سیاست جمهوری اسلامی ایران، تجربه و سرنوشت افغانی
بعد از سقوط طالبان، سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان، سیاست دو پهلو بوده است. هدف اساسی این سیاست، ایجاد بدبینی نسبت به حضور امریکا در میان مردم افغانستان بوده است و هنوز هم هست؛ جنگ نیابتی با امریکا، به قیمت آرامش ما.
سیاستمداران ایرانی بهخوبی میدانستند که اکثریت مردم افغانستان از جنگ خسته بودند و از طالبان بیزار. بنابراین، نقاب دوست به چهره زدند و بخشی از کارشان را گسترش احساسات ضدامریکایی/ غربی در درون دولت افغانستان قرار دادند؛ اما بهصورت پنهانی، مستقیم و غیرمستقیم، هم به طالبان کمک میکردند و هم گفتمان مورد نظر طالبان را تبلیغ میکردند. یعنی میگفتند که افغانستان کشور اشغال شده است و امریکا در حال ستم بر مردم افغانستان و کشتار بیگناهان در این کشور است. حتا سید علی خامنهای در یکی از دیدارهایش با کرزی، حضور امریکاییها در افغانستان را دلیل اصلی مشکلات کشور دانسته بود.
حالا که ایرانیها یکی از دوستان مهم ضدامریکاییشان در کابل، جناب کرزی را از دست دادهاند و اشرف غنی را نزدیک به امریکاییها میبینند، بعید نیست اگر دست به اقدامات تهاجمیتر ضددولتی در افغانستان بزنند و سرمایهگذاریهای بیشتری برای تخریب حکومت وحدت ملی بکنند. سفر احمدزی به عربستان سعودی، از دید اینها بهدور نمانده است. رقابت عربستان سعودی و ایران، یکی از عوامل مهم تشدید رویاروییهای فرقهای در منطقه است. مصاحبهی سفیر سابق ایران با «دیپلماسی ایرانی» نشان میدهد که ایرانیها با تکیه بر ایمان دینی مردم افغانستان، تبلیغاتشان را از هم اکنون با تأکید بر رولا غنی و میزان دینداری اشرف غنی، شروع کردهاند.
افغانیهایی که تجربهی مهاجرت در ایران را دارند، بهخوبی میدانند که یک افغانی، حتا افغانیِ فارسیزبانِ شیعهمذهب، نمیتوانست به درصد بسیار اندکی از حقوق انسانی و مدنی یک ایرانی یهودی یا مسیحی دست یابد. نمیگویم که یهودیها و مسیحیان ایران، تبعیض و ستم نمیکشند. میگویم، ستمی که ایرانیهای غیرمسلمان میکشیدند، نسبت به ستمی که مهاجران مسلمان و حتا شیعهی افغانی در ایران میکشیدند، اصلا قابل مقایسه نبود. ستمی که اکثریت مهاجران افغانی در ایران کشیدهاند، فقط برای خودشان قابل درک است. حتا تعداد انگشت شماری از افغانیهایی که در ایران وضعیت بهتری داشتهاند، نمیتوانند ستم رفته بر هموطنانشان را بهخوبی درک کنند. شاید به همین دلیل، آقای لطیف پدرام در یکی از میزگردهای بیبیسی فارسی، با جدیت تمام میگفت که در ایران شاهد تفاوت چندانی میان افغانی و ایرانی نبوده است.
مردم افغانستان، مخصوصا شیعهها و هزارهها باید بدانند که دولتمردان ایران، هیچ هدفی جز حفظ منافع رژیم جمهوری اسلامی و تضمین بقای آن ندارند و برای این کار، اگر لازم باشد، تمام افغانستان را به آتش کشیده، شیعه و غیرشیعهاش را تباه میکنند. اردوگاههای سفید سنگ و تل سیاه را نباید از یاد ببریم. جوانانی را بهیاد بیاوریم که از این اردوگاههای جهنمی در ایران، برگشته بودند، دیوانه شده بودند و در سرکهای کویتهی پاکستان، از صبح تا شب، چندین تکه سنگ کلان را از اینسو به آنسو حمل میکردند و با خود در جنگ و دعوا بودند.
