چند نكته در بارهی خيابانِ فيض محمد كاتب
١. چرا مصوبهي شورايِ وزيران فقط در مورد خيابان فيض محمد كاتب هزاره غيرقانوني است؟
٢. كاتب تاريخ تمامي مردم اين سرزمين را نوشت، چرا بسياري از بزرگانِ غيرهزاره در اين مورد ساكت اند و حتا كارشكني ميكنند؟
٣. مخدوم رهين چرا ضد كاتب است؟ همين طور نوانديش كه از نظر قومي ازبيك است.
٤. اشرف غني كه مدعي بود كاتب تاريخ قدرت را نوشت، به اين سرزمين هويت سياسي داد و سراجالتواريخ كاتب را ١٦ بار خوانده است، چرا در اين مورد بيتوجه است؟
٥. از جنرال دوستم هم بايد گله كرد كه به عنوان مقام دوم مملكت سكوت مطلق اختيار كرده است. مخصوصا از اين جهت كه اين مسئله توسط يك شاروالِ ازبيكتبار خلق شده است.
٦. سرور دانش و آقاي محقق ميگفتند، مسئله حل است، اكنون چرا خاموش اند؟
٧. عبدالله عبدالله به عنوان كسي كه با حمايت هزارهها به مقام رياستِ اجرایي حكومت جديد دست يافت، چرا در اين مورد با هزارهها همراه نيست؟ آيا اتحاد هزاره و تاجيك فقط براي انتخابات بود؟
٨. آخرين جلسه كه در آن نام كاتب براي هميشه از اين خيابان حذف شد، زير نظر چه كسي و كدام تيم برگزار شد؟ مطابق قانون بايد زير نظر دكتر عبدالله عبدالله بر گزار شود. آيا دكتر عبدالله عبدالله هم دشمن كاتب است؟
٩. روشنفكران غيرهزاره چرا اغلب ساكت اند؟ در صورتي كه كاتب به عنوان مرجعِ نوشتههاي آنان به دليل هزاره بودن مورد بيتوجهي قرار گيرد، چه اميدي براي اتحاد اقوام باقي ميماند؟
١٠. اگر فيصلهي پيشين شوراي وزيران از نظر قانوني ارزشي ندارد، فيصلهی شوراي سرپرستان به يقين ارزش قانوني ندارد. نامگذاري يك جادهی فرعي بهنام كاتب، توهين مضاعف به اوست. هر قسمي شده، اين خيابان بايد بهنام فيض محمد كاتب باقي بماند.
