کاوه غرجی
آقای جماهیر انوری به جواب نوشتهام با عنوان «خیانتهای ناخواستهی وزیری که نادانسته امضا میکند» در اطلاعات روز، یادداشتی به عنوان پاسخ فرستاده است. این پاسخ بیش از آن که به پرسش های طرح شده در نوشتهام جواب بدهد، سند دیگری است که بر مدعای اصلی که من طرح کرده بودم: وزیر مهاجرین سواد و کفایت لازم را برای این وظیفه ندارد. با خواندن یادداشت آقای جماهیر انوری به این نتیجه رسیدم که ایشان نه تنها از مسائل حقوقی سر در نمیآورند، بلکه از سواد ابتدایی نیز برخوردار نیستند. چنین سوادی متناسب با سواد یک وزیر و سواد کسی که مدرک داکتری دارد، نیست. متاسفانه هنوز نیاز هست از آنانی که به عنوان وزیر مقرر میشوند، امتحان سواد خواندن و نوشتن گرفت.
وزیر مهاجرین تمام تمرکزش را بر این وقف کرده است که گویا کاوه غرجی نام مستعار است و کسی است که مطابق برنامهی اصلاحات جماهیر انوری در آن وزارت، کارش را از دست داده است و تصور می کند همین که حدسش مبنی بر مستعار بودن من به کرسی نشسته، دیگر نیازی ندارد اتهامهای وارد شده را به صورت مستند رد کند. کافی میداند که مسائل مطرح شده توسط من را تکذیب کنند و تمام. البته می بایست از «لطف» وزیر در پاسخ دادن به یک نوشته تشکر کرد ولی این پاسخ نه تنها مسائل مطرح شده را حل نکرده که فرصت دیگری به وزیر برای تبلیغ خود داده است.
آقای وزیر گرفتار خودبزرگبینی بیجاست. من درک میکنم که تعدادی در افغانستان به خاطر تربیت فامیلی و یا هم ترس از جنایتکاران و دزدان و یا هم تأثیر روانی قدرت مجبورند با نام مستعار بنویسند. زورمندان در افغانستان محصور با متملقانی اند که با بله قربانگویی امر را به این زورمندان مشتبه کرده که گویا واقعاً بزرگ اند و در آیینهی کوچک ننمایند. اما جماهیر انوری با همین پاسخش نشان داده که بزرگ نیست. حتی در سطح یک فارغ التحصیل صنف دوازده سواد عادی ندارد، چه رسد به سواد حقوقی، تخصصی و حرفهای. این تمام چیزی بود که من میخواستم ثابت کنم و جماهیر انوری خود، چنان که خوانندههای اطلاعات روز شاهدند، به من در ثابت کردن آن ادعا کمک فراوان کرده است.
من نام مستعار کسی نیستم و افتخار این را دارم که هیچگاه نه در آن “وزارت رشوت و فساد” و نه هم در کدام بخش دیگر حکومت فاسد کرزی کار نکرده ام.
آقای جماهیر انوری در ادامهی یادداشت شان مینویسد که قبلاً در مورد اتهاماتی بدون اسناد و مدرکی که علیهشان انتشار یافته جواب دادهاند و لازم نمیدانند بار دیگر به آن بپردازند.
