فرض کنید شصت و هشت سال پیش پسری در افغانستان به دنیا آمده و والدینش او را بی هیچ دلیل مشخصی «مجفوم» نامیدهاند. هرگز به هیچ کسی هم توضیح ندادهاند که چرا این کار را کردهاند و اصلا مجفوم یعنی چه. بعد، چون تخلص فامیلی این بیچاره مجفوم نسل اندر نسل «لعین» بوده، او هم ناگزیر همان تخلص را برگزیده و شده «مجفومِ لعین». این پسر چون خیلی باهوش بوده و در دانشکدهی طب (همان فاکولتهی پزشکی) درس خوانده و داکتر شده، حالا بهنام داکتر مجفومِ لعین میشناسندش. تا اینجای کار مشکلی نیست. البته مشکلی هست و آن این است که چرا این بدبخت نتواند اسم خود را تغییر بدهد. مثلا چرا او نتواند خود را «دوکتور همایون خورشیدبان» بنامد؟ این مشکل هست، ولی واقعا زیاد مهم نیست. مشکل اصلی در اینجا است که این داکتر مجفوم لعین جای مشخصی ندارد. اسمش همان اسم است؛ اما موقعیتش هر لحظه تغییر میکند. میگویید یعنی چه؟ شرح میدهم:
یک روز در اخبار میخوانیم که داکتر مجفوم لعین، وزیر هوانوردی افغانستان به تمام مسافران خطوط هوایی افغانستان اطمینان داد که از این پس برای هر مسافر یک دست پنجه و قاشق در طیارهها خواهند گذاشت. تعجب نمیکنید. طیاره است و وزیر هوانوردی خواسته به مسافران سرویس بهتری بدهد. تعجب وقتی میکنید که فردای همان روز در روزنامهی «گفتمان پساحضور» میخوانید که داکتر مجفوم لعین، وزیر اطلاعات و فرهنگ کشور، از چاپ شدن بیست و چهار میلیون نسخهی دیوان یکی از شعرای قرن سوم مملکت خبر داد. این مرحلهی تعجبتان است. حق دارید دیگر. مگر دیروز همین داکتر مجفوم لعین قاشق و پنجه توزیع نمیکرد؟ شب میخوابید و صبح که بیدار میشوید، احساس میکنید که دو نقطه در دو طرف سرِتان خارش دارد و آماس کرده. با خود میگویید: «شاخ میکشم چه بلا؟» دقیقا. امروز روز شاخ کشیدنتان است. چرا که داکتر مجفوم لعین امروز به عنوان وزیر معادن و صنایع کار خود را آغاز کرده است. این خبر را که در روزنامه میخوانید، آماس آن دو نقطه در دو طرف سرتان مینشیند و خارششان هم از بین میرود. باید هم همین طور شود. شاخ کشیدن یک استعاره است. انسان که نباید واقعا شاخ بکشد. نیمههای شب خوابتان نمیبرد و تلویزیون را روشن میکنید. همهی برنامهها خستهکن و ملالآور اند. گیج میشود. لحظهای خوابتان میبرد. وقتی که بیدار میشوید، میبینید که دو تا شاخ بزرگ، مثل شاخ گاو میش، بر سرتان روییده. اول خیال میکنید خواب میبینید. اما نه، خواب نیست. استعاره نیست. واقعا شاخ کشیدهاید و چه شاخی. حالتان بد میشوید. از درماندگی مینشینید و سایهی شاخهای خود را بر دیوار میبینید. گریه میگیردتان. کانال تلویزیون را بدل میکنید. در تلویزیون داکتر مجفوم لعین، وزیر صحت افغانستان، در بارهی فواید گیاهخواری سخنرانی میکند.
