از نظر فلسفهی روانشناسی، آدمها بر سه قسم تقسیم میگردند:
تفدانی مزاج:
افراد تفدانی مزاج که سابقا با نام غیرعلمیِ بلغمی مزاج شناخته میشدند، کسانی هستند که هرجا نصوار ببیند، بهشدت برانگیخته میشوند و دهنشان آب میاندازد و اضطراب بر وجودشان مستولی میگردد. این افراد وقتی که نصوار را در دهن خود میگذارند، بهشدت احساس ناامنی میکنند و بدخو میشوند. اما اگر در این حالت کسی تفدانی بیاورد و پیششان بگذارد، بهسرعت آرام میشوند و به حالت عادی برمیگردند. این افراد معمولا بیش از سه بار ازدواج میکنند، ریش دارند، سنشان از شصت گذشته و غالبا عضو پارلمان افغانستان اند. مهمترین ویژگی شخصیتی این گروه از آدمها، مخالفت با پاهای برهنهی هنرپیشههای زن در سریالهای ترکی است. چرا که تفدانی گاه هست و گاه نیست؛ اما آب دهن همیشه هست و میتواند بدون هشدار قبلی جاری شود.
ترقانی مزاج:
این دسته از آدمها را سابق گوسالیون میگفتند، چون عمقِ عقلشان در حد علفِ چمن بهاری بود. از ویژگیهای این افراد این است که فقط یک ویژگی دارند و آن ویژگی این است که خوب پارچه میدهند. به عبارت روشنتر، این دسته از افراد بوم بوم بوم، روده. معمولا این دسته از آدمها دوست دارند در زندگی چندین بار چندین کیلو مواد منفجره را به لگن خود بچسپانند و بروند و خود را در بین مردم بترقانند. اما معمولا نمیتوانند بیش از یکبار این کار را بکنند، چون لگن خاطرهیشان با همان یکبار ترقیدن، به تاریخ میپیوندد و مسئولین محترم شهرداری حتا با ماشینهای آبپاش قوی هم نمیتوانند آن را از تاریخ جدا کنند.
تحتانی مزاج:
این دسته از افراد معمولا به آسمان نگاه میکنند و حالات روحانی عجیبی دارند و به همین خاطر، سابق آنان را فوقانی مزاج و گاه حقانی مزاج میگفتند؛ اما چون ایشان معمولا در همان حالِ نگاه کردن به سماوات، لحظهای از احوال ماتحتِ خویش نیز غافل نمیشوند، دانشمندان بر این باور اند که بهتر است آنان را تحتانی مزاج بگوییم. این افراد وسواس عجیبی برای پیاده کردن اخلاقِ صحیح در جامعه دارند و از شدت تقوا و پاکیزگی، در تنبان خویش نمیگنجند. این افراد غالبا طالبالعلم و تارکالدنیا هستند و در مدارس انسانساز نقشبندی نقش میبندند و در مراکز دیوبندی بر دیو نفس خویش غالب میشوند و آنگاه در عنفوان جوانی به خدمت بزرگان کرام درمیآیند و در آنجا بر ایشان مکشوف میگردد که حقیقت چه قدر دردناک و در عین حال بهشتافزا هست. این افراد معمولا به بز و خر و گاو علاقه پیدا میکنند و در بدخشان یا هرجای دیگر جهان میکوشند که رازِ عظیم حیات در ساحتِ بینالتحتانی وجود آدمیان و حیوانات را کشف کنند.
