26 عقرب به عنوان روز جهانی دانشجو نامگذاری شده است. فلسفهی نامگذاری این است که از طرفی توجه را به اهمیت موضوع و مناسبت جلب کند و به آن ارزشگذاری شود و از طرف دیگر، دشواریها و مشکلات دانشجویان به این بهانه مورد توجه قرار گیرند. از اینرو، میخواهیم نگاهی داشته باشیم به اهمیت دانشجویان به عنوان یک صنف پویا و آیندهساز که نقش سهم مهمی را در پیشرفت و تغییرات اجتماعی دارد و نیز از مشکلات و دشواریهایی که این صنف در راه کسب دانش با آن روبهرو اند، یادآوری نماییم.
یکی از دستآوردهای «دورهی جدید»، فعال شدن مراکز آموزشی و تحصیلات عالی میباشد. این دستآورد باعث شد که از طرفی فرصت آموزش را برای جوانان مساعد کند و به جوانان امید داد تا به سرنوشت آیندهیشان با خوشبینی بنگرند و به فراگیری دانش رو آورند. از جانب دیگر، باز شدن مراکز آموزشی و تحصیلات عالی فضای گرایش به جنگ را در میان جوانان از بین برد و خانوادهها با واقعنگری، با تحمل تنگدستیها و مشکلات اقتصادی کنار آمدند و فرزندان خویش را تشویق کردند که تحصیل کنند و با کسب دانش، بتوانند به عنوان افراد آگاه و کاردان در جامعه ظهور کنند. همگی ما شاهدیم که علاقهمندی به تحصیل در سرتاسر کشور، بهجز از مناطقی که تحت تأثیر باورهای «تاریک طالبانی» قرار دارند، بیشتر شده است و انگیزهی تحصیل کردن فرزندان، برای خانوادهها قویتر و منطقیتر از گذشته شده است. به همین خاطر، با نداشتهها کنار میآیند؛ اما تا حد توانشان همت میکنند که فرزندانشان را از آموزش و تحصیلات عالی محروم نکنند. از همین خاطر، در سالهای اخیر به تعداد فارغان مکتبها و داوطلبان تحصیلات عالی در کشور افزوده شده و در پهلوی دانشگاههای دولتی، مؤسسات و دانشگاههای خصوصی ایجاد شدهاند که بر اثر افزایش متقاضیان، بر تعداد این نهادهای تحصیلی هر روز افزوده میشود.
افزایش علاقهمندی به تحصیل و اهمیت دادن جامعه به فرهنگ و دانش، میتواند آغاز یک تحول بزرگ و تغییرات بنیادی برای پیشرفت جامعهی افغانستان باشد. از این نظر، لازم است دولت به عنوان نهاد رهبری کنندهی جامعه، به این پدیدهی نیکو ارج بیشتر بگذارد و توجه لازم را به ظرفیتپروری نهادهای دانشگاهی و فرهنگی نماید تا جامعه از نگاه فرهنگی رشد کند و ظرفیتهای بیشتری برای تغییرات اساسی در جامعه بهوجود آیند و نیازمندی کشور به نیروی متخصص که یکی از نیازهای جدی برای پیشرفت، مدیریت و رهبری در جامعه میباشد، به حداقل برسد و چرخهی پیشرفت جامعه خوبتر از گذشته با دستان پرتوان نیروی انسانی تحصیلکرده و کاردان بچرخد. اما توأم با این توجه، نیاز است که در نخست نارساییها و مشکلاتی که در نظام آموزش تحصیلات عالی کشور وجود دارند، بررسی کارشناسانه شود و برای حل آن اقدام شود.
از نارساییهای عمدهای که در نظام دانشگاهی کشور وجود دارند، یکی این است که نصاب درسی دانشگاهها کهنه است و هر سال بهطور تکراری کپیبرداری میشود و در اختیار دانشجویان قرار میگیرد. یافتههای بهروز و جدید علمی در آن گنجانده نمیشوند. دانشجویان مجبور اند که این متنهای تکراری و کهنه را حفظ کنند. مشکل دیگر، سطح پایین علمی استادان دانشگاهها، بهخصوص دانشگاههای دولتی میباشد و این دسته از استادان نه تنها توانایی تدریسشان ضعیف است و نمیتوانند دانشجویان را توانمند بپرورانند، بلکه با برخوردهای سلیقهای و انتقامجویانه در برابر دانشجویانی که از آنها سوال میکنند و در مباحثهی علمی در صنف ظاهر میشوند، قرار میگیرند و در وقت امتحان از این دانشجویان با رویههای غیرعلمی انتقامگیری مینمایند و به آنها نمرهی کم میدهند، یا ناکام میسازند. در این میان، تعدادی از استادان هستند که به مقاصد و غرضهای غیراخلاقی، دانشجویان دختر را بهطور عمد در امتحان ناکام میسازند تا از طریق آن خواست نادرستشان را برآورده کنند. متأسفانه این مشکل به عنوان یک هنجار نادرست در تمامی نهادهای دانشگاهی کشور جا باز کرده است و به یکی از مشکلات اساسی فراراه تحصیل دانشجویان دختر در کشور مبدل شده است.
مشکل دیگر در نظام دانشگاهی کشور این است که بهخاطر زدوبندها و گرایشهای قومگرایی و قومستیزی، بورسیههای تحصیلی بهطور عادلانه، با در نظرداشت شایستگی، به دانشجویان داده نمیشوند. این مسئله از طرفی حقکشی در نظام دانشگاهی کشور محسوب میشود، از طرف دیگر، باعث میشود که دانشجویان لایقی که بورسیهی تحصیلی برایشان توزیع نمیشود، یا بهجای آنها دانشجویان ضعیف و واسطهدار شامل بورسیههای تحصیلی میشوند، بیانگیزه و عقدهای شوند و زمانی که فارغ میشوند و مسئولیتهای اجتماعی و رهبری را در جامعه به عهده میگیرند، با افراد دیگر عقدهای برخورد کنند.
یکی دیگر از مشکلات دانشجویان که همهساله با آن روبهرو میشوند، تأخیر در دست یافتن به خوابگاه و بدل اعاشه میباشد و در مواردی، دانشجویانی که از ولایتهای دوردست میآیند و فقیر اند، تا سالهای سوم و حتا چهارم دانشگاه بهخاطر فساد اداری و سیستم نارسای اداری در وزارت تحصیلات عالی، شامل خوابگاه و بدل اعاشه نشدهاند و به این خاطر، همهساله تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاههای دولتی ترک تحصیل میکنند.
نارسایی مؤسسات و دانشگاههای خصوصی این است که چون بیشتر آنان بهخاطر درآمد اقتصادی تأسیس شدهاند، با آنکه امکانات در دانشگاههای خصوصی بهتر است، از لحاظ کیفیت و نظارت خوب نیستند و بیشتر این دانشگاهها به دانشپروری و توانمندی دانشجویان توجه نمیکنند و برای مسئولان آن، از دست ندادن تعداد و درآمد حاصل از داخلهی دانشجویان، مهمتر است. بهخاطر عدم نظارت و توجه به کیفیت کارکردی از سوی وزارت تحصیلات عالی، بیشتر این نهادهای تحصیلی، ضغیف اند.
آنچه که یاد شد، فشردهای از نارساییهای نهادهای دانشگاهی و مشکلات فراراه دانشجویان میباشد. امید میرود که دولت جدید در این زمینهها توجه کند و اصلاحات لازم را بهوجود آورد.
