یا للعجب! مگر «هدف اصلی حمله بودن» افتخار است؟
اکنون در مورد اینکه کدام مقام حکومتی، هدف حملهی تروریستی و انتحاری دارالامان بوده است، بین اطرافیان مقامهای حکومتی، جنجال سختی در گرفته است:
- اطرافیان «شکریه بارکزی»، نمایندهی پارلمان و عضو فعال «تیم اشرف غنی» ادعا دارند که هدف اصلی تروریستها، شکریه بارکزی و کاروان ماشینهای زرهی او بوده است.
- اطرافیان استاد «سرور دانش»، معاون دوم ریاست جمهوری، ادعا میکنند که هدف اصلی حملهی تروریستی، «سرور دانش» و کاروان موترهای فولادی ایشان بوده است.
مقامات حکومتی و اطرافیانشان بهجای اینکه در مورد تأمین امنیت شهروندان و بهبود وضعیت معیشت عمومی آنان، فکری بکنند و از اینگونه حملهها و انفجارها جلوگیری نمایند، در یک جنجال بیهوده، در مورد اینکه کدام شخصیت، هدف اصلی حملهی تروریستی بوده است، با هم مسابقه گذاشتهاند.
«هدف اصلی» هرکسی که بوده باشد، آنچه مسلم است، این است که در این حملهی تروریستی، «قربانیان اصلی» دو دانشجو بهنامهای «قدسیه» و «محمد عارف» و یک «تاکسیوان» بودهاند که جانشان را از دست داده و تعداد دیگری از شهروندان عادی کشور نیز زخمی شدهاند.
همه میدانند که نه «شکریه بارکزی» بهراحتی کشته میشود، نه «استاد سرور دانش» و نه دیگر «مقامات حکومتی»؛ زیرا همهی اینها به وسیلهی کاروان موترهای «زرهدار» و محافظین تا به دندان مسلح، محافظت میشوند. با این وضعیت، هدف اصلی هرکسی که باشد، قربانیان اصلی، مردم عادی خواهند بود، نه مقامات حکومتی.
*******
دوستان عزیز! آیا به نظر شما اینکه کدام مقام حکومتی هدف اصلی حمله بوده است، کدام امتیاز و افتخار محسوب میشود که اطرافیان این دو شخصیت، در این مورد جنجال بهراه انداختهاند؟
