مردم امیرالمؤمنین شما را دوست ندارند

اطلاعات روز

ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان چارچوب انتقاد از مقامات طالبان را مشخص کرده است. او گفته است که اگر کسی بر مقامات طالبان، از جمله امیرشان، انتقادی دارد، این انتقاد را باید مطابق به «اخلاق اسلامی» یعنی از طریقی «مصون، محرم و محفوظ» مطرح کند تا «کسی دیگر نشنود».

در میان چهره‌های رسانه‌یی طالبان، مجاهد یکی از باهوش‌ترین‌های‌شان است. اما تصور همین آدم باهوش از حکومت‌داری در قرن بیست‌و‌یکم تصور یک آدم پنج قرن پیش است. طالبان چون توانسته‌اند با فشار نظامی و حمایت دو سه کشور قدرتمند منطقه به قدرت برسند، فکر می‌کنند که هیچ نیازی به مشروعیت اجتماعی ندارند و می‌توانند مطالعه‌ی واقعیت‌های افغانستان را کاملا کنار بگذارند. طالبان اگر نظر دقیقی در جهان و مطالعه‌ی عمیقی در وضعیت افغانستان بکنند، خواهند دید که حکومت‌داری به شیوه‌ی «خان قبیله» دیگر موضوعیت خود را از دست داده است. حتا حکومت پادشاهی آل سعود -که تا اکنون با تکیه بر ذخایر نفتی خود عقب‌مانده‌ترین شکل حکومت‌داری دنیا را داشت- ناگزیر شده است که راه اصلاحات را در پیش گیرد. تجربه‌ی بهار عربی نشان داد که حتا در میان الگوهای عربی طالبان دیگر چاره‌یی جز تن دادن به تغییرات کلان نسلی و عصری نیست. یکی از حکومت‌هایی که چهاردهه سعی کرده «مقام معظم رهبری» خود را از موج صداهای مردمی و انتقادهای نسل جوان مصون و محفوظ نگه‌دارد، حکومت جمهوری اسلامی ایران است. این حکومت، مثل سلطنت عربستان سعودی، با استفاده از درآمدهای نفتی خود دستگاه‌های پرطول و عرضی را برای تقدیس مقام معظم رهبری و سیستم ولایت فقیه برپا کرده است. اما اعتراضات گسترده‌ی امسال در ایران نشان داد که عصر دیکتاتوری‌های دینی قرون وسطایی دیگر در حال به پایان رسیدن است. چهل سال تلاش برای این‌که کسی از خمینی و خامنه‌ای انتقاد نکند به این‌جا رسیده است که حالا مردم ایران می‌گویند ما کلیت نظام شما را نمی‌خواهیم.

امیرالمؤمنین طالبان زندگی را در کام فرد فرد مردم افغانستان تلخ کرده است. مردم افغانستان، تحت حاکمیت امیرالمؤمنین، گرسنه‌اند، امنیت ندارند، شغل ندارند، آموزش ندارند و هر روز به بهانه‌های مختلف بازداشت، زندانی، مجروح و کشته می‌شوند. آن وقت مردم باید خود را به مقام معظم رهبری طالبان برسانند و از طریقی مصون، محرم و محفوظ به او شکایت کنند تا کسی دیگر نشنود؟ البته، منظور ذبیح‌الله مجاهد از منتقدین مردم افغانستان نبود. منظور او به احتمال قوی منتقدان درون حکومتی خود طالبان بود که گاه‌گاهی به نظر می‌رسد با تصمیمات امیرالمؤمنین موافق نیستند. به هر حال، برای مردم افغانستان فرقی نمی‌کند که در درون فراکسیون‌های داخلی طالبان چه می‌گذرد. طالبان به هر شکلی که از همدیگر انتقاد می‌کنند، به خودشان مربوط است. واقعیت بزرگ‌تری که طالبان از آن رو می‌گردانند سی‌وپنج میلیون جمعیتی است که بخش بزرگی از آن از حکومت طالبان ناراضی است.

این سی‌وپنج میلیون جمعیت نه راه مصون و محفوظ و محرمی برای شکایت دارند و نه برای امیرالمؤمنین طالبان چنان ارزش و وزنی قایل هستند که نخواهند از او با صدای بلند انتقاد کنند. واقعیت امروزی جامعه‌ی افغانستان این است: طالبان با زور و ارعاب صداهای مردم را خفه کرده‌اند، اما این معنایش این نیست که مردم دیگر اعتراضی ندارند. بر سر هر سفره، بر صفه‌ی هر دکان، در گوشه‌ی هر مجلس، در فرصت هر گفتار و در طول هر گفت‌وگوی تلفونی، مردم نارضایتی شدید خود از حکومت طالبان را بیان می‌کنند. هیچ‌کس پروای این را ندارد که اخلاق اسلامی اطاعت از ظلم و بیداد را تجویز می‌کند یا نمی‌کند. مردم افغانستان، مخصوصا نسل جوان‌شان، امیرالمؤمنین طالبان و حکومت‌داری قرون وسطایی او را دوست ندارند.

این مردم ممکن است زیر برچه‌ی کلاشنیکف صدای خود را نکشند. اما این صدا هست و انکار کردنش از سوی طالبان هیچ چیزی را تغییر نمی‌دهد. وقتی به هفده میلیون زن گفته می‌شود که شما از این پس در پشت دیوارها زندانی هستید و حق کار و تحصیل و سفر ندارید، چه واکنشی جز خشم و نفرین و نارضایتی را از این هفده میلیون آدم می‌توان انتظار داشت؟ وقتی میلیون‌ها آدم با چشم خود می‌بینند و با گوش خود می‌شنوند که در نظر وزیر تحصیلات عالی طالبان انتحاریان و مین‌گذاران ارزش و امتیاز بیشتری دارند، این میلیون‌ها آدم چه‌گونه می‌توانند از امیرالمؤمنینی راضی باشند و تبعیت کنند که در حکومتش چنین افرادی وزیر و اختیاردار هستند؟ تحمیل و تحمیل و تحمیل. فشار و فشار و فشار. ارعاب و ارعاب و ارعاب. تحقیر و تحقیر و تحقیر. شکنجه و شکنجه و شکنجه. قتل و قتل و قتل. و این همه در بدترین شرایط اقتصادی. چه کسی می‌تواند حاکمانی را دوست داشته باشد که مهم‌ترین شاخص‌های حکومت‌داری‌شان این چیزها باشند؟

ما نمی‌دانیم طالبان تا کی حاکم خواهند بود. ما نمی‌دانیم مردم افغانستان کی این فرصت را خواهند یافت که از زیر این‌همه فشار بیرون بیایند. اما این را می‌دانیم که این شیوه‌ی حکومت‌داری که طالبان در پیش گرفته‌اند، دوام نخواهد آورد. طالبان اگر واقعا می‌خواهند بدانند که برای افغانستان این عصر چه‌گونه حکومت‌داری چانس بقا دارد، نظر دقیقی در احوال مردم افغانستان و خواسته‌های آنان بکنند. افغانستان را مطالعه کنند و دست از روش‎‌های کهن قبیله‌یی خود بردارند. عصر مقدس‌سازی امیر مؤمنان گذشته است. عصر قبول چندصدایی است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه