الف ب ت ث…
برای لحظهای عقل سلیم خود را (اگر داشته باشیم) بهکار بیاندازیم و چندتا کشور را که در همسایگی هم قرار دارند، مثل چند تا خانه تصور کنیم. فرض کنیم که یکی از همسایهها کمی با غیرتتر و سلحشورتر است و بالای خانهی شما که در همسایگیاش قرار دارید، ادعای ارضی دارد. یعنی ادعا دارد که یکسوم حویلی شما مربوط ما میشود و باید آن را دوباره به ما برگردانید. سایر همسایهها این ادعا را بیاساس میخوانند و حتا شورای ده و قشلاق نیز آن را بدون بنیاد و مبنای حقوقی و قانونی میپندارند. اما همسایهی سلحشور شما بر این ادعای کاذب خود استوار هست و از آن یک وجب هم عقبنشینی نمیکند. شما تمام راههای مسالمتآمیز و مجراهای صلحآمیز را طی میکنید؛ اما به نتیجه نمیرسید و بالاخره به یک ترفند دست میزنید. شما میبینید که اعضای این خانوادهی سلحشور در عین حال که شهیدپرور اند، بعضا کمعقل تشریف دارند و بهآسانی قابل استفاده اند. شما تمام زمینهها را بررسی میکنید و بالاخره از راههای گوناگون به آنها نفوذ و تأثیرگذاری حاصل مینمایید. یکی را با پول و دیگری را با پندار به بردگی میگیرید و مثل سگ به جان هم میاندازید تا بستر نابودیشان فراهم شود و تا ابد از این غلطها نکند و بر املاک شرعی شما دستدرازی نداشته باشد.
حالا هم قضیه مثل خورشید روشن است و طفره رفتن دولتمردان و دولتزنان اوغانستان در این زمینه جز تباهی و ویرانی چیزی نصیب این خاک خرابآباد نمیکند. دیورند خط سرخ پاکستان است تا این معضل بیمعنا پایان نیابد، خونریزیها و دهشتافگنیها را در این سرزمین پایانی نیست. تا مرزمان را با پاکستان روشن نکنیم، همایشگاه لیسهی استقلال که چه، حتا بر سر سفرههایمان نیز انتحاری خواهد فرستاد.
