مسابقه آغاز شد. تماشاي دوش مقامهای بلندپايهی حكومتي براي غمشريكي با خانوادهی قدسيه، ديدني است واقعاً. گليم غم اتاق قدسيه خيس از اشكِ سياست شد. ديدن اين همه چقدر غمانگيز است. بهخصوص ديدن كفش وزير علم و عمل روي فرش خانهی قدسيه. رييس جمهور غني اندوهش را تماس گرفت. جنرال دوستم شرف حضور يافت. دكتر عبدالله رفت و محقق رسيد و «ساير از بالا به پایين» كه امروز يا فردا در اين مسابقهی مضحك شركت خواهند كرد.
بهتر است سران دولت، گرد ميز مدور جمع شوند، تصميم قاطع بگيرند و به اين مصيبتي كه انتحار بهوجود ميآورد، پايان دهند. در غير آن، تمام مأمورين دولت هم كه جمع شوند، نميتوانند شمار قبرهايی كه روزانه در كشور توسط انتحار، كنده ميشوند را بشمارند.
مردم از خلق هيجان خسته اند. ملت را با رفتارهاي تقليدي، سطحي و فريبدهندهیتان به حيرت نياندازيد. ابتكارهاي سياسيتان را در راه جلوگيري از مصيبت و رنج در ميدان عمل نشان دهيد. به دوگانگي «مخالفين سياسي» يا «طالب خونخوار» پايان دهيد. تیلفونتان را خاموش كنيد. به عروسي و نذر خوردن نرويد. اگر رفتيد، با كفش روي فرش مردم راه نرويد. در مقابل كابينهی فوق تخصصتان را معرفي كنيد تا هرچه كابينه در جهان است، چشمشان از حيرت باز بماند. معاش سربازانتان را بدهيد. يا از هزاران قولي كه به مردم دادهايد، به يك آن عمل كنيد. بگذاريد خانوادههاي قربانيان غم عزيزانشان را در خلوت سر كنند و شما هم به كارهايتان برسيد.
