراهی در کار نیست. اینکه شما کدام راه را انتخاب میکنید، کاملا بستگی به ارادهی خود شما دارد که در دست خدای متعال است. در ضمن، شما فکر میکنید اینهایی که راه ضلالت را برمیگزینند، آدم اند؟»
جلسهی کنفرانس مطبوعاتی با تلاوت آیاتی چند از کلامالله مجید به پایان رسید.
