در این جهان مردان و زنانی هستند که اگر شما به معتقدات مذهبیشان باور نداشته باشید، احساس اهانت میکنند. فکر میکنند شما نیز باید به آنچه در ذهن آنان میگذرد، ایمان داشته باشید. مطمئن اند که هر باور دیگری، جز آنچه خودشان بدان معتقد اند، غلط است. یقین دارند که اعتقادات خودشان از جنس معرفت انسانی نیستند و امکان ندارد در آن اعتقادات خطایی راه یافته باشد.
این مردان و زنان معتقد اند که تنها حیوانات و انسانهای پلید، تیرهدرون و گمراه در برابر حقانیت باورهای آنان سر تسلیم فرود نمیآورند. به نظر آنان، هرکس باورهای آنان را بیچون و چرا نپذیرد، نه فقط خودش فاسد است، که افراد خانوادهاش نیز در فساد غرق اند.
این مردان و زنان به حق رسیده و به حقیقت پیوسته میدانند که عالم حقیقت اکثریت و اقلیت برنمیدارد. میدانند که کاملا امکان دارد گروه بیست نفرهی خودشان تا ابد برحق باشد و چندین میلیارد آدم دیگر تا ابد گمراه باشند. منطق هم پشتیبان ادعایشان است. که گفته که حق با اکثریت است؟ آنان میدانند و میدانند که میدانند که حق همیشه با آنان است.
