گرایش‌های بنیادگرایانه در میان دانشجویان در محیط‌های دانشگاهی افغانستان

اطلاعات روز

رابرت زمان

عبدالاحد محمدی

انستیتوت مطالعات استراتیژیک افغانستان

برگردان: جواد زاولستانی

بخش ششم

گستره‌ی نفوذهای بیرونی بر بنیادگرایی/ شدن دانشجویان

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که جناح‌های بیرونی از دسترسی‌شان به دانشگاه‌ها سود می‌برند و از قدرت بسیج اعتراض‌های دانشجویان به مثابه وسیله‌ای برای پیشبرد منافع‌شان استفاده می‌کنند. به‌ویژه‌ این گروه‌ها با حمایت از دانشجویان و تمویل انجمن‌های آنان و وعده‌ی کار بعد از فراغت، مناسبات حامی-مشتری ایجاد می‌کنند. در بدل آن، دانشجویان در تظاهرات‌ها و اعتراض‌ها به لقمه‌های دهان آنان تبدیل می‌شوند. در اغلب موارد، این مناسبات دانشجویان تحریک به تجزیه ‌شدن بر اساس قوم و مذهب می‌کنند که پرخاش‌گری در میان دانشجویان را ترغیب می‌کند. برعلاوه، محیط‌های دانشگاهی که حس قوی‌تر اعتراض‌های بنیادگرایانه را از خود به نمایش می‌گذارند، در نزدیکی حوزه‌هایی قرار دارند که از نگاه تاریخی خیلی سیاسی بوده‌اند. در این مناطق احزاب سیاسی، جنگ‌سالاران و مدرسه‌ها تا حدودی به شکل محافظه‌کارانه بر آن مناطق حکم می‌رانند. یک قضیه‌ی این چنینی، در جلال‌آباد مشاهده شد که در آن مدرسه‌ی دارالعلوم مسئولیت بسیج دانشجویان برای اعتراض علیه حضور ایالات متحده در افغانستان را به عهده داشت (صدای امریکا، 2013). مورد دیگر در کابل گزارش داده شد که در آن جمعیت اصلاح تظاهرات دانشجویی را علیه لایحه‌ی قانون منع خشونت علیه زنان سازمان‌دهی کرد‌ (عثمان، 2013).

بر اساس گزارش‌ها، جمعیت اصلاح با استفاده از امکانات فنی/ تکنیکی و هم وارد شدن مستقیم در بسیج دانشجویان، بیش‌تر از سه صد دانشجو را در صف تظاهرات علیه این لایحه حاضر کرده بود. جمعیت اصلاح که یک نهاد خیریه (حبیبی، 2013) و جنبش اصلاح اجتماعی (هاشمی، 2012) دانسته می‌شود و شباهت خیلی نزدیکی با ایدیولوژی اخوان‌المسلمین (لارسن، 2009) دارد، در صدد برقراری حکومت قوی‌تر اسلامی است. با آن‌که پیشینه‌ی این جنبش به دهه‌ی 1980 میلادی می‌رسد، فقط در سال 2003 بود که در وزارت عدلیه ثبت شد. با آن‌که این گروه تقریبا در سراسر افغانستان حضور دارد، اکثر اعضای آن از کابل و ننگرهار هستند. بر اساس گزارش‌ها، گرفتن عضویت در این گروه، یک روند زمان‌گیر و دشوار است که شامل سپری کردن کلاس‌های هفته‌وار برای سال‌ها زیر نظر دیگر اعضای گروه می‌شود. اما در تظاهرات‌های آنان هر‌کس می‌تواند اشتراک کند. در مورد تظاهرات سال 2013 در دانشگاه کابل و در بعضی جاهای دیگر در اعتراض به کنار زدن محمد مرسی، رییس جمهور اخوان‌المسلمینی مصر، قضیه همین‌گونه بود (عثمان، 2013). بعضی از کلیدی‌ترین استدلال‌های تفرقه‌افگنانه‌ی آنان،‌ شامل حذف زنان از حوزه‌ی عمومی و بازگشتن آنان به نقش‌های سنتی و رد کردن حقوق بشر و ارزش‌هایی می‌شوند که آنان الهام گرفته از غرب می‌پندارند. به‌جای آن، آن‌ها طرف‌دار ارزش‌های سنتی اسلامی ریشه‌دار در سلفی‌گرایی اند.

