قریب به یک سال پیش، در بیستم آگست، جوزف بایدن، رئیس جمهور امریکا اعلام کرد که القاعده دیگر در افغانستان نیست. وزارت دفاع حکومتش فورا این ادعا را تصحیح کرد و گفت که القاعده هنوز در افغانستان هست.
تا آن زمان القاعده سخن آشکاری دربارهی پیروزی طالبان بر حکومت افغانستان نگفته بود. یک ماه بعد رسانهها گزارش دادند که القاعده پیروزی طالبان را تبریک گفته و از طالبان خواسته که برای آزادی کشمیر کمر خود را ببندند. یک روز بعد، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی خوشبیان طالبان شایعهی حضور القاعده و رهبران آن در افغانستان را تکذیب کرد. خبرگزاری رویترز نیز گزارش داد که مقامات طالبان حضور القاعده در افغانستان را انکار میکنند.
در بیستویکم سپتامبر ۲۰۲۱، یکی از استادان دانشگاه بودوین در ایالت مین امریکا، باربارا الیاس، مقالهیی در فارنپالیسی منتشر کرد و در آن دلیل آورد که طالبان پیوند خود با القاعده را قطع نخواهند کرد. او در این دیدگاه شایع که «طالبان عاقلتر از آن اند که القاعده را در افغانستان جا بدهند» تردید کرد. به نظر او، عکس قضیه درست بود. یعنی طالبان آنقدر اهل محاسبه هستند که رابطهی خود را با القاعده خراب یا قطع نکنند.
استدلال او این بود که سازمان القاعده، بهخاطر شبکهی وسیع بینالمللییی که دارد و بهخاطر ظرفیت مدیریتی و اداری و پختگی سازمانییی که میتواند به طالبان ببخشد، در موقعیتی هست که طالبان حتا اگر بخواهند نتوانند خود را از القاعده بینیاز احساس کنند. بنا بر این، نزد طالبان داشتن پیوندی تنگاتنگ با القاعده به ریسکهایش میارزد. به نظر آن تحلیلگر، طالبان نمیتوانند با جدا شدن از القاعده یا بیرون راندن آنان از افغانستان هم خود را از ظرفیتهای سازمانی و تروریستی آن گروه محروم کنند و هم ریسک خصومت چنان سازمان منظم و توانمندی را در سطح جهان به جان بخرند.
حالا که ایمن الظواهری، رهبر القاعده در کابل و در حملهی موشکی امریکا کشته شده است، بهتر میتوان دید که استدلال باربارا الیاس به راستی صائب بوده است. هرچند طالبان سعی میکنند از هیأت یک «گروه» بیرون بیایند و در کسوت یک «حکومت» نرمال ظاهر شوند، کشتهشدن ایمن الظواهری در پایتخت افغانستان نشان میدهد که تکیهگاه قدرت طالبان هنوز همان خشونت تروریستی است و نه ابزارهای نرمال مشروعیتیابی.
هفتهی گذشته محمد جلال، از طالبان انگلیسیدان امارت در توییتر ادعا کرد که نمایندگان اتحادیه اروپا از طالبان بهنام حکومت افغانستان نام بردهاند و این معنایش این است که جهان آمادهی به رسمیت شناختن طالبان بهعنوان حکومت مشروع افغانستان است. طبعا جامعه جهانی یک مجموعهی پرهیزگار اخلاقمحور نیست و ممکن است روزی طالبان را به رسمیت بشناسد. اما آنچه با کشتهشدن ایمن الظواهری در کابل به سختی آسیب میبیند همان چهرهی «نرمال» امارت طالبان است.
طالبان نمیتوانند به جهان بگویند: «ما یک حکومت نرمال و مشروع در آسیا هستیم. اینکه رهبران و اعضای خطرناکترین سازمان تروریستی جهان را در پایتخت خود جا دادهایم و ازشان محافظت میکنیم، به شما ربطی ندارد».
سخنگوی خوشکلام و مؤدب طالبان، آقای ذبیحالله مجاهد، حالا باید بنشیند و توضیح قابلقبولتری فراهم کند. به نظر میرسد که انکار این پیوند ابدی دیگر، حداقل برای مدتی، کسی را اقناع نخواهد کرد.
