یکی از برادران که قبلا ناراضی بود و بعد مخالف سیاسی شد و فعلا ناراحت است، در یک کلیپ ویدیویی میگوید که برای «وطن اسلام» میجنگیده. البته زبانم لال و گلویم پر از آتش، ما همه شکر مسلمانیم و وظیفه داریم که از دین مبین پیروی، حمایت و ستایش کنیم. ما در این راه خون و جان و مال و آسایش و عقل خود را از دست دادهایم و از این پس نیز خواهیم داد. یعنی حرف این نیست که خدای نخواسته ما که مخالف سیاسی نیستیم، دلمان برای اسلام نمیتپد. میتپد، ولی به نظر من این برادر در استفاده از کلمهی «وطن» کمی بیدقتی میکند. میدانیم که در افغانستان «وطن» یعنی همان قریهای که در آن بهدنیا آمدهایم و از آن خاطرهها داریم. فرض کنید دو نفر چهل سال است مقیم کابل هستند. این دو نفر شصت سال پیش در میمنه بهدنیا آمدهاند. حالا به قول ناشناس، سرِ دریای کابل شیشتنشان شده. یکی رو به دیگری میگوید، «امسال بخیر یک چکر به وطن برویم» و آن دیگری شروع میکند به شکایت از روزگار و اینکه چه قدر پشت وطن دلش تنگ شده. حالا این دو نفر قطعا میدانند که کابل پایتخت افغانستان میباشد و بعید است پایتخت کشور آدم پارهای از خاک وطن نباشد. ولی وطن وطن است و خداییاش آدم که یک ذره انسانیت داشته باشد، تمام ملک کابل را به یک تارِ موی وطن نمیدهد. البته ممکن است کسی نسل اندر نسل در کابل زندگی کرده باشد. حتا در این حالت هم او باید بداند که کابل وطن نیست، چرا که وطن نیست. وطن یعنی جایی که از آنجا آمده باشی به کابل.
حال، اگر این منطق را دنبال کرده باشید، طبیعی است که خاک در دهان من وطنِ اسلام هم «مکه» است. خوب، اسلام نور چشم ما و میهمان عزیز ماست و هر قدر در افغانستان بماند، خانهی خودش هست و ما سر و جان و عقل و ذوق و فرهنگ و هنر و مال و منال و اولاد خود را فدایش میکنیم. ولی فرض کنید اسلام یک همتای دیگر میداشت که او هم از عربستان میآمدگی میبود. فرض کنید این دو شبی با هم مینشستند و درد دل میکردند و در میانهی صحبتشان حرف از وطن میشد. فکر میکنید اینها کجا را وطن خود میگفتند؟ این است که به نظر من آن برادر ناراحتی که میخواهد برای وطن اسلام بجنگد، بهتر است به مکه برود و در آنجا بجنگد. خوبیاش هم این است که آدم در مکه همین طوری که راه برود هم روزی حاجی خواهد شد. آدم در آنجا که بجنگد، حاجی که هست، غازی هم میشود. بخت یاری کند و آدم زنده بماند، میتواند با یکی یا چهارتا از این خریطههای سیاه کلان ازداوج کند و اگر طالع داشته باشد، از درون این خریطهها ممکن است زن بیرون بیاید. یعنی در همه حال، توصیهی ما به این برادر این است که در جای غلط نجنگد. برود در همان وطنِ ایشان، یعنی اسلام بجنگد.
