این بار نوبت رفیقم
خبرنگاری یکی از ده شغل خطرناک در جهان است که از حقوق و امتیازات آنچنانی نیز برخوردار نمیباشد. من شخصا چند سال میشود که در این بخش مصروف به کارم. این شغل را از دور به گونهای یافته بودم؛ اما همین که وارد این شغل شدم، برخلاف تصورم، دشواریها و جنجالهای جدی را به همراه دارد که گاهی منجر به مرگ و پایان زندگی آدمها نیز میشود.
جاوید یوسفی، همکلاسی دوران مکتب و با یکسال تأخیر، همدورهی دانشگاهم بود. هردوی ما از یک روستا و یک ولسوالی هستیم و از دانشکدهی زبان و ادبیات دانشگاه کابل فارغ شدهایم. وی خبرنگار شبکهی تلویزیون آرزو است. وی دیشب هنگام بازگشت از وظیفه بهسوی اتاق، با کمین افراد ناشناس مواجه شده که وی را با ضرب چاقو بهشدت مجروح ساختهاند. او اکنون در شفاخانهی علیآباد بستری میباشد. حینی که این مطلب را مینویسم، از این قضیه آگاه شدم و بعد از نوشتن این مطلب، به دیدار وی خواهم رفت و از نزدیک احوالش را جویا خواهم شد. برای صحتمندی این رفیق شفیقم، خبرنگار فعال و جوان کشور، دعای دوستان را خواهانم.
متأسفانه تا هنوز حکومت هیچ پروندهای از خشونت و قتل خبرنگاران را بررسی و عاملان قضیه را به پنجهی قانون نسپرده است. امیدوارم که این بار قضیهی یوسفی همانند قضیهی سایر خبرنگاران خاموش نگهداشته نشود و عاملان این قضیه شناسایی و به پنجهی قانون سپرده شوند.
