رییس جمهور و رییس اجرائیه نشستهاند و صبحانه میخورند. عسل سر سفره نیست. چارمغز نیست. «ملایی» نیست. مسکه نیست. فقط یک چایبر چای است و دو پیالهی بزرگ و دو قرص نان گرده. هردو رییس خوشحال اند. رییس جمهور با دهان پر میگوید:
«داکتر شیب عمموللللا همو فقیق مها در وهارت خارهه مقره هود یانهد؟»
داکتر عبدالله لقمهی بزرگ نان را در دهان خود میگرداند و جواب میدهد:
«بالفل فما مطهیم باشیک که مقره میهود».
و هردو میخندند. پیالههای چای را برمیدارند و لقمههای خود را فرومیدهند. داکتر احمدزی ادامه میدهد:
«در وزارت خارجه اگر مقرر نشد، در دفاع مقررش کنید».
داکتر عبدالله جواب میدهد:
«مطمئن باشید، در یکی از این دو وزارت مقرر میشود».
پیشخدمت ارگ با کاغذی در دست وارد میشود و نزد هردو رییس میآید. کاغذ را به رییس جمهور میدهد. رییس جمهور میپرسد که آن کاغذ چیست. پیشخدمت میگوید:
«رییس صاحب، لیست 324 نفر است که میخواهند شما و رییس صاحب اجرائیه را ببینند».
هردو رییس همزمان:
«این 324 نفر کیها هستند و چه کار دارند؟»
پیشخدمت:
«اینها چاپلوسها هستند و در دوران انتخابات در وطن نبودند. رفته بودند به دوبی و هانگ کانگ و تایلند و هند و اندونیزیا. حالا برگشتهاند».
رییس جمهور با عصبانیت به لیست نگاه میکند و آن را به رییس اجرائیه میدهد، و رییس اجرائیه میگوید:
«به اینها وقت ندهید. ما هیچ نیازی نداریم که با چاپلوسها ملاقات کنیم».
****
یکماه بعد در خبرها میخوانیم:
«دولت افغانستان اعلام کرده که حاضر است مشکلات خود با گروه 324 را از طریق مذاکره حل کند. گروه 324 تهدید کرده که در صورتی که دولت تا 48 ساعت آینده به خواستهای آنها رسیدگی نکند، اعضای این گروه حاضر نخواهند شد با رییس جمهور و رییس اجرائیه ملاقات کنند و آنگاه مسئولیت تمام مسایل بعدی بر دوش این دو نفر خواهد بود».س
