آرایش دودمانی-تباری
نویسنده: الکساندر کنیازوف
منبع: صفحهی انترنیتی информационно аналитический портал
بحش سوم
با این حال، یکی دیگر از قدرتهای سیاسی افغانستان کنونی، رییس جمهور پیشین، حامد کرزی است. شاید و البته نه بهطور اتفاقی، یکی از اولین سفرهای عبدالله عبدالله، «رییس اجرایی» دولت وحدت ملی، به قندهار و دیدار با مقامهای محلی این ولایت بود. نمیتوان گفت که در تاریخ رقابت میان دو قبیلهی پشتونها- غلجاییها و دُرانیها- قدرت ماهیت استراتژیکی داشته و دارد؛ اما در فرایند این رقابتها نقش و موضوع نخبگان دو قبیله، به عنوان عامل اساسی هنوز هم قابل درک است.
یک دوره از ریاست جمهوری حامد کرزی از سال 2001 تا سال 2004 به او اجازه داد تا موقعیت خود را بهصورت جدی تثبیت کند و از جمله به لحاظ منطقهای، فراتر از روابط معمولی، عمل کرد. بهخصوص اینکه حامد کرزی به لحاظ قبیلهای نیز فرصتهای مهمی را برای گفتوگو با تعدادی از رهبران طالبان- برای مثال- یکی از فرماندهان مشهور این گروه که ملا عبدالغنی برادر است، دارد. میتوان فرض بر این گرفت که حل و فصل مسایل قبیلهای به استثنای مناطق دیگر، مناطقی چون قندهار و در مجاورت آن ولایت ارزگان و همینطور بخشی از ولایت زابل و هلمند، برای اشرف غنی بسی مشکلساز و دشوار است.
شایان ذکر است که دُرانیهای قندهار در تاریخ افغانستان همیشه جایگاه ممتاز و بیمانند خود را داشتهاند (که در زمان شوروی، با دقت نظر و شواهد معتبر این مهم از سوی ولادیمیر باسوف، بررسی شده است). در اینجا، ریشهی پشتونی عبدالله عبدالله را نیز نباید فراموش کرد. این چهره، به موجب فعالیتهای سیاسی خود، متعلق به جامعهی تاجیک شناسایی شده است؛ اما پدرش غلام محیالدین خان زمریالی، یک پشتون درانی قندهاری است که در زمان سلطنت محمد ظاهر شاه از ولایت قندهار به صفت سناتور انتصابی به شورای ملی دعوت شد.
در فرایند توزیع مجدد مناطق تحت نفوذ و کنترول میان دو تیم اشرف غنی و عبدالله عبدالله در چارچوب یک روند سیاسی مشروع، گروه عمدهای از متنفذین پشتون در مناطق جنوب-شرقی، باقی مانده است. در دور اول انتخابات ریاست جمهوری از قبایل شرقی افغانستان سید اسحاق گیلانی با لحن صریح اعلام کرد که با رای سرکردهی قوم، پیر صوفی قادری و گروه انتخاباتی «ائتلاف ساکنان شرق افغانستان» (Альянс жителей восточного Афганистана) موافق است. خانوادهی گیلانی یکی از قدیمیترین خانوادههای اشرافی (аристократических родов) در افغانستان است که در ساحات ننگرهار، پکتیا، لغمان، خوست و بسیاری دیگر از ولسوالیها/ شهرستانها دارای یک موقف و نفوذ قوی رهبری مذهبی است. عوامل متعلق به فرقههای صوفی/ مذهبی در افغانستان دارای یک ساختار خیلی ناهمگون است و این عامل همچون یک واقعیت پیچیده و اضافی در ساختارهای سیاسی-قومی، قاعدتاً جای خودش را دارد.
اما در کنار این، واقعیتهایی دیگری نیز است که حتا جدا از این مسایل در نظر گرفته میشود. بخش اساسی از یکسری نابههنجاریهای سیاسی در وضعیت کنونی معلول این واقعیت است که مشروعیت سیاسی انتخابات زیر سوال است و ریاست جمهوری اشرف غنی […] نه بر اساس نتایج انتخابات، که حاصل توافق سیاسی با عبدالله عبدالله است. بر اساس همین واقعیت، پایداری و ثبات ساختار دولت و مجموعهای از سیستم سیاسی افغانستان، قابل ارزیابی است. خوشبینی برای رسیدن به یک مصالحه، بستگی به عملکرد دولت جدید دارد و بر اساس اعلام اشرف غنی و عبدالله عبدالله، «دولت وحدت ملی» میتواند توانایی نیروهای سیاسی را که منجر به سازش و حفظ تعادل سیاسی در آینده میشود، بالا ببرد. در اصل، «رییس اجرائیه» عبارت از پست نخستوزیری با قدرت و صلاحیت معادل رییس جمهور است. در قانون اساسی این کشور چنین چیزی وجود ندارد و برای آوردن اصلاحات مورد نیاز در مواد قانون اساسی، برگزاری لویه جرگه- بالاترین ارگان ملی- تنها امید است، که در دو سال آینده برگزار میشود.
در حال حاضر نقشهی راه تعامل رییس جمهور و نخستوزیر دولت وحدت ملی در آینده، بهطور اطمینانی مشخص نیست؛ اما در زمان حاضر برخی از شرایط و مسایل مهم در این راستا، مطرح اند. عبدالله عبدالله تأثیر و کنترول خود را روی وزارتهای امور خارجه، وزارت دفاع ملی، وزارت سرحدات و قبایل، وزارت مبارزه با مواد مخدر و وزارت مالیه دارد و در نظر دارد که در ساختار کابینه، 12 وزیر داشته باشد. رییس جمهور اشرف غنی […] جلسات عمومی کابینه را که بهصورت ماهوار برگزار میگردد، ریاست خواهد کرد و عبدالله عبدالله، رییس اجرایی دولت وحدت ملی، جلسات هفتگی شورای وزیران را رهبری و هدایت خواهد کرد. رییس جمهور غنی ریاست امنیت ملی، وزارت امور داخله، وزارت سرحدات و قبایل و در مجموع 13 وزارتخانه را در نظر دارد که خود تعیین کند.
ادامه دارد…
