نویسنده: مهدی زرتشت
پس از چندین دوره جماد و خمودی، خاندان تزاری روسیه، سرانجام انقلاب معروف اکتبر 1917 به رهبری بولشویکها (در مقابل مِنشویکها) به ثمر نشست. چند سال پس از حکومت بولشویکها، ثمرهی این انقلاب و دگرگونی عظیم تاریخی روسیه، تشکیل یک اتحاد بزرگ بود: اتحاد جهاهیر سوسیالیستی شوروی (Союз Советских Социалистических Республик). رهبر انقلاب بزرگ- ولادیمیر ایلیچ لِنین (Владимир Ильич Ленин) درست کمی قبل از مرگاش، توانست دستکم هفده کشور را تحت یک نام و یک پرچم با نشانهی «داس و چکش» کارگران، حول یک محور جمع کند و اتحاد شوروی (با مخفف СССР) عملاً در سال 1922 تشکیل شد. این اتحاد غولپیکر یا جغرافیای سیاسی «دیوارهای آهنین» که میرفت تا مطابق برخی اظهار نظرها، قبل از رایش سوم لقب ارباب دنیا را به نام خود ثبت کند، اما پس از فراز و فرودهای بسیار سرانجام در دسامبر 1991 از هم فروپاشید و اتحاد بزرگ عملاً به هفده جمهوری مستقل، عرض اندام کردند. در این میان، قزاقستان یکی از جمله آخرین عضو اتحاد بود که به تاریخ 16 دسامبر سال 1991 اعلام استقلال کرد.
اینکه امروزه بسیاری از نویسندگان و کارشناسان قزاقستان، این کشور را «کشور جوان» میخوانند، تا حدود زیادی به این دلیل است که قزاقستان امروز، قزاقستان پس از فروپاشی اتحاد شوروی است و عمر آن کمی بیشتر از بیست سال را در بر میگیرد. اما زمانی که این کشور استقلال خود را گرفت، مشکلات کمی جلو راهاش نداشت: اقتصاد کشور ورشکسته شده بود، به شمول اکثریت قزاقها، ملیتهای بیشمار دیگر درون خاک این کشور زندگی میکردند که اداره و اتحاد آنها کار ساده نبود، در حول و حوش تغییرات و تبدلاتی که منجر به فروپاشی اتحاد شد، تقریباً همه چیز در آشفتگی به سر میبرد و برای قزاقستان نوین سخت بود تا چگونه خشتبنای یک دولت را بنا نهد آنهم درست زمانی که جو سیاسی آن عصر را تبلیغات عظیم کاپیتالیسم، پر کرده بود و دود باروت، آسمان زندگی ملیتهای جهان را بیش از پیش آشفته کرده بود. در چنین فضایی، یک کشور نو تجربه چگونه میتوانست با سرکردگی تیمی از نخبگان سیاسی، یک دولت کارا، مؤثر، مقتدر و صاحب اعتبار را معماری کنند؟ گرچه در زمان اتحاد صاحب نفوذ، اعتبار و اقتدار کافی بود. این در نوعی خود، مهمترین و بزرگترین سوال است. سوالی که بدون شک میتواند عبرتآمیز و منبع الهام خیلی از نظامهای نوپای جهان اولی و جهان دومی باشد.
در آن زمان، از میان تمام رهبران و نخبگان سیاسی کشور پهناور قزاقستان، کسی که بیشتر از همه رأی ملت را با خود داشت و مردم همه به چشم امید به او نگاه میکردند و تجربهی سیاسی فعال و موفقی را نیز در کارنامه جوان خود داشت، کسی نبود جز نورسلطان ابیشولی نظربایف (Нұрсұлтан Әбішұлы Назарбаев) متولد 1940 شهر چمولگان جمهوری اتحاد سوسیالیستی شوروی و متعلق به یک خانواده اصیل قزاق. نظربایف با استعداد خارقالعاده و نبوغ سیاسی خود، زمانی که هنوز خیلی جوان بود موفق شد به سن 49 سالگی یعنی در سال 1989، به مقام سردبیر اول حزب کمونست جمهوری شوروی قزاقستان انتخاب شود. اما دو سال بعد و پس از فروپاشی اتحاد شوروی، به رأی عموم ملت به عنوان نخستین رئیس جمهور کشور جدید، اعلام و انتخاب شد. سالها پس از آن و در دسامبر سال 2011، پارلمان قزاقستان قانون برپایی جشن دولتی «روز اولین رئیس جمهور» را به تصویب رساند و از آن پس، مردم قزاقستان با برافراشتن پرچم ریاست جمهوری و «تحویل پرچم اداره حراست دولتی» اول دسامبر هر سال را با عنوان «روز اولین رئیس جمهور» در سراسر کشور جشن میگیرند.
