زنده‌ باد بن‌بست!

هادی دریابی

به نظر شما من آدمم؟ وطن در چه حال است و من در چه هوایم؟ بابا بیش‌تر از یک‌ماه می‌شود که وزیران معصوم وزیر نیستند، سرپرست اند. قانون که نه پروای اشرف غنی را دارد و نه از عبدالله را، می‌فرماید که هیچ پستی نمی‌تواند بیش‌تر از یک‌ماه، با سرپرست اداره شود. کاش همین قانون ما کمی اهل معامله و ملاحظه و مصالحه می‌بود و می‌فهمید که جنجال تقسیم وزارت‌خانه‌ها و ریاست‌های کلیدی، هنوز حل نشده است.‌ این قانون هم مثل من نفهم است و نمی‌فهمد. من نیز نمی‌فهمم که جنجال، یا بهتر است بگویم بن‌بست تشکیل حکومت وحدت ملی به کجا رسیده و به کجا نرسیده؟ شاید خیلی از شما‌ هم نفهمید. حالا سوال این است که ما چرا نمی‌فهمیم؟ آیا علاقه به فهمیدنش نداریم؟ آیا امکان فهمیدنش وجود ندارد؟ آیا قانون می‌گوید ما اگر نفهمیم، بهتر است؟ یا کدام بلای دیگری وجود دارد که باعث نفهمی من و امثال من می‌شود. من خیلی دوست دارم بفهمم، وقتی آقای رییس جمهور و آقای رییس اجرایی نمی‌توانند در انتخاب یک فرد لایق و شایسته مثلاً برای وزارت مالیه توافق کنند، منابع و گزینه‌های اختلاف‌شان چیست. اما از بخت بد ما،‌ ما حتا قانون دسترسی به اطلاعات را نداریم و چون این قانون را نداریم، از اصل خبر، خبر نمی‌شویم. کاش خدا یا یک رییس جمهور و یک رییس اجرایی صحیح به ما می‌داد، یا ما حق دسترسی به اطلاعات و اختلافات را می‌داشتیم. اگر بگوییم تا هنوز فرد شایسته‌‌ای برای وزارت مالیه یافت نشده، معلوم می‌شود که بوت خویش را کشیده‌ایم و به دهن خود زده‌ایم. چیزی که در این وطن زیاد است، فرد شایسته و لایق برای وزارت مالیه است. همین‌طور دیگر وزارت‌ها! البته فکر می‌کنم یک مشکل دیگر در این زمینه وجود دارد و آن این است که معیار برای تعیین وزیر و رییس تا هنوز مرتب نشده است. این‌که معیارها چیستند و چه می‌توانند باشند، من نمی‌دانم؛ چون به اطلاعات دسترسی ندارم. اما بعضی از معیارهای اختلاف‌زا را بر‌می‌شمارم. فرض کنید که پست وزارت مالیه به فردی نیاز دارد که خصوصیات ذیل را داشته باشد:

پشتون باشد، مرد باشد، 35 یا بالاتر از آن ساله باشد، در خارج درس خوانده باشد، از تیم تحول و تداوم باشد، به دزدی پول‌های کابل‌ بانک یا جرم‌های دیگر متهم نباشد، مسلمان باشد و حتماً تسبیح داشته باشد، با کمپیوتر و انترنت بلدیت داشته باشد، انگلیسی هم بفهمد، قابلیت تکلم با زبان دری هم داشته باشد، به سنی‌مذهب ارجحیت داده می‌شود، شیعه‌مذهب هم اشکال ندارد؛ چون سنی و شیعه با هم برادر اند. یا اصلاً ممکن است معیار ‌چیزهای دیگری باشند؛ مثلا:

تاجیک باشد، تمام خصوصیاتی که در بالا ذکر شده را داشته باشد، الا از تیم تحول و تداوم بودن، باید از تیم اصلاحات و هم‌گرایی باشد.

می‌بینید معیارهای فوق به‌شدت اختلاف‌زا اند و اگر یک آدم در تمام عمر خود یک‌بار هم اختلاف نکرده باشد، این معیار‌ها را که ببیند، اختلاف می‌کند. ظاهراً تقسیم قدرت با هم‌چو معیارهای مواجه است. اگر قرار است که هر‌دو داکتر صاحب برای تشکیل کابینه، مانند پذیرش یا عدم ‌پذیرش نتیجه‌ی انتخابات رفتار بکنند و شش-هفت ماه دیگر وضعیت سیاسی را به لجن بکشند، باید بگوییم، کاش حکومت وحدت ملی اصلاً شکل نمی‌گرفت. کاش جنجال‌ها از همان زمان شروع می‌شد تا حداقل درک دنیا معلوم می‌شد. یاد‌تان هست که آقای کری چند بار به کابل آمد تا سر هر‌دو داکتر را برای کنترول اوضاع و جلوگیری از هرج‌و‌مرج درک کرد؟ جان کری خو بی‌کار نیست که هر روز به کابل بیاید و سر هر‌دو داکتر را درک کند. شما را به خدا، آدم دو دانه داکتر داشته باشد، هر‌دو داکتر فکر کند که بهترین آدم‌های مملکت اند، هر‌دو داکتر هم به حکومت رسیده باشند، باز نتوانند یکه وزیرک اهل و شایسته را در وزارت انستال بکنند؟ به نظر من که شرم است. البته من هنوز چهل ساله نشدم که اکثر مسایل را بفهمم. می‌گویند، آدم وقتی چهل ساله می‌شود، قدرت فهمیدنش نیز بالا می‌رود. ولی مطمئنم که هر‌دو داکتر می‌فهمند که چه شخصیتی برای وزارت مالیه مناسب است و چه کسی باید در مقام مبارزه علیه ارگان‌های محل انستال شود. این‌که چرا روی شخصیت‌ها توافق نمی‌شود، گور و گردن نفرها! باز شما یخن مرا بگیرید که چرا به با کفش رفتن مقامات درون خانه‌های مردم گیر می‌دهید. بابا من خودم را به آب و آتش می‌زنم، نه واقعیتش این است که نه به آب می‌زنم نه به آتش، راستش این‌قدر فضل‌ خدا دل آدم به درد می‌آید که از نظر خودش کاستی‌ها و کم‌کاری‌ها را به رخ مقامات بکشد. مثلاً ما هرچه زیاد داریم، آدم بی‌فرهنگ است. از آن‌هایی که کنار خانه و مسجد می‌شاشند گرفته تا آن‌هایی که بیش‌تر از صد کیلو تنقلات را در یک عید می‌خورند، یا رعایت حال دیگران را نمی‌کنند. در بدلش وزارت اطلاعات و فرهنگ چه کرده؟ از نظر من که فقط وزارت کرده، من در طول چهار سال دانشگاه، 12 سال مکتب، هیچ برنامه‌ای از سوی این وزارت ندیده‌ام که برای بالا بردن یا بهتر کردن فرهنگ فردی، برای من و هم‌کلاسی‌هایم دایر شده باشد. البته به شرطی که قبول داشته باشیم، توان باالقوه‌ی دانش‌آموزان و دانش‌جویان برای پذیرش فرهنگ‌های سالم، بالاتر از دیگران است. اما می‌بیند که این‌جا هم به نحوی با بن‌بست مواجهیم. پس زنده باد بن‌بست!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه