منبع: Rusia Beyond The Headline
نویسنده: Nick Allen
برگردان: حمید مهدوی
بخش اول
پس از خروج سازمان پیمان اتلانتیک شمالی، روسیه چه نقشی در منطقه بازی خواهد کرد و تهاجم دههی 1980 شوروی به افغانستان، هنوز تا چه اندازه نگرش مردم را شکل میدهد؟
به مجردی که نیروهای بینالمللی به افغانستان رسیدند تا پس از یازدهم سپتامبر سال 2001، «جنگ علیه ترور» را پیش ببرند، جادهی اصلی میدان هوایی بگرام در شمال کابل مسدود شد تا انجنیران بتوانند ماینی را که عساکر امریکایی یافته بودند، خنثا کنند. اما در حقیقت این «ماین» چیزی نبود جز قوطی بازنشدهی تن ماهی، که از دو دهه پیش از عساکر شوروی برجا مانده بود.
بازدید کنندگان این کشور اسلامی محاط به خشکه همواره به این درک میرسند که گذشته، در این کشور خودش را تکرار میکند. «بازی بزرگ» برای نفوذ و مزیت استراتژیک را که در قرن نزدهم روسیه علیه بریتانیا در داخل و اطراف افغانستان بازی کرد، در دنیای پس از حملهی یازدهم سپتامبر دوباره احیا شد. امروزه، در حالی که ایالات متحدهی امریکا و دیگر کشورها نیروهای جنگیشان را از نیروهای بینالمللی کمک به امنیت (آیساف) خارج میکنند و پس از سیزده سال، بهتدریج از درگیریهایشان در افغانستان میکاهند، روسیه به سمت دیگری حرکت میکند.
این بار، صرف نظر از مربیانی که خدمههای هلیکوپترها را آموزش میدهند، نیروهای نظامی درگیر نیستند: آخرین تلاشهای مسکو در افغانستان شامل کمکهای اقتصادی، اهدای وسایل نقلیه و تجهیزات به نیروهای امنیتی کابل، کمکهای انساندوستانه و تلاشها در راستای بازسازی زیرساختهایی است که توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق اعمار شدهاند؛ اما در جریان جنگ داخلی در اوایل دههی 1990 نابود شدهاند.
روسیه همچنین 11 میلیارد دالر از بدهیهای دولتی افغانستان را در جریان یک دههی پس از سقوط رژیم طالبان، لغو کرده است. وقتی از سفارت روسیه در کابل پرسیده شد، گفت که همهی این کمکها بهخاطر «تعهد در ایجاد همکاریهای مختلف، منافع دوجانبه و تجربهی روابط دوجانبهی دوستانه در طول تاریخ است».
اما دلایل مشخص، از حسن نیت عمیق و شاید حتا یک حس بدهکار بودن به افغانستان، پس از بدبختیهایی که علت آن تهاجم شوروی بود و ده سال جنگ متعاقب این تهاجم که در جریان آن بیش از یک میلیون افغان و همچنین 15 هزار تن از نیروهای شوروی کشته شدند، ژرفتر باشد.
تا یک حد زیاد، دلیل آن ثبات منطقهای است تا در صورتی که تلاشهای ناتو ناکام بمانند و حکومت افغانستان فروبپاشد، از ورود اسلام ستیزهجو و جنگجویان اسلامگرا به آسیای مرکزی جلوگیری شود. دیمیتری روگوزین، معاون نخستوزیر روسیه، در سال 2009، زمانی که سفیر روسیه در ناتو در بروکسیل بود، گفت: «نخست آنها تاجیکستان را هدف قرار خواهند داد و سپس به ازبکستان وارد خواهند شد». «اگر اوضاع خراب شود، پس از حدود ده سال، فرزندان ما باید در جایی مثل قزاقستان با اسلامگراهای مسلح و سازماندهی شده بجنگند».
همچنین تنهایی از هیرویین و تریاک از طریق جمهوریهای آسیای مرکزی به روسیه و اروپا انتقال داده میشوند. تولید مواد مخدر در افغانستان در سال گذشته، که یک ریکورد محسوب میشود، بر این خطر تأکید کرد. گریم اسمیت، تحلیلگر ارشد در گروه بینالمللی بحران که در روسیه و همچنین هشت سال در افغانستان کار کرده است، گفت: «روسیه در جلوگیری از ورود مواد مخدر از افغانستان، که باعث مشکلات اجتماعی جدی در سرتاسر اتحاد جماهیر شوروی سابق میشود، منافع بلندمدت دارد». وی اضافه کرد که با وجود تنشها روی مسایل مربوط به اوکراین، مبارزه علیه مواد مخدر بهصورت عموم «بخش مهمی از اشتراکاتی است که روسیه با ایالات متحدهی امریکا و اروپا دارد».
اما در روسیه شک و تردید زیادی وجود دارد که مأموریت به رهبری غرب در افغانستان نتوانست در مبارزه با تهدید مواد مخدر کاری انجام دهد؛ مواد مخدری که تولید و تجارت آن پس از سرنگونی رژیم طالبان بهطور سریع افزایش یافت و اکنون روسیه باید برای محدود نگهداشتن آن فعالیتهایش را افزایش دهد.
سرگیی ناریشکین، سخنگوی مجلس روسیه، در جریان سفرش در ماه دسامبر 2013 به کابل گفت: «تولید مواد مخدر در افغانستان، در جریان دوازده سالی که آیساف در افغانستان حضور داشته است، 44 مرتبه افزایش یافته است». وی گفت که روسیه هم اکنون 500 کارشناس مبارزه با مواد مخدر افغان را آموزش داده است و آماده بود تا دو برابر این تعداد کارشناس را آموزش دهد.
ویکتور ایوانوف، رییس ادارهی فدرالی کنترول مواد مخدر روسیه، نیز در ماه جون برنامههای تمویل و اعمار پایگاهی برای کماندوهای افغانستان در نزدیکی مناطقی با تولید زیاد مواد مخدر در ولایت قندوز، در امتداد مرز با تاجیکستان را اعلان کرد. در سال 2010، ادارهی ایوانوف حتا یک عملیات مشترک را با ایالات متحدهی امریکا و نهادهای امنیتی افغانستان راهاندازی کرد. هلیکوپترهای توپدار روسیه چهار لابراتوار غیرقانونی پروسس هیریین در ولایت ننگرهار را نابود کردند.
هرچند این عملیات موفقیتآمیز تلقی میشد و در جریان آن بیش از 900 کیلوگرام هیرویین مصادره شد؛ اما این تنها حمله در نوع خود بود. قرار گزارشها، حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان در آن زمان، خشمگین شده بود که چرا با او مشورت نشده است و عملیاتهای مشترک را منع قرار داد. با این حال، برخی از ناظران احساس میکنند، در حالی که تهدید مواد مخدر واقعی است، این تهدید همچنین قطعهی دیگری از داستانی است که در منطقه بهصورت گستردهتر جریان دارد.
«آن چیست که ما در افغانستان داریم و به نظر میرسد همه آن را میخواهند و چرا همیشه همهچیز نابود میشود؟»
پولی که صرف مبارزه با مواد مخدر شده است، یک سلسله از نهادها و نقاط ضعف موجود در ساختار حکومت در افغانستان و همچنین کشورهای همسایه را تقویت میکند. دیمیتری گورنبرگ، محقق ارشد در مرکز دیویس برای مطالعات روسیه و اوراسیا در دانشگاه هاروارد میگوید: «(تهدید مواد مخدر) شاید راهی برای توجیه سرمایهگذاری منابع باشد، به همان اندازهای که تمویل مبارزه با تروریزم راهی برای کمک به کشورهای ضعیف آسیای مرکزی است». در عین زمان، افغانهای معمولی از مانورهای جیوپولیتیکی سطح بالا بیشتر حذف شدهاند. برای اکثریت آنها، پرسشهای کلیدی بسیاری آسانتر است.
قدیر، یکی از دانشجویان پیشین دانشکدهی افسری ارتش افغانستان که در دههی 1980 در روسیه آموزش دید و سپس واحد مبارزه با قاچاق پولیس سرحدی افغانستان در مرز با ازبکستان را رهبری میکرد، پرسید: «آن چیست که ما در افغانستان داریم و به نظر میرسد همه آن را میخواهند و چرا همیشه همهچیز نابود میشود؟»
ادامهی بازی
روسیه برای حصول اطمینان از شکست طالبان، بهطور سریع استخبارات محلی را زمانی در اختیار ایالات متحدهی امریکا گذاشت که این کشور پس از حمله بر نیویورک و پنتاگون، برای تعقیب القاعده در افغانستان آمادگی میگرفت. سپس در سال 2008، زمانی که مسیر اکمالاتی ناتو از طریق گذرگاه خیبر در نتیجهی حملات شورشیان ناامن شده بود و میان ایالات متحده و حکومت پاکستان اختلافاتی به میان آمده بودند، کرملین در تحولات منطقه نفوذ جدیدی بهدست آورد. بر این اساس، توانایی روسیه در ارائهی مسیرهای جاگزین از طریق خاک خود و متحدان آسیای مرکزیاش، در مسایلی چون سپر موشکی پیشنهاد شدهی ایالات متحده در اروپا و عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو، اهرم مفیدی در اختیار آن قرار داد. مسکو گفت که دریافت بستهی کمکی 2 ملیارد دالری روسیه توسط قرغیزستان اتفاقی بود و سپس اعلان کرد که به ترانزیت یک جانبهی پرسونل و تجهیزات ایالات متحده به افغانستان پایان خواهد داد. از آنجایی که پنتاگون تعداد نیروهایش در جنگ را افزایش داده بود، باید مسیر پرهزینهی پشتیبان، مسیر روسیه، را برای محمولههای غیرکشندهاش جستوجو میکرد.
ادامه دارد…