تیم نخبگان کارکشته و تا آخرین نفس دموکرات قزاقستان با ریاست و رهبری متجددانه پرزدنت نورسلطان نظربایف در مدت زمان کوتاه قاعدهی یک دولت نوین را تشکیل دادند: تصویب قانون اساسی، تأسیس پارلمان و سایر نهادهای مهم دولت. علاوتاً رئیس جمهور نظربایف و تیم نخبگان با صلاحیتاش، به زودی از فضای تیره و تار تبلیغات جهانی که هنوز بوی تند شعار سنتی: کمونیسم- کاپیتالیسم نزدیک به یک قرنه را در آسمان دنیا تفت میدادند، خط روشن سیاسی را برای کشورشان تعیین کردند: سیاست طلح طلبانه یا «دولت دوست جهان». اعلام این خط روشن سیاسی نه فقط یک شعار، بلکه عمل مطلق بود: پس از استقلال و تلاش برای احیای الگوی طلحطلبی، دولت قزاقستان در یک اقدام غیر منتظره یکی از بزرگترین سایتهای اتمی (Семипалатинский ядерный полигон) دوران اتحاد بزرگ شوروی که در شرق قزاقستان در منطقه «سمی پلاتینسک» موقعیت داشت را نابود کرد، موشکهای اتمی را به روسیه برگرداند و به مقدار هشتصد کیلوگرام یورانیم ذخیره شده را به سازمان ملل تحویل داد. این اقدام غیر منتظره در زمانی که جهان از فروپاشی تراژک اتحاد شوروی، تقریباً تکان سختی خورده بودند و هنوز رسانههای معتبر دنیا در تیترهای مهمشان کلمه «جنگ» را فریاد میزدند، فراتر از یک اقدام ستایشبرانگیز بود: «مدلی مطمئنتر برای آیندهی زمین.»
در همین راستا، تلاش تیم نخبگان از رهبران قزاقستان و در رأس همه- پرزدنت نورسلطان نظربایف- برای معرفی قزاقستان نوین به دنیا آنهم از دریچهی تفاهم و صلح، توانست اعتبار بینالمللی این کشور جوان را در سطح جهانی ارتقاء دهد و حتا این اقدام، عمل بزرگ در راستای الگوسازی سیاستهای صلحطلبانه بود. پس از آن، دولت قزاقستان تلاشهای دوامدار پرثمری را در راستای نهادینهسازی آزادیهای مدنی، نهادینهسازی ازرشهای دموکراتیک از دموکراسی تا آزادی بیان و مسأله حقوق بشر و مهمتر از همه، تلاش در راستای شگوفایی اقتصادی با استفادهی موثر و کاملاً حسابشده از منابع طبیعی و همینطور توسعه فرهنگی، شروع کردند. اینگونه، بیش از صد ملیت این کشور متعلق به مذاهب و فرقههای گوناگون و همینطور فرهنگ و زبان مختلف، تحت یک پرچم جمع شدند. مبالغه نیست که اکنون قزاقستان یکی از موفقترین کشورهایی است که به راحتی و زیر چتر عدالت اجتماعی و انکشاف متوازن و سهمیههای برابر، تمام ملیتهای کشورش را زیر آسمان صلح، تفاهم و مدارا جمع نموده و الگوی موفقی را در راه ملتسازی و نهادینه ساختن ارزشهای مدرن، کسب نموده است.
سال گذشته رئیس جمهور نظربایف در آستانه بیستودومین سالگرد استقلال کشورش، خطاب به مردم قزاقستان گفت «16 دسامبر سال 1991 در آسمان ملل جهان ستاره جدیدی با نام جمهوری قزاقستان عرض هستی کرد.» او با افتخار تمام افزود که قزاقستان پس از استقلال« هفت ثروت» مهم را به دست آورد: «سرزمین مقدس، وحدت ملی، فرهنگ و زبان مادری، اقتصاد صنعتی نوآورانه، جامعه و کار همگانی، پایتخت جدید و مسئولیت جهانی.»
