شهریار فرهمند
جنگ، انتحار، ترور و یورشهای مسلحانه در افغانستان یکی از واقعیتهای همیشگی در طول ده سال اخیر بوده است. این واقعیت متأسفانه روزبهروز در افغانستان بیشتر شده میرود. در حکومت رییس جمهور کرزی همواره این پدیده رو به افزایش بود و سال به سال میزان وقوع این رویدادها و قربانیان آن بیشتر شد. اکنون در حکومت وحدت ملی نیز این یکی از مهمترین چالشها خواهد بود. از زمان شروع بهکار حکومت جدید، تا کنون بارها این پدیده در گوشه و کنار افغانستان اتفاق افتاده و هنوز هم رویدادهای انتحاری، جنگ و انفجار در صدر خبرهای سرویسهای خبری رسانهها میباشند. گوش و چشم رسانهها و مردم افغانستان در مورد شنیدن و دیدن رویدادهای امنیتی کرخت شده و اینگونه واقعات هرچند که سهمگین، مرگبار و تکاندهنده باشند، ذهن و روح کرخت مردم افغانستان را بیدار نکرده و کسی به آن نمیاندیشد.
حملات انتحاری، ماینگذاریهای کنار جادهای و تهاجمهای مسلحانهی غافلگیرانه، سه تاکتیک خطرناک طالبان میباشند. در حال حاضر مخالفان توانایی مقابلهی رو در رو با نیروهای امنیتی کشور را ندارند، اما انتحار و انفجار ابزارهای قدرتمندی در دست مخالفان مسلح اند که با اثرات گسترده و با هزینهی کمتر، هر روز در بخشهای مختلف کشور به اجرا گذاشته میشوند. استفادهی گستردهی مخالفان مسلح دولت از این تاکتیک، نشانگر این واقعیت است که بهرغم تمامی پیشرفتها در نیروهای امنیتی کشور، هنوز قدرت اطلاعاتی و کشفی این نیروها ضعیف است و این نیروها نمیتوانند تمامی برنامههای دشمن را پیش از رسیدن به هدف خنثا سازند. مشکل دیگر این است که سیاستمداران و مقامهای بلندپایهی حکومتی با یافتههای امنیت ملی در خصوص شبکهها و عوامل تروریستی با مصلحتنگریهای منطقهای و قومی مینگرند. این نوع نگرش و برخورد با یافتههای امنیت ملی در زمان حکومت رییس جمهور کرزی یک قاعدهی کلی بود و این امر بیشترین آسیب را به تلاشها برای تأمین صلح و شکست تروریسم وارد کرد. همواره عوامل خطرناک انتحاری و تروریستی که از سوی مأموران امنیت ملی گرفتار شده، پس از چندی از سوی رییس جمهور کرزی به پیشواز مصالحه یا انواع بهانههای دیگر دوباره رها شده و آنها بار دیگر جذب صفوف جنگی طالبان و تروریستان شدند. معلوم نیست که رییس جمهور غنی در این مورد چگونه برخورد خواهد کرد. آیا بر اساس قاعدهی رویهی رییس جمهور کرزی عمل خواهد کرد یا نه، مصلحتهای قومی و مصالحه را کنار مینهد و با یافتههای امنیت ملی مسئولانه برخورد میکند.
این واقعیت بر هیچکسی پوشیده نیست و ما بارها شاهد بودهایم که مخالفان مسلح تمامی امکانات مورد نیازشان را از کشورهای بیرونی به شهر کابل میرسانند و در اینجا تمامی برنامههای خود را بهدور از چشم دستگاههای اطلاعاتی عملیاتی میسازند. این ضعف در نیروهای امنیتی ناشی از بیتوجهی به اهمیت اطلاعات و نظارت بر عملکرد مخالفان است که باعث میشود نیروهای امنیتی در بسیاری موارد بهجای قرار گرفتن در مقام تهاجمی، حالت دفاعی به خود بگیرند. در حال حاضر که مخالفان مسلح دولت به شکل گسترده از حملات انتحاری و انفجاری علیه دولت و مردم افغانستان استفاده میکنند، تقویت بخشهای اطلاعاتی نیروهای امنتیی از اهمیت اساسی برخوردار است و توجه به این امر میتواند فرصت بیشتر برای نیروهای امنیتی در مواجهه با دشمن را فراهم آورد، تا آنان بتوانند جلو اینگونه حملات مخالفان مسلح را در کشور بگیرند.
با توجه به آیندهی نامعلوم و شرایط گذار کشور، تشدید ناامنی تأثیرات ناگواری را بر روح و روان مردم بهجا خواهد گذاشت و مردم را نسبت به آیندهی کشور بیش از پیش نگران خواهد ساخت. تأثیرات این حملات و ناتوانی نیروهای امنیتی در جلوگیری از آن، نه تنها نگرانیهای روحی و روانی را در میان مردم بهوجود میآورد، بلکه اثرات آن در زندگی روزمره و جریان زندگی عادی مردم نیز مشهود خواهد بود. در این شرایط مردم نمیتوانند با خاطر آرام و آسوده و بهدور از نگرانیهای امنیتی به کارهای روزمرهی خود رسیدگی نموده و برنامههای بلندمدت را که باعث تقویت بنیههای اقتصادی و فرصتهای شغلی در کشور میگردند، به اجرا بگذارند. حکومت وحدت ملی باید رویههای اشتباه حکومت قبلی را در عرصههای جنگ و صلح کنار نهد و امنیت باثبات و پایدار را در کشور تأمین کند.
