امنیت ملی گروهی از مهاجمان انتحاری را بازداشت کرده که قصد ترور جنرال عبدالرشید دوستم را داشتند. این افراد گفتهاند که از پاکستان برای ترور جنرال دوستم، معاون اول ریاست جمهوری اعزام شدهاند. امنیت ملی یکی از این افراد را از شهر مزار شریف و چهار تن دیگر را از ناحیهی پنجم شهر کابل بازداشت کرده است.
ترور چهرههای تأثیرگذار نظامی و سیاسی مخالف طالبان در سیزده سال گذشته یکی از تاکتیکهای مهم طالبان تروریست در برابر دولت افغانستان بوده است. در این مدت چهرههای نظامی و سیاسی شاخصی در نقاط مختلف افغانستان از سوی طالبان تروریست و دیگر گروههای متحد آنها کشته شدند و شماری دیگر نیز از حملات تروریستی جان به سلامت بردند.
جنرال عبدالرشید دوستم، معاون اول ریاست جمهوری از چهرههای شاخص مخالف طالبان است که گروه طالبان از وی کینههای زیادی به دل دارد. او در گذشته با طالبان سرسختانه جنگید و تلفات سنگینی بر آنها وارد کرد. در چند سال پسین نیز بارها با سیاستهای رییس جمهور کرزی در خصوص مصالحه با طالبان مخالفت کرد و بارها در برابر طالبان بیباکانه و صریح صحبت کرد. هفتهی گذشته نیز او به محل انفجاری که در نزدیکیهای میدان هوایی کابل اتفاق افتاد، رفت و از آنجا اظهارات صریح و تندی علیه طالبان ایراد کرد. هفتهی پیش نیز حملهی انتحاری در سرک دارالامان اتفاق افتاد که بعدا برخی منابع در امنیت ملی گفتند که هدف حمله سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری بوده است. به نظر میرسد طرح ترور جنرال دوستم از سوی طالبان با اظهارات اخیر وی در برابر طالبان و وعدههای او در مورد تأمین امنیت بیارتباط نباشد.
این امر نشان میدهد که طالبان تروریست تصمیم گرفتهاند مقامهای ارشد حکومت افغانستان را هدف حمله قرار دهند. البته از زمان تأسیس نظام موجود تا کنون، همیشه مقامهای ارشد حکومتی هدف حملات تروریستی طالبان، شبکهی حقانی و حزب اسلامی بودهاند. این گروه همواره تلاش کرده که چهرههای شاخص و تأثیرگذار سیاسی و نظامی در حکومت افغانستان را هدف قرار دهد و راه را برای بازگشت به قدرت از طریق سازش و مصالحه فراهم کند. ترورهای زنجیرهای، یکی از تاکتیکهای نظامی طالبان است و این گروه فقط کسانی را هدف قرار داده که سرسختانه در برابر بازگشت آرام و خزندهی طالبان به قدرت، ایستادهاند. این امر تنها به مقامهای ارشد دولتی و فرماندهان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه این گروه تمامی نداها و سیاستهایی که مشی سازشناپذیرانه در برابر طالبان را ترویج و حمایت میکنند، هدف قرار میدهد. بارها روزنامهنگاران و تحلیلگرانی که بیباکانه در برابر طالبان سخن گفته و در از سیاست آشتیجویانه و مصالحهی دولت انتقاد کردهاند، از سوی طالبان هدف قرار گرفته یا تهدید شدهاند.
فضای مصلحتاندیشانه به نفع طالبان است؛ اینکه مقامهای دولتی همیشه در برابر طالبان با احتیاط و محافظهکارانه سخن بگویند و دولت بهخاطر مصلحت روند مصالحه، این گفتمان محافظهکارانه در برابر طالبان را در کشور تقویت کند. در چندسال پسین این رویه بر افکار عمومی و فضای سیاسی کشور حاکم بود. مقامهای ارشد دولتی و سخنگویان حکومت همواره با احتیاط در برابر طالبان سخن میگفتند و پروای این را داشتند که نشود با اظهارات صریح و گفتن تمام واقعیتها، خاطر رهبران طالب برنجد و آنها از پروسهی مصالحه پا پس بکشند. طالبان فقط در اینگونه فضا امکان پرورش و رشد خود را میبینند و فقط در چنین شرایطی است که بازگشت دوبارهی آنها به قدرت از طریق روند سیاسی امکانپذیر میباشد.
در این صورت، اظهارات صریح فراتر از مصلحتهای سیاسی در برابر این گروه از سوی مقامهای ارشد حکومتی این فضا را میشکند و با تکرار آن در افکار عمومی، گفتمان ضدیت با طالب و دشمنی با این گروه تقویت و حاکم میگردد. با حاکم بودن گفتمان دشمنی با طالب، جلو بازگشت دوبارهی آنها به قدرت از طریق روند سیاسی گرفته میشود و قدرت چانهزنی سیاسی آنها در روند مصالحه تضعیف میگردد. بنابراین، این گروه تلاش میکند تا به هر قیمتی که شده، این فضا را حفظ کند و چهرههایی را که گفتمان محافظهکارانه در برابر طالبان را از بین میبرند، از صحنهی سیاسی افغانستان حذف نماید.