استقلال قزاقستان، به معنای دیگر احیای «سرزمین مقدس» بود. احیای سرزمین مقدس، تنها تعیین و حفظ اراضی قزاقستان پهناور با جمعیت خیلی بزرگ نبود. استقلال مفهوم خیلی بزرگتر را افاده میکرد: برگرداندن ارزشهای مستقل ملی که فرهنگ، زبان، سیاست و اقتصاد را در بر میگرفت. وحدت ملی کلیدیترین اصطلاح سیاسی- ملی برای دولت جدید قزاقستان بود که پس از استقلال با راهکارها و تبلیغات مثبت، به خود جنبه عینی و عملی گرفت. در معنای دوم، وحدت ملی تعریف حقوق و امتیازات برابر شهروندی برای تمام ملیتهای ساکن در قزاقستان بود. دولت نظربایف از استقلال تا امروز بر این اصل تأکید ورزیده است. در پیام سالیانه رئیس جمهور نظربایف که به تاریخ دهم نوامبر سال جاری ایراد گردید، یکبار دیگر بر حفظ و گسترش این ارزش ملی تأکید صورت گرفت. نورسلطان نظربایف خطاب به ملت قزاقستان، خاطرنشان ساخت «در حالی که این روزها را جشن میگیریم، مهم است که مردم قزاقستان را از لحاظ روحی قویتر کرده و اتحاد و بردباری آنان را تقویت نماییم. من اطمینان دارم که در چرخش جدید و مهم تاریخ، اصل محوری ما یعنی «قزاقستان، فقط به جلو!» معنای تازه و عمیقتری خواهد یافت.» در متن و مادههای «استراتیژی 2050» نیز به تکرار مفاهیم «وحدت ملی» و حفظ و توسعه «فرهنگ و زبان مادری» مورد تأکید قرار گرفت.
چنانچه یادآور شدیم، دولت قزاقستان پس از استقلال تمام تلاشهایش را به کار بست تا با استفادهی سنجیده شده و کاملاً برنامهریزی شده از منابع طبیعی، تولیدات داخلی را افزایش داده و از این طریق پلی را میان توسعه همگانی و «اقتصاد صنعتی نوآورانه» معماری کند. این برنامه تا امروز موفقانه پیش رفت و عملی گردید و از همین طریق، دولت توانست میلیونها شغل را برای شهروندان ایجاد کند. نمایشگاه «اکسپو 2017»، استراتیژی 2030، استراتیژی 2050 و سرانجام سیاست جدید اقتصادی «راه روشن» مهمترین برنامههای توسعه ملی و بخصوص توسعه اقتصادی دولت قزاقستان است که طرحهای بکر و کارآمدی را برای توسعه و پیشرفت این کشور، در دستور اجرا قرار میدهد.
نظربایف در پیام امسال خود بخشی از سیاست اقتصادی «راه روشن» را اینگونه شرح داد: «به دستور من دولت برنامه وسیع جدیدی را برای توسعه تدوین نموده است. امروز به جهت روبرو شدن با چالشهایی که در مقابل داریم، من سیاست جدید اقتصادی قزاقستان به نام «راه روشن» را اعلام مینمایم. پیام جدید به ملت برای سال 2015 را به این موضوع اختصاص میدهم. این سیاست ویژگی ضد چرخهای خواهد داشت و در راستای تداوم اصلاحات ساختاری در اقتصاد کشور قرار دارد.» همانطور که رئیس جمهور قزاقستان اعلام کرد، سیاست جدید اقتصادی «راه روشن» «جهانی ما در مسیر راه یافتن به جمع 30 کشور توسعهیافته جهان است» تنها بخشی از این برنامهی انکشافی، به ایجاد تقریباً «200 شغل جدید» برای شهروندان قزاقستان میانجامد. بر اساس اظهارات رئیس جمهور نظربایف، دولت مستقیماً پروژهها را نظارت خواهد کرد و برای جلوگیری از هر گونه اهمال و فساد، دولت کمیسیون ویژهای را ترتیب داده است تا جریان کار را بصورت دقیق نظارت کند.