برعلاوه‌ی سربازگیری از میان دانشجویان، بر اساس گزارش‌ها، این گروه‌ها در تلاش فراهم کردن بستری برای حضور دوام‌دار‌شان در محیط‌های دانشگاهی اند. در سال‌های اخیر، تعدادی از انجمن‌های دانشجویی در دانشگاه‌های افغانستان شکل گرفته‌اند. استادان در دانشگاه بلخ تأسیس انجمن‌های مذهبی دانشجویی و دیگر انجمن‌ها را مثابه یک حق دموکراتیک و گام مثبت به‌سوی آزادی بیان در محیط دانشگاه می‌دانند. با این حال، آنان ترس دارند که بذر دیدگاه‌های بنیادگرایانه توسط جناح‌های بیرونی که این انجمن‌ها را تشکیل و تمویل می‌کنند، در میان دانشجویان کاشته شود. از آن‌جایی که وزارت تحصیلات عالی افغانستان برای انجمن‌های دانشجویی حمایت مالی فراهم نمی‌کند، دانشگاه‌ها مجبور می‌شوند در جاهای دیگر دنبال پول بگردند. در نتیجه، جناح‌های بیرونی برای انجمن‌های دانشجویی خط مشی تعیین می‌کنند. در هرات و کابل، استادان ادعا می‌کنند که انجمن‌های دانشجویی بر اساس قوم تشکیل شده‌اند؛ در حالی که‌ بر اساس گزارش‌ها، انجمن‌های دانشجویی در جوزجان توسط جنگ‌سالاران حمایت می‌شوند. تا زمانی که این گروه‌ها به حیث دروازه‌بان برای فرصت‌های شغلی بعد از فراغت حضور داشته باشند، دانشجویان مجبور اند که به مناسبات حامی-مشتری به مثابه‌ وسیله‌ای برای اطمینان بخشیدن به آینده‌ی‌شان، تن بدهند و نتیجه‌ی این روند، شاید پذیرفتن ایدیولوژی بنیادگرایانه‌ی آن گروه‌ها باشد.

نتیجه

هدف این پژوهش، بررسی گرایش‌های بنیادگرایانه/ تندروانه در میان دانشجویان در هفت دانشگاه افغانستان بود. ما به این نتیجه رسیدیم که گرایش‌های بنیادگرایانه در دانشگاه‌هایی که در ولایت‌های کابل، قندهار و جلال‌آباد موقعیت دارند، آشکارتر است. با این وجود، دانشگاه به مثابه یک نهاد نقش قوی در بنیادگرایی/ بنیادگراشدن دانشجویان بازی نمی‌کند. اما بیش‌تر از آن، فضای سیاسی مشبوع و فرصت آماده برای بسیج آسان و سریع سبب می‌شود که دانشجویان خیلی زود در صف تظاهرات و اعتراض بایستند. به هر‌حال، یافته‌های این تحقیق‌ نشان می‌دهند که همین بسیج آسان دانشجویان، گروه‌های بیرونی مانند طالبان، القاعده و شاخه‌ی نظامی حزب اسلامی حکمت‌یار را به طرف آنان می‌کشد تا در روز تظاهرات با بیرق‌های سفید،‌ سیاه و سبز‌شان حضور یابند. در کنار آن، به نظر می‌رسد که همین تظاهرات‌ها سبب قطب‌بندی و تفرقه در میان دانشجویان در محیط دانشگاه می‌شود که به‌طور روزافزونی شبیه دست ‌یازیدن به تکفیر می‌شود. اگر از این وضعیت نظارت نشود، این تفکر تفرقه‌انگیز به بیرون از دانشگاه نیز سرایت می‌کند. از آن‌جایی که بیکاری در افغانستان در حال افزایش است، دانشجویان بعد از فراغت وقت کافی خواهند داشت تا جاده‌ها را با تظاهرات‌های تندروانه‌‌ی‌شان بند بیندازند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه