دولت شاه پویش
دانشجوی دورهی دکتورا- جاپان
تصمیم داری کمتر به فیسبوک بیایی. ساعت یازدهی شب است، وسوسه میشوی. فیسبوک را باز میکنی و طبق معمول، میبینی که خبر انتحار سرخطِ خبرها است. عکس خانم بارکزی در حالی که با موبایلش مصروف است، داخل موتر تکه-تکه شدهی بعد از انفجار خودنمایی میکند. آمارها حکایت از کشته و زخمی شدن تعدادی از هموطنان ما میکنند؛ چیزی که متأسفانه با آغاز حکومت جدید نه تنها کاهش نیافته، بلکه روند تزایدی نیز گرفته است. کابل هرازگاهی شاهد کشته و زخمی شدن هموطنان ما میشود. اما بامیان، خبرهای خوشی دارد. وکیلان شورای ولایتی بامیان در یک اقدام غافلگیرکننده، خانم طیبه خاوری، وکیل جوان و با انگیزهیشان را به عنوان رییس شورای ولایتی برگزیدند. شاید این رخداد در جوامع غربی حتا به عنوان خبر قابل بحث نباشد؛ زیرا آنها دموکراسی و ارزشهای انسانی را در جامعهیشان نهادینه کردهاند. اما برای بامیان، شهر کاهگلی، شهرِ دورافتاده و شهرِ فراموش شده و با اکثریت مردم روستایی آن، میتواند اتفاق نادر، دور از انتظار و حتا انقلابی باشد.
بامیانیها اولین والی زن را داشتند. خانم حبیبه سرابی که توسط منتقدانش به «والی دیکتاتور» مشهور شده بود، در همین ولایت شهرت و آوازهاش را کسب کرد و بهخاطر همین کارکردهایش، جایزهی «رامون مکسیسی» را دریافت کرد. با وجودی که منتقدان جدیای هم داشت؛ ولی همین منتقدان هیچگاه پا را از مخالفتهای مدنی فراتر نگذاشتند. در واقع مردم بامیان زمینه را برای موفقیتهای بیشتر والی مساعد کردند. حالا اینکه حکومت مرکزی توجه چندانی به ولایت بامیان مبذول نکرد، بماند سر جای خودش. به نظر من، مردم بامیان به نحوی در بهدست آوردن جایزهی «رامون مکسیسی» نقش پررنگ داشتند.
بامیانیها در معارف هم نقش پررنگی دارند. درصد بالایی از دختران در بامیان در مکتبها شامل اند و بدون کدام محدودیت خاص، به درسشان ادامه میدهند. هرچند کیفیت مکتبها بهخاطر دور بودن از مرکز و عدم موجودیت استادان زبده، پایین است. معاش ساحهای برای معلمان وجود ندارد و به همین خاطر، استادان ورزیده کمتر حاضر میشوند تا در ساحات دوردستی مانند بامیان بروند و تدریس کنند.
آزادیهای مدنی و برگزاری اجتماعات در بامیان نیز نمونه است. فعالان مدنی بامیان که خانم طیبه خاوری، رییس جوان شورای ولایتی بامیان هم زمانی جزو آنان بود، روشهای ابتکاری دادخواهی از حقوق مردم را نهادینه کردند. آنها در یک سلسله اقدامات نمادین به «خر»، سقایی که آب را به خانهها میرساند، تقدیرنامه دادند؛ سرکشان را در اعتراض به بیتوجهی دولت کاهگل کردند؛ به رییس جمهور کرزی به نسبت «اول شدنِ افغانستان» در فساد، تقدیرنامه دادند و دهها مورد از این قبیل. چند روز قبل هم دخترانِ بامیانی در مسابقات بایسکلسواری مدال طلا و نقرهی این ورزش را در سطح ملی به گردن آویختند. اگر تکتکِ کارکِردها و دستآوردهای بامیانیها را در این چند سال یادآور شویم، شاید مثنوی هفتاد من شود و این از حوصلهی این نوشته خارج است.
برگزیده شدنِ اولین رییس شورای ولایتی در بامیان نیز در سلسلهی کارکردهای مؤثر مردم بامیان برای تمرین دموکراسی و برابری جنسیتی است. وکیلان شورای ولایتی بامیان هیچکدام تحصیلکردهی غرب نیستند و شاید بهجز یکی دو نفر، هیچکدام مدارکِ دانشگاهی هم ندارند. انتخاب و درکشان اما به خیلی از تحصیلکردهها و دانشگاهیهای افغانستان تنه میزند. ما تحصیلکردههایی را سراغ داریم که به خانمهایشان برقع میپوشانند و از دروازهی خانه بیرون نمیمانند. در چنین جامعهای، با این محدودیت، رییس شدن یک خانمِ جوان هم یک خبر امیدوار کننده و انقلابی است. امیدوارم خانم خاوری، رییس جوان و پرتلاش شورای ولایتی بامیان بتواند آنطور که شایسته است، شورای ولایتی بامیان را مدیریت کند و به جایگاه واقعیاش برساند.
امیدوارم رییس جمهور ومسئولان حکومتی از آنها به عنوان معماران جامعهی جدید افغانستان قدردانی نمایند. دولتمردان افغانستان باید بامیان را به عنوان الگوی جامعهی مدرن افغانستان بپذیرند و بیش از این بر طبلِ بیتفاوتی خود نسبت به این شهرٍ دورافتاده نکوبند. بامیان تا اینجا راه طولانیای را آمده است و با وجود هزاران مشکل، الگو میآفریند و راهگشایی میکند. تابوها یکی پس از دیگری شکسته میشوند. شاید غربت و فراموش شدگی دانشجویان دانشگاه بامیان را در عکسهایی که در شبکههای اجتماعی منتشر شدند، همه دیده باشیم. بامیان سزاوار این همه فراموششدگی نیست. اگر بامیان تقدیر شود و از انزوا خارج شود، دگر ولایتها نیز از آن الگوبرداری خواهند کرد و در جهت اصلاحات اجتماعی و مدنی گام برخواهند داشت.