تیم نخبگان دولت به درستی سیاست اتحاد داخلی اقوام را تقویت کردند و آنها نسبت به این واقعیت که «کلید ثبات و توسعه ملی» یک کشور، در قدم نخست آرامش، صلح و اتحاد داخلی است، درک عمیقی دارند. در بخشی از پیام سالیانهی رئیس جمهور نظربایف آمده است که «ثبات و همدلی چیست؟ کامیابی خانوادگی، امنیت و سقفی بالای سرما است. صلح یعنی شادی پدرانه و مادرانه، سلامت والدین و خوشبختی فرزندانمان. صلح یعنی شغل ثابت، حقوق و اطمینان به روز بعد. صلح و ثبات، سرمایه ملی ماست که باید هر روز تلاش کنیم از آن دفاع کرده و آن را تقویت نماییم. من همیشه میگویم: جوانان، تکیهگاه آینده ماهستند.» همچنین در بخش دیگری از این پیام آمده است که «کار بزرگ و پر مسئولیت در پیشرو است. برای آنکه بتوانیم آزمون کمال و بلوغ را پشت سربگذاریم، باید همبستگی و اتحاد داشته باشیم. ما بایستی اعتماد میان همه قزاقستانیها را تقویت کرده و نسبت به هم شکیبا باشیم. این کلید آینده قزاقستان است. همدلی میان اقوام به منزله اکسیژن حیاتبخش است. ما متوجه آن نمیشویم و هنگامی که نفس میکشیم، این کار را ناخودآگاه انجام میدهیم و فقط زندگی میکنیم. ما باید خود حافظ اتحاد و همدلی میان اقوام باشیم.»
هشت سال پس از استقلال- در سال 1998- پایتخت جمهوری قزاقستان از جنوبیترین نقطه این کشور، به مرکزیترین نقطه کشور یعنی شهر آستانه انتقال یافت. اگر همهی دلائل استراتیژیک این انتقال را جمع کنیم، میتوانیم بگوییم که انتقال پایتخت به نقطه مرکزی کشور، یکی از اقدامات بزرگ و مهم دولت قزاقستان بود. معماری این شهر به گونهی «شرقی و غربی» در نظر گرفته شد و نورسلطان نظربایف اعلام کرد که «آستانه پایتخت اورآسیا است.» امروز این شهر کاملاً جوان، یکی از پنج زیباترین پایتخت در دنیاست که اهمیت آن برای قزاقستانیها بیش از آنچه که تصور میرود، است.
تیم نخبگان دولت، هیچ راهی جز حرکت به سوی آینده را در خاطرشان جا نمیدهند. استراتیژیهای بلندپروازانه توسعه ملی (بخصوص «راه روشن» و استراتیژی 2050) تنها یک طرح یا آرمان یا آروز نیست؛ بلکه دولت عملاً و با تلاشهای خستگیناپذیر، در طول 22 سال از زمان استقلال، راه آن را هموار کرده و امروز بدون شک زمان آن رسیده است که چرخ توسعه روی این جادهی هموار، به حرکت افتد. بدون هیچ شبههای میتوان گفت که رهبران نخبه و تیم متعهد به پیشرفت با آرمانها و تعهدات ملی و با رویکرد و ذهنیت کاملاً متجددانه و دموکراتیک، عزم قاطع برای پیشرفت دارند و البته تمام این دستآوردها و پیشرفتها و امیدواریهای بزرگ برای آینده «روشن» را باید بر بستر فرهنگ و ارزشهای فکری و ذهنی دولت و مردم قزاقستان، تحلیل و تفسیر کرد: دولت از زمان استقلال تا امروز، بر وحدت و یگانگی دموکراتیک ملیتها تأکید کرد و در راستای رئالیزه کردن آن اقدامات بیمثالی روی دست گرفت، دولت تمام تلاشاش را برای حفظ و توسعه ارزشهای قرن بیستویکمی به کار بست، دولت ضمن ضمانت آزادی عقاید در چارچوب قانون اساسی، از خشتبنای سکولاریسم دیوار بزرگ و مستحکم یک نظام متجدد و کاملاً دموکراتیک را بنا نهاد. فرصتهای کاملاً برابر شغلی و کاری برای زن و مرد، همزیستی کاملاً مسالمتآمیز و همکاریهای متقابل تمام فرقههای دینی- مذهبی و با احترام کامل به قانون و اساسات دولت، عزم قاطع دولت در راه مبارزه با هر نوع جریانها و خط فکری افراطگرا و بنیادگرا که تروریسم آخرین منزلگاه آنهاست، و همینطور رویکرد و سیاست خارجی کاملاً صلحطلبانه و دوستانه از شرق تا غرب، تمام دستآوردها و کارنامهی مثبت دولت نخبهی پرزدنت نظربایف است. به یمن چنین تلاشهای مدام و عرقریزیهای ثمربخش تیم نخبگان دولت، امروز قزاقستان در مسیر نویدبخش قرار گرفته است و اینگونه است که قزاقستان عضو اتحاد شوروی، اما پس از استقلال دولت جوان گامهای موفقانهای را پیمود و در طی 22 سال، توانست نام و افتخار و آیندهی امیدبخش را برای خود کسب کند.
