ملاهایِ سرکل
ملاهای سرکلِ اینجا راههای دور را برای غنایِ تجربهی فردی میپیمایند. راه میروند، سکوت میکنند، میخندند، فروتن و بردبارند، زنستيز نيستند، به لباس و سر و صورتِ كسي كاري ندارند. ورزش بلد اند و در عينِ حال، فقط کوشش میکنند زبان و تن و دلِ خود را پاک نگهدارند. اين ملاي سركل از «سنگاپور» است، ولي عاشقِ سفر به جنگلزارها. دوست دارد زيرِ تك تكِ درختانِ روي زمين بنشيند و به خود بيانديشد. میپرسم، «دین یعنی چه؟» خندان و آهسته جواب میدهد: «دین یعنی، مراقبه؛ دور از چشم مردم، زیرِ درخت نشستن، سفر، سفر بیپایان به درونِ خود!» هرچند هر دینی توهم است؛ اما دین به مثابه توهم فردی، کمتر به اجتماع ضربه میزند. کاش ملاهای ریشدار ما مثل اين ملاهاي سركل، اهلِ تفکر و مراقبه، بردبار، فردگرا و در پی خودشناسی میبودند! دین از نظر ملاهای ما فقط مزاحمتهای اجتماعی است و سرک کشیدن در حریمِ خصوصیِ افراد!
