در اینکه ناامنی و بیثباتی در افغانستان بیشتر از همه از سوی پاکستان مدیریت میشود و اصلیترین دلیل پاکستان برای ایجاد شورش، بحران «دیورند» است، کمتر کسی تردید دارد.
یک خط مرزی که صد و چند سال پیش، سرحد میان دو کشور را تشکیل داده است و دعوای بیهودهی شماری بر سر یک «لوی افغانستان» خیالی، آرامش و زندگی را از مردم این سرزمین ربوده است و هر روز ما را به کام مرگ میفرستد.
اگر «لوی افغانستان» و «پشتونستان» را بیشتر از یک افسانه بدانیم و در بارهی احتمال آن حرف بزنیم، در همین نگاه نخست مشخص است که نه اکنون و نه در دهههای آینده، هیچ قدرت نظامیسیاسی که بتواند این خیال واهی را به واقعیت بدل کند، وجود ندارد. نیروی نظامی پاکستان، یکی از بهترینها در منطقه است و این کشور بهروشنی از سوی امریکا و انگلیس حمایت میشود.
جای تعجب است که با وجود اینکه همگان به این واقعیت پیبردهاند که «آنسوی دیورند»، ملکیت بدون بازگشت پاکستان است، شماری هنوز به رویاپردازیهایشان با بهای گزاف جان انسانهای «اینسوی دیورند» ادامه میدهند.
همانسان که هنوز کسانی هستند که خواب جغرافیای «خراسان بزرگ» و حقوق بشر کوروش را میبینند و با خون آریایی طهارت میکنند، چالش اساسی و مرگبارتر را همین دیورندطلبهایی خلق کردهاند که از داوود تا کرزی، امیدی برایشان نمانده است و گویا هنوز منتظر استند که عیسای مسیح میآید، احمدشاه ابدالی را احیا میکند و او با قتل عام پاکستانیها، از «اتک» تا «کشمیر» را برایشان قباله خواهد زد.
همهی ما میدانیم که «خراسان بزرگ»، «لوی افغانستان» و «پشتونستان» هیچکدام در تعریف جغرافیایی بیشتر از یک رویا نیست و نخواهد بود. تنها مسیر بههم پیوستن مردمان دوسوی مرزها، از یکسو ایجاد حوزههای فرهنگی مشترک و از سویی حسادتنکردن و سنگنزدن به حوزههای فرهنگی مشترک است.
تا زمانی که «لوی»بازیها ادامه داشته باشند، «خراسان»طلبیها نیز فروکش نخواهند کرد، اما بهترین و درستترین کار ممکن، این است که مسئلهی خط مرزی دیورند، به نظرخواهی میان مردمان دو کشور گذاشته شود و چه بسا نتیجهی این نظرخواهی از همین اکنون مشخص است. شهروندان آنسوی مرز، هر بار که فرصتی گیر آوردهاند، با صراحت گفتهاند که علاقهای به پیوستن به یک کشور اینچنینی را ندارند و من و میلیونها همسان من در اینسوی مرز نیز، آرامش همین جغرافیای کوچک را به صد «لوی افغانستان» بدل نمیکنیم و چه بسا، اگر این «لوی»خواهیها پایان نیابند و ما قربانی خودخواهی و «کنجاره به خوابدیدن»های یک گروهک بیهدف شویم، روزی شاید این جغرافیا، نه «لوی» باشد و نه «افغانستان»!
