خبرنگارناراضی-52

اطلاعات روز

خالق ابراهیمی

مادرم می‎گفت: پسرم بخیز و دست و رویت را شستن بده. بیا صبحانه بخور، برو مکتب. من ضد می‎کردم و پاهایم را به زمین می‎مالیدم که ایران می‎روم. آن زمان ایران برای من، جایی بود که به آرزوهایی دست نیافته‌ام برسم. گاهی سرم را به دیوار می‎زدم، گاهی شب روی درخت می‎نشستم که ایران می‌روم. اعضای خانواده هرچند که عذر و زاری می‎کردند، از سر خر شیطان پایین نمی‎آمدم که نمی‎آمدم. البته که ایران رفتن من با پاکستان رفتن حامد لالا کمی ‌تفاوت داشت. اما یک چیز بین ما مشترک است، شوق سفر.

در تاریخ پرافتخار و سراپا دروغ‌مان نوشته‌اند که احمد‌شاه ابدالی هفت بار به هندوستان لشکر کشید و هر‌بار با دست‌آوردهای بزرگی به مملکت برگشت. حالا می‌دانیم که سفر کردن و شوق سفر، از بزرگان برای ما میراث مانده است و نباید این میراث جاویدان را دست کم گرفت ‌یا علیه آن کوچک کلمه‌ا‎ی نوشت. برای من، رفتن‌ به ایران فقط دوبار میسر شد و با دست‌آوردهای بزرگی؛ نظیر‌ تحقیر، توهین و سرشکستگی هم‌راه ‌بود. اما حامد لالا این بیستمین‌بار سفرش به پاکستان است. هربار با صد دبدبه و طُمطراق راهی سفر شده است؛ اما همیشه با گردن کج و دست خالی دوباره به وطن عزیز‌مان رجعت نموده‌ است. مشکل اصلی در این‌جاست که حامد لالا این سفرهایش را پرافتخار می‎داند و در سخن‌رانی امروزش گفت که هیچ ‌رییس جمهوری تا حال بیست‌ بار به کشور هم‌سایه‌ی خود سفر نکرده است.

از قول من به حامد لالا بگویید که‌ وقتی به سفر رفتی، عده‌ای از هواداران برادر مُرسی را نیز از افغانستان با خود ببر. آخر راهِ رسیدن به جنگ از پاکستان می‎گذرد و راه‌ رسیدن به بهشت نیز. البته که راه‌ رسیدن به مصر هم‌چنان از پاکستان می‎گذرد. خلاصه هر‌ راه‌ خوبی را که در جست‌وجوی‌ آن باشید، از پاکستان می‎گذرد، به جز صلح و ثبات افغانستان. گرچه متفکر بزرگ محمد ولی زلمی‌ می‎گوید که راه رسیدن به صلح در افغانستان از اسلام‌آباد به سمت عربستان سعودی کشیده شده است؛ چون در دوران جاهلیت افغانی، پول و صلح و مهمات از آدرس عربستان وارد پاکستان می‎شد‌ و ما افغان‌های همیشه در جنگ با صلاح‌های‌ پاکستانی برادر کمونیست و سوسیالیست خودمان را به قتل رساندیم. با تصلیحات پاکستان زنان و کودکان خود را در انظار عموم به خون نشاندیم.

وطنم دوباره اینک، تو و سفرهای کشمیر/ از بلندی لاف‎هایت، شود آفتاب تفسیر. فکر می‎کنم این شعری که برای‌تان نوشتم، نیاز به تفسیر و تشریح نداشته باشد. خودتان بهتر می‎دانید که سال‌های سال می‎شود سفرهای کشمیر و هند و پاکستان، پشت سر هم انجام می‎شود. فکر می‎کنم که ما تنها ملت غیور و سر‌افراز ‌روی کره‌ی زمین هستیم، که تمام وسایل و نیازهای‌مان وابسته به بیرون است. کفش‌های‌مان چینایی، لنگی پاکستانی، مکالمات ایرانی، نصوار هندی، تُف‌دانی جاپانی و همین‌طور اگر بشماریم حتا قادر به داشتن و تولید یک سوزن در داخل کشور نیستیم.

و این‎بار، به دنبال صلح پاکستانی. فکر می‌کنم حامد لالا مثل من اشتباه‌های بزرگی انجام می‌دهد. صلح دموکراسی نیست که با دالر تفسیر شود. ایشان فکر می‎کند، همان‌طوری که همه‌ی نیازهای‌مان را با واردات پاسخ می‎گویم، نیاز به صلح را نیز از جای‌ دیگر می‌توانیم وارد کنیم. مخلص کلام عزیز! نتیجه هیچ است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه