گرایش‌های بنیادگرایانه در میان دانشجویان در محیط‌های دانشگاهی افغانستان

اطلاعات روز

رابرت زمان

عبدالاحد محمدی

انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان

برگردان: جواد زاولستانی

بخش نخست

یادداشت: این تحقیق که به‌تازگی توسط انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان به نشر رسیده است، در نوع خود، یگانه و تازه‌ترین پژوهش معیاری در رابطه به گرایش‌های بنیادگرایانه در میان دانشجویان افغانستان است. این پژوهش هم برای نهادهای علمی و مدنی و هم برای نهادهای حکومت و پالیسی‌سازی، درک بهتری از زمینه‌های رشد بنیادگرایی در محیط‌های دانشگاهی، دلایل گرایش دانشجویان به برداشت‌های بنیادگرایانه از اسلام و چگونگی نفوذ گروه‌های بنیادگرا؛ مانند حزب اسلامی حکمت‌یار، طالبان و القاعده در میان دانشجویان فراهم می‌کند. با توجه به این واقعیت که جوانان بخش بزرگ‌تر جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند و مراکز علمی و دانشگاهی در سراسر کشور در حال گسترش اند، ظرفیت‌ بزرگی برای توسعه و پیشرفت کشور وجود دارد. اما اگر به خواست‌ها و نیازهای جوانان توجه نشود و بر مراکزی که آنان در آن‌جا آموزش و مهارت کسب می‌کنند، نظارتی وجود نداشته باشد، تهدیدهای تازه‌تری برای توسعه و امنیت کشور ایجاد می‌شوند. روزنامه‌ی اطلاعات روز، با درک اهمیت موضوع و سرنوشت‌ساز دانستن مسئله‌ی جوانان و دانشجویان کشور، این تحقیق را ترجمه و نشر می‌کند.

چکیده‌ی تحقیق

هدف این تحقیق، بررسی موج‌های گرایش‌های بنیادگرایانه در میان دانشجویان هشت دانشگاه افغانستان است. این تحقیق از سروی دیدگاه‌های دانشجویان و کارمندان دانشگاه‌ها و تحلیل ویژگی‌های اعتراض‌ها آنان در محیط‌های دانشگاهی نتیجه‌گیری می‌کند که گستره‌ی بنیادگرایی در دانشگاه‌های کشور، متفاوت است. به‌طور مشخص،‌ این تحقیق به سه دریافت قابل ذکر دست یافت. نخست،‌ اکثر دانشجویان دانشگاه‌ها بیش‌تر نگران آینده‌ی شغلی‌شان هستند، تا رسیدن به خواست‌های ایدیولوژیک. دوم، با آن‌که ما دریافتیم که اکثر دانشجویان و استادان دیدگاه رادیکال و خشونت‌آمیز را نکوهش می‌کنند،‌ در میان دانشجویان دانشگاه‌های کابل،‌ قندهار و ننگرهار واکنش‌های خشم‌آلود در مقابل سیاست‌های حکومت افغانستان و دخالت نیروهای مسلح بین‌المللی مشاهده شده‌اند و این نشان‌دهنده‌ی گرایش‌های متفاوت در محیط‌های دانشگاهی است. این تحقیق اشاره می‌کند که در دانشگاه‌های کابل، قندهار و ننگرهار تمایل قوی‌تری به دیدگاه‌های رادیکال وجود دارد و یافته‌ی آخری این است که دانشگاه به حیث یک نهاد، نقش قوی در بنیادگرا شدن دانشجویان بازی نمی‌کند. اما بیش‌تر از آن، فضای سیاسی و فرصت آماده برای بسیج سریع باعث می‌شود که دانشجویان خیلی راحت برای اعتراض صف بکشند. با این حال، یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که همین بسیج آسان دانشجویان ظاهرا باعث می‌شود که گروه‌های بیرونی مانند القاعده، طالبان و شاخه‌ی نظامی حزب اسلامی حکمت‌یار به ترتیب با بیرق‌های سیاه، سفید و سبز خود در میان آنان حضور یابند. در کنار آن، این تظاهرات‌ها باعث می‌شوند که قطب‌بندی‌ها و در پی آن، نفاق‌ها بیش‌تر شوند که به‌طور روز‌افزونی، شکل عملی تکفیر را به خود می‌گیرد. تکفیر اعلام طرد یک مسلمان توسط مسلمان دیگر به دلیل ترک اسلام است که در مخالفت مستقیم با آموزه‌های متساهل و ماهیتا لیبرال برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌های دولتی قرار دارد. در حالی که تظاهرات بنفسه یکی از ویژگی‌های عام دموکراسی‌های مترقی است، شواهد نشان می‌دهند که بعضی از تظاهرات‌های دانشجویی نفاق‌ فرقه‌ای ‌یا سرکوب حقوق زنان را شعار می‌دهند که هردوی این شعارها، در مخالفت با اصول دموکراتیک اند و برای ثبات افغانستان تهدید ایجاد می‌کنند. با در نظرداشت این‌که بیش‌تر از 63 درصد نفوس افغانستان را جوانان زیر 24 سال تشکیل می‌دهند، بی‌توجهی به این‌گونه نفوذها، احتمال و ظرفیت گسترش آن را افزایش می‌دهد که پیامدهای جدی‌ای برای توسعه و امنیت افغانستان خواهد داشت. همزمان با این‌که افغانستان به‌سوی مرحله‌ی جدیدی از دولت‌سازی حرکت می‌کند، توجه ویژه برای برآوردن نیازهای جوانان کشور و به‌صورت خاص، دانشجویان دانشگاه‌ها، از تلاش‌ها برای رسیدن به ثبات پایدار و آرامش و حفظ آن جدایی‌ناپذیر است.

این تحقیق نخستین بخش سلسله‌ای از کارهای تحقیقی ادامه‌دار است که گرایش‌های بینادگرایانه را در بخش‌ها و نهادهای گوناگون افغانستان مورد مطالعه قرار می‌دهد. به‌صورت مشخص، این مطالعه در اواخر سال 2013 آغاز و در ماه اکتوبر 2014 تکمیل شد. تحقیق‌های بعدی، گرایش‌های بنیادگرایانه را در مدرسه‌ها در سراسر افغانستان و نیروهای امنیتی کشور مورد مطالعه قرار خواهد داد.

یافته‌های مهم

دانشگاه به حیث یک نهاد، نقش قوی در بنیادگرایی دانشجویان بازی نمی‌کند. اما بیش‌تر از آن، فضای سیاسی مشبوع و فرصت آماده برای بسیج سریع باعث می‌شود که دانشجویان خیلی راحت برای اعتراض صف بکشند. با این حال، یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که همین بسیج آسان دانشجویان ظاهرا گروه‌های بیرونی مانند القاعده، طالبان و شاخه‌ی نظامی حزب اسلامی حکمت‌یار را به ترتیب با بیرق‌های سیاه، سفید و سبز‌شان به‌سوی آنان می‌کشاند.

با آن‌که پاسخ دانشجویان در اکثر دانشگاه‌ها نشان‌دهنده‌ی دیدگاه‌های معتدل بود،‌ در میان پاسخ دانشجویان دانشگاه‌های کابل،‌ قندهار و ننگرهار لحن بنیادگرایانه‌ی قوی‌تری دیده می‌شود. با وجود این‌که دیگر موارد در تمام دانشگاه‌های مورد مطالعه تا حدودی با هم مشابه‌ اند، این سه دانشگاه به حیث سه جایی شناخته شدند که در آن بیرق‌‌های سیاه القاعده،‌ بیرق سفید طالبان و پرچم سبز شاخه‌ی نظامی حزب اسلامی حکمت‌یار، بلند می‌شوند و نشان می‌دهد که این گروه‌های بیرونی منبع بالقوه‌ی بنیادگرا شدن دانشجویان اند تا خود دانشگاه.

به‌جز از دانشگاه بامیان، اکثر استادان دانشگاه‌های دیگر مطابق برنامه‌ی درسی توصیه‌ شده توسط وزارت تحصیلات عالی پیش نمی‌روند و مطالب درسی مطالعات مذهبی (ثقافت اسلامی) بر اساس برداشت‌ها و خواست‌های ایدیولوژیکی تهیه می‌شوند. در نتیجه، احتمال این‌که این برنامه‌ها و مطالب درسی از لحن معتدل به‌سوی افراطیت انحراف یابد، افزایش می‌یابد.

اکثر دانشجویان و استادان این دیدگاه را رد می‌کنند که خشونت به عنوان شیوه‌ای برای اعتراض توسط اسلام توجیه شده است. یکی از ویژگی‌های اکثر اعتراض‌های دانشجویان، سر دادن شعارهای ضد‌خشونت جاری و تلفات غیرنظامیان در کشور بوده است و نه تفاوت‌های مذهبی یا فرهنگی.

اکثر دانشجویان دانشگاه‌ها بیش‌تر نگران آینده‌ی شغلی‌شان هستند، تا رسیدن به خواست‌های ایدیولوژیک. این نگرانی دانشجویان از درخواست‌های آنان برای برنامه‌های دانشگاهی بهتر و حمایت در دوران بعد از فراغت آشکار می‌گردد.

توصیه‌ها

به منظور محدود کردن تأثیرگذاری گروه‌های بیرونی بر دانشجویان، توصیه می‌شود که ‌ائتلافی از جامعه‌ی مدنی یا نهاد نظارتی برای نظارت از کارکردهای وزارت تحصیلات عالی،‌ معیارها و کیفیت آموزش و تدریس تشکیل گردد. آنان به‌ویژه‌‌ از دخالت‌های بیرونی در ساختن برنامه‌‌ی درسی و محتوای آن و تطبیق شیوه‌های تدریس و معیارهایی که باعث تقویه‌ی ایدیولوژی بنیادگرایانه می‌شوند، نظارت کنند.

به منظور مقابله با تفاوت‌های قابل‌ پیش‌بینی در برنامه‌ی درسی و محتوای آن و کارکردهای دانشگاه‌ها در سراسر کشور، وزارت تحصیلات عالی باید معیارهای ملی برای تمام دانشگاه‌ها و تمام دانشکده‌ها ایجاد کند. برعلاوه، این وزارت باید آموزش دوام‌دار را برای کارمندان و استادان به منظور بهبود و حفظ معیارهای تعیین‌شده فراهم نماید.

از آن‌جایی که شغل بعد از فراغت دغدغه‌ی نخستین دانشجویان است، وزارت تحصیلات عالی باید برنامه‌های کاریابی، دوره‌های کارآموزی و کار در کنار تحصیل را برای دانشجویان و فارغان آینده‌دار بر اساس شایستگی فراهم کند و با تمرکز ویژه،‌ برخورد سلیقه‌ای، جانب‌داری و قوم ‌و خویش‌بازی را که باعث روکردن دانشجویان به‌سوی بنیادگرایی می‌شوند، از میان ببرد.

به منظور تشویق فعالیت‌های میان‌گروهی بزرگ‌تر و بیرون شدن از مرزهای معمول قومی و مذهبی، وزارت تحصیلات عالی برای انجمن‌های دانشجویی منابع مالی فراهم کند و این انجمن‌ها را متنوع بسازد تا متمم انجمن‌های ایجادشده‌ی مذهبی باشند.

مقدمه

پیشینه‌ی تظاهرات‌های مردمی در افغانستان به اواخر دهه‌ی 1970 و 1980 میلادی می‌رسد. در آن زمان، گروه‌های مذهبی در مقابل ایدیولوژی‌های رقیب سوسیالیستی که با حمله‌ی شوروی به اوجش رسیده بود، ایستادند. با اعلام جهاد، اکثر آنان به برداشت‌های بنیادگرایانه از اسلام به حیث راهی برای مقاومت روی آوردند. بعد از سرنگونی اتحاد شوروی و به‌دنبال آن، جنگ‌ داخلی‌ای که افغانستان را فراگرفت، بار دیگر طالبان به برداشت‌های بنیادگرایانه به عنوان راهی برای به دست گرفتن کنترول و حکومت بر افغانستان رو‌ آوردند. با آن‌که هم مجاهدین و هم طالبان اقدامات تندروانه‌ی زیادی را مرتکب شدند، طرح دیدگاه شکست دادن مهاجمان خداناباور و خاموش کردن خشونت‌های جنگ‌های داخلی بعضی مردم را به‌سوی جهادگرایان و ایدیولوژی طالبان سوق داد. با سرنگونی رژیم طالبان در خزان سال 2001، برخی عوامل، به‌شمول حضور دوام‌دار ایالات متحده در افغانستان، فساد در درون حکومت و توزیع ناعادلانه‌ی فرصت‌های اقتصادی بار دیگر باعث شده است که بعضی از شهروندان دست به اعتراض بزنند.

چند رویداد در محیط‌های دانشگاهی در سراسر افغانستان در جریان پنج سال اخیر، نگرانی‌هایی در رابطه به ظرفیت بالقوه برای بنیادگراشدن دانشجویان و نقشی که دانشگاه می‌تواند در تشویق آنان بازی کند، ایجاد کرده‌اند. در سال 2009، بیش‌تر از سه هزار دانشجوی دانشگاه ننگرهار در اعتراض به عملیات ایالات متحده تظاهرات کردند. آنان شاهراه کابل-جلال‌آباد را بستند، پرچم ایالات متحده را به آتش کشیدند و اجساد قربانیان غیرنظامی عملیات‌ را با خود به پیش خانه‌ی والی بردند (کاکر، 2009). بار دیگر در سال 2011، دانشجویان دست به تظاهرات زدند، این بار اما،‌ در اعتراض به تصمیم لویه‌‌ جرگه‌ در حمایت از همکاری استراتژیک با ایالات متحده (شینهوا، 2011). در یک رویداد دیگر، یک دانشجوی دانشگاه کابل در جریان یک برخورد خشونت‌آمیز که باانگیزه‌های فرقه‌ای به میان آمده بود، کشته شد. این اتفاق زمانی روی داد که دانشجویان شیعه می‌خواستند روز عاشورا را در خوابگاه دانشگاه کابل گرامی بدارند؛ اما با مخالفت دانشجویان سنی مواجه شدند (احمد، 2012). در سال 2012، نزدیک به پنج هزار دانشجو و استاد دانشگاه کابل در اعتراض به فیلمی ضداسلامی[1] که در خارج تهیه شده بود، تظاهرات کردند. بار دیگر در ماه می سال 2013، دانشجویان دانشگاه کابل در اعتراض به قانون منع خشونت علیه زنان تظاهرات کردند (هوج و طوطاخیل، 2013). آن‌چه در بعضی از این گردهم‌آیی‌ها نگران‌کننده بوده است، بلند کردن بیرق‌های سیاه، سفید (عثمان، 2012) و سبزِ به ترتیب، القاعده، طالبان و شاخه‌ی نظامی حزب اسلامی حکمت‌یار بود. بر اساس گزارش‌ها، تظاهرات‌ها به‌طور فزاینده‌ای توسط این‌گونه جناح‌های سیاسی حاشیه‌ای و فعالان بنیادگرا سازمان‌دهی می‌شوند (‌کُل، 2012).

سوال تحقیق

هدف این تحقیق 1) مطالعه‌ی گرایش‌های بنیادگرایانه در میان دانشجویان در محیط‌های دانشگاهی افغانستان؛ 2) مقایسه‌ی ویژگی‌های اعتراض‌های دانشجویی دانشگاه‌های کشور‌ و 3) مشخص نمودن این‌که در کجا و چگونه دانشگاه‌ها می‌توانند خود را در مقابل بنیادگرا‌شدن دانشجویان تجهیز و نفوذ بنیادگرایان را محدود کنند.

[1] فلم بی‌گناهی مسلمان (Innocence of Muslim) یک فلم 13 دقیقه‌ای بود که در سال 2012 توسط یک مصری-امریکایی به نام نکولا باسیلی نکولا در یوتیوپ گذاشته شد. این فلم با آنکه با هزینه‌ی اندک ساخته شده بود باعث تظاهرات مسلمان در کشورهای پاکستان، افغانستان، استرالیا و برخی جاهای دیگر شد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه