نویسنده: نیکیتا اندرویچ- کارشناس مرکز مطالعات افغانستانِ امروز (ЦИСА)
منبع: مرکز نشر تحقیق و تحلیل دیدگاههای تاریخی
مهدی زرتشت
بخش دوم
سیاست
در حال حاضر، یکی از موضوعات مهم سیاست روسیه در قبال افغانستان، پیشگیری از تبعیت این کشور از نفوذ خارجیها برای فراهمسازی یک وضعیت بیطرفانه است.(8) این دیدگاه باعث میشود که روسیه با محدود کردن نفوذ کشورهای خارجی، بهدنبال راهی برای حفظ تعادل منطقهای در حیات سیاسی افغانستان باشد.
ماهیت «تدافعی» این سیاستها عمدتاً به دلیل این است که در یک دههی اخیر روسیه به از سرگیری روابط دوستانه با کابل و میکانیزم تأثیرگذاری در سیاست خارجی افغانستان، اقدام کرده است. علاوتاً، از سالهای نخست، شکلگیری روابط نه تنها به منظور تثبیت اوضاع افغانستان بوده؛ بلکه متمایل به این بوده است که از آموزش نیروهای نظامی افغانستان توسط امریکا و ناتو به هدف تثبیت جای پایی برای امریکا در منطقه، جلوگیری شود.
میکانیزم کلیدی نفوذ روسیه در ارتباط به اوضاع افغانستان، عبارت از حمایت مادی رژیم کرزی در سال 2002 تا 2005 بود. این حمایت مادی در بخش تکنولوژی جنگی به ارزش بیشتر از 200 میلیون دالر بود؛ شامل تأمین تجهیزات میدان هوایی، سیستم دفاع هوایی برای محافظت از میدان هوایی کابل، تجهیزات ارتباطی و موتر. تعمیر 8 هلیکوپتر و 4 هواپیمای حمل و نقل نظامی نیروی هوایی افغانستان و آموزش بیش از 300 سرباز، نیز شامل این کمکها میشد.(9)
با این حال، ظاهراً این برنامه به اندازهی کافی مؤثر نبود. این نفوذ، با مخالفتهایی روبهرو شد. احتمالاً این مخالفت، از سوی ایالات متحدهی امریکا و متحدان آن- آیساف- و همینطور از سوی بخشی از رهبران سیاسی افغانستان و در نتیجه، فعالیتهای سیاسی «مجاهدین» بود که در طول سالهای 1979 تا 1989 بر ضد روسیه [شوروی] میجنگیدند. در همان دوره به عنوان مثال، در نیمهی اول دورهی ریاست جمهوری کرزی، اکثریتِ قریب به کل مجلس شورای ملی را مجاهدین تشکیل میدادند.(10) در هر حال، به دلیل همین واقعیت سیاسی بود که در سال 2005، مسکو کمکهای نظامی خود را قطع کرد- گرچه دیپلماتهای رسمی روسیه توضیح دادند که این کار، گامی بود برای «جلوگیری از تکرار اقدامات امریکاییها».(10)
فصل جدیدی از همکاریهای روسیه و افغانستان در چارچوب نشستهای دوجانبه در مسکو (سال 2005) و آستانه (جنوری 2006) تعریف شد. روسیه متعهد شد که بدهیهای افغانستان در دوران اتحاد جماهیر شوروی را میبخشد و در مقابل، کابل تنظیم فعالیتهای تجارتی روسیه در افغانستان را تضمین کرد.(11) گفتوگو در مورد مقدار و مدت زمان نوشتن بدهی، تا پایان سال 2007 به طول انجامید. در نتیجه، روسیه از حق خود برای مطالبهی بدهی به میزان بیشتر از یازده میلیارد دالر، چشمپوشی کرد.
این اقدامات باعث تقویت روابط اقتصادی روسیه و افغانستان بود. در فبروری 2007 در اتاق تجارت و صنایع فدراسیون روسیه، میان روسیه و افغانستان شورای کسب و کار ایجاد شد و در اکتبر همان سال، آژانس سرمایهگذاری افغانستان و اتاق تجارت و صنایع روسیه تفاهمنامهی این همکاری را امضا کردند.(3) و در سال 2010 این مرکزیت از سوی سفارت افغانستان باز شد.(12) [1] در سال 2011 کمیسیون بینادولتی روسیه و افغانستان در بخش همکاریهای تجاری-اقتصادی تشکیل شد. در این کمیسیون از طرف افغانستان عمر زاخیلوال، وزیر مالیه و از طرف روسیه، سرگی شماتکو[2] حضور داشتند. در ماه جون سال 2011 گفتوگوهای رسمی برای پیشبرد کارها شروع شدند.
در سال 2008 روسیه با اهدای پنج هزار تن گندم و همچنین مبلغ 4 میلیون دالر، کمکهای اقتصادی خود را برای افغانستان افزایش داد.(13) عموماً، از سال 2001 تا 2009 کمکهای بشردوستانهی روسیه به افغانستان، در حدود چهل میلیون دالر بوده است.(3) علاوه بر این، روسیه افغانستان را شامل برخی از مؤسسات بینالمللی نیز کرد. به کابل عضویت ناظر سازمان همکاری شانگهای اعطا شد.(14) و نیز گفته شد که به منظور تقویت همکاری با کشورهای مشترکالمنافع، مسئلهی الحاق افغانستان به شماری از سازمانهای بینالمللی، بحث میشود.
با وجود گرم شدن روابط میان مسکو و کابل، اما روسیه نمیتواند نفوذ امریکا را در منطقه جبران کند. ایالات متحدهی امریکا سیاست حضور درازمدت نظامی را در افغانستان دنبال میکند. در این چشمانداز، امریکا قصد دارد بهطور رسمی، چندین پایگاه نظامی را در افغانستان بسازد.(15) در این میان، کابل به دلیل وابستگی مالی به واشنگتن، از موقف ایالات متحده حمایت میکند. برخلاف عراق، افغانستان ذخایر معدنی قابل توجهی از خود ندارد که به یک صنعت توسعه یافته برسد و در نتیجه، این کشور قادر نخواهد بود تا در آیندههای نزدیک بدون کمک مالی از سوی حامیان خارجی خود، بودجهی خود را سر و سامان بدهد.(16)
ادامه دارد…