در این مورد میخواهم به دو نکته اشاره کنم:
اسناد و مدارکی که قبلاً توسط هشت صبح به نشر رسید، اتهام نیست؛ بلکه مدارکی است که همین حالا هم در سایتهای اینترنتی وجود دارند. تهیه آن اسناد و مدارک کار قابل قدر و بزرگی در راستای مبارزه با فساد و رشوت بود؛ اما متأسفانه از وزیر امور مهاجرین بازخواست جدی نشد. از طرف دیگر آن مدارک، تمام جنبههای مختلف فساد و کمکاری و سو استفاده در وزارت امور مهاجرین را در برنمیگرفت. اسنادی که در روزنامه هشت صبح به نشر رسید، بیشتر به اختلاسهای بزرگ مالی و فروش پستهای کلیدی این وزارت و استخدام اشخاص بیسواد که اکثریتشان از اعضا و دوستان نزدیک آقای انوریاند، میپرداخت. فرضاً در آن گزارش هیچ یادی از قراردادهای شرمآور وزیر امور مهاجرین با کشورهای اروپایی و استرالیا در زمینهی دپورت اجباری پناهجویان نشده. امضای این قرارداد با آن کشورها تنها شاهکار جماهیر انوری نبود بلکه در همان روزهایی که آن گزارش در هشت صبح به نشر میرسید، وزیر امور مهاجرین سفری به کشور ترکیه داشت. در آن سفر آقای جماهیر انوری قراردادهای با UNHCR بست که درست بعد از 15 روز از سفر آقای انوری این دفتر، بررسی پروندههای پناهجویان افغانستانی را برای شش ماه به تعویق انداخت که متأسفانه با وجود اعتراضهای گسترده مهاجرین در ترکیه تا هنوز این موعود تمدید شده و دفتر UNHCR پناهجویان را ثبتنام نمیکنند. این قراردادها را جماهیر انوری در حالی بسته است که تنها در سال گذشته بیش از 700 نفر از پناهجویان افغانستانی در مسیر راه استرالیا کشتهشده اند و صدها تن دیگر در مسیر راه ترکیه و اروپا. وقتی دفتر UNHCR پرونده پناهجویان را در ترکیه بررسی نمیکند، آنها مجبورند از راههای قاچاق خود را به اروپا برسانند که در نتیجهی آن تعدادی کشته میشود و آقای انوری مسئول مستقیم مرگ آنها است. قابل یاد آوریست که بعد از اعتراضهای گسترده پناهجویان در ترکیه و همکاری عفو بینالملل، مسئولین UNHCR بالاخره اقرار کردند که آنها قراردادهایی با وزیر امور مهاجرین و وزارت خارجه افغانستان داشتهاند و بر اساس آن، آنها بررسی پروندهای پناهجویان را به تعویق انداختهاند. من صدای ضبط شدهی مسئولین عفو بینالملل را دارم که رسماً از وزارت خارجهی افغانستان در این معامله نام میبرند و همچنین یکی از مقامات ترک گفته است در صورت لزوم متن توافقنامهی که وزارت امور مهاجرین و وزارت خارجه در این مورد امضا نموده است، بیرون خواهم داد.
نمیدانم آقای وزیر در کجا به این اتهامات جواب دادهاند؟ اگر منظور آقای جماهیر انوری حرفهای شان در مجلس نمایندگان افغانستان است که آن پاسخها برای من و مردم افغانستان پاسخهای قانعکننده نیست، اگرچند توانست قناعت نمایندگانی را فراهم کنند که رئیس آن مجلس حتی نام آن وزارتی را که آقای آنوری در آن به روزمرگی مشغول اند را نمیدانست. آقای انوری به جواب یکی از این اتهامات که در مورد مقرر کردن تمام اعضای فامیل و دوستانش در این وزارت بود به جواب ناهید فرید نماینده هرات در پارلمان گفت: خوب کاری کردم که بچهی من در وزارت کار میکند. خوب کاری کردم که دامادم را به وزارت آوردم. ما حق نداریم؟ قوم ما حق ندارد؟
در جوابهای جماهیر انوری در مجلس، اولین باری بود که میدیدم یک مقام دولتی از پوشش قومی بدون ذرهیی شرم، برای پنهان کردن فساد، دزدی و چپاول در مقابل رسانهها و مردم افغانستان با آن حد پررویی میکند. بگذریم از اینکه گویا اگر بهجای داماد و پسر و … آقای انوری در وزارت امور مهاجرین یک جوان دیگر ازبک یا ترکمن کار کند، به آن حوزه قومی ظلم میشود و گویا خانوادهی آقای انوری کلیت یک حوزه قومی مشخص است.
در آخر اینکه اگر تمام مدارک موجود علیه جماهیر انوری را نادیده بگیریم، یخ زدن صدها کودک در زمستانهای سرد کابل در چهار قدمی وزارت امور مهاجرین را هم میشود رد کرد؟ آیا مراقبت از فرزندان قهرمانانی که از پنجوایی و موسی قلعه هلمند آواره شدند، به عنوان بیجا شدگان داخلی، به عنوان بخشی از مسوولیتهای این وزارت بیابتکار و بیکفایت، هست یا نیست؟ آیا همین به خودی خود، موردی قابل محاکمه یا حد اقل بازخواست نیست؟
آقای وزیر! زمان آب گل کردن و ماهی گرفتن، گذشته است. کسی که اینطوری بیمعنا ضربالمثل میسازد که «آینه که پاک است از خاکستر چه باک» قابل ترحم است. شما با این سواد و بیکفایتی تان نیاز به دفاع ندارید. به ترحم نیازمندید.
