نویسنده: الکساندر خرامچیخین، معاون انستیتوت تحلیل سیاسی و نظامی روسیه (ИПВА)
منبع: نشریهی Русская планета (http://rusplt.ru)
بخش آخر
در چنین موقعیتی بود که فرماندهی ائتلاف بینالمللی تصمیم گرفت تلاشها را به هدف رسیدن به پیروزی در این جنگ، افزایش دهد. از آغاز فبروری 2010 تعداد نیروهای خارجی در افغانسان به شرح زیر است: ایالات متحدهی امریکا 47085 سرباز، بریتانیا 9500 سرباز، آلمان 4415 سرباز، فرانسه 3750 سرباز، ایتالیا 3150 سرباز، کانادا 2830 سرباز، لهستان 1955 سرباز، هالند 1940 سرباز، ترکیه 1755 سرباز، استرالیا 150 سرباز، اسپانیا 1070 سرباز، رومانیا 945 سرباز، دانمارک 750 سرباز، بلژیک 575 سرباز، بلغاریا 540 سرباز، ناروی 500 سرباز، جمهوری چک 440 سرباز، سویدن 410 سرباز، مجارستان 370 سرباز، کرواسی 295 سرباز، البانی 255 سرباز، سلواکی 240، زلاند نو 220، گرجستان و لتونی 175، مقدونیه و لیتوانی 165، استونی 150 سرباز، پرتگال 105، فنلند 95 سرباز، آذربایجان 90، اسلونی 70، سنگاپور 40، امارات متحدهی عربی 25، یونان 15 سرباز، بوسنی و هرزگوین 10 سرباز، لوگزامبورگ 9 سرباز، اوکراین و ایرلند 7 سرباز، ایسلند و اتریش پنج سرباز، و جمعاً 85795 سرباز خارجی در افغانستان حضور داشتند.
همزمان تلاشهای پیگیر و سرمایهگذاری روی تشکیل و تقویت پولیس و اردوی ملی افغانستان روی دست گرفته شدند. امروز هریک از این ساختارها دارای بیش از 1500 پرسونل هستند. در عین حال، «گردش کادرها» با توجه به عدد زیاد فراریان، بسیار بالا است. سطح آموزش نیروهای افغان (بهجز برای تعداد بسیار کمی از مقامهای بالا) خیلی کم است. این همان وضعیتی شبیه گذشته است که در یک زمان اتحاد جماهیر شوروی با آن روبهرو شده بود. در اینجا میتوان تأیید کرد که در دههی 80، ارتش طرفدار شوروی در افغانستان خیلی قویتر و مستحکمتر از جریان طرفدار غرب بود.
در ماه جون سال 2010 تلفات نیروهای خارجی در یکماه 103 نفر بود که این آمار، خیلی بیشتر از تلفات دو سال قبل سربازان خارجی است. تا اینجا، از آغاز جنگ تلفات نیروهای خارجی به 1902 نفر رسید که از این جمله؛ ایالات متحده 1152 سرباز، بریتانیا 312 سرباز، کانادا 150 سرباز، فرانسه، 45 سرباز، آلمان 43، دانمارک 33 سرباز، اسپانیا 28 سرباز، ایتالیا و هالند 24 سرباز خود را در جنگ افغانستان از دست دادند. در آگست سال 2011، امریکاییها بزرگترین تلفات و ضایعات خود را داشتند: طالبان یک هلیکوپتر СН-47 نظامی را سقوط دادند، 31 سرباز امریکایی و هفت تن از اردوی ملی افغانستان را کشتند.
در سالهای 2010 تا 2011 تعداد نظامیان ائتلاف به 130 هزار نفر رسید که از جمله نود هزار آنها را امریکاییها تشکیل میدادند (در حالی که تعداد نیروهای شوروی به بیش از 1100 نفر میرسید). اما پس از سال 2011، تعداد نیروهای خارجی (ائتلاف بینالمللی) کاهش پیدا کرد. تا اکتبر 2014 تنها در حدود 34500 سرباز خارجی در افغانستان باقی ماندند، از جمله 24 هزار امریکایی. تلفات نظامی تا این زمان به 3476 نفر رسید، از جمله 2349 امریکایی، 453 انگلیسی، 158 کانادایی، 86 فرانسوی و 54 سرباز آلمانی کشته شدند. و همین طور در حدود چهل هواپیمای نظامی نیز از دست داده شد (از جمله بمبافگن В-1В، دو جنگندهی بمبافگن نوع F-15Е، سه جنگندهی نوع F-16، و تعداد دیگر) و بیشتر از 120 هلیکوپتر (از جمله 14 نوع «آپاچی»، 32 «چینوک» و چهار هلیکوپتر نوع Ми-24) در جریان عملیات، سرنگون شدند. این تلفات خیلی کمتر از آنچه بود که شوروی متقبل شد؛ اما چنانچه قبلاً تذکر دادم، مقایسهی مستقیم، درست نیست.
با درک تمام جوانب مسئله، واقعیت این است که گروه طالبان در طول دوران جنگ هیچ حمایتگر خارجی نداشتند و علاوه بر این، تفاوت صنایع دفاعی و فاصلهی فنآوریهای جنگی میان طرفین متخاصم، فقط در بخش هوایی بود؛ در حالی که نیروهای شوروی در دههی 80 به لحاظ فنآوریهای جنگی، در مقابل مخالفان تقریباً هیچ توفق نداشتند. تنها تفاوت این بود که ساختار اسلحهی آنها (نیروهای شوروی) فرق میکرد. میتوان گفت که ائتلاف غربی در جنگ افغانستان بسیار بدتر از «دستههای محدود» ما عمل کرد. طالبان به تفاوت دشمنان خود، چندان نجنگیدند و با این حال، تلفات آنها از زمان آغاز جنگ نیز دقیقاً معلوم نیست. امروز آنها بخشهای قابل توجهی از خاک افغانستان را تحت کنترول خود دارند. اگر در اوایل جنگ فکر میشد که امریکا به کمک ائتلاف میتواند به شهرهای عمدهی افغانستان دسترسی آزاد داشته باشد، اما امروز این کار عملاً محال است.
جنگ افغاستان همچون جنگ لیبی در 2001، نشان داد که امروزه ناتو به دلیل تلفات بدون دستآورد، دیگر نمیتواند جنگ را پیش ببرد؛ اما تلاش در راستای جلوگیری از ضرر و زیان با بهکارگیری «دقت بالا» و «تکنولوژی مدرن» و همین طور هزینههای مالی آن، جنگ را غیرممکن میکند. واقعیت ناتو- غیر از آنچه ما پیش خود ساختهایم- شبح کاملاً وحشتزده است. سخن آخر اینکه، ناتوی امروزی را بهخصوص در طول بحران در کریمه [اوکراین] بهخوبی دریافتیم: حتا کوچکتر از یک ببر کاغذی و شبیه به حباب صابون.
