جادهی کاتب و وجدانهای یخزده
جادهای را میخواستنند «فیض محمد کاتب» نامگذاری کنند؛ اما نظرشان را عوض کردند و حرفشان را پس گرفتند. گویا فیض محمد کاتب برای بعضیها چهرهی بسیار خطرناکی است. برای بعضیها کاتب نامی است غیرقابل تحمل. این نام خود جادهای است که ما را به حقایق تاریخی میرساند. جادهای که ما را به جاهای خطرناک، به خاطرههای تلخ و منظرههای شوم میکشاند. اگر این نام بر پیشانی جادهای باشد، چون زنگ خطری، وجدان جمعی جامعه را هر روز و هر ساعت به بیداری فرامیخواند. اگر این نام بر جبین جادهای بنشیند، مسئولیت انسانی همهی ما را زیادتر میکند. نمیشود که نام جادهای فیض محمد کاتب باشد؛ اما فاشیزم قومی بتواند با خیال راحت به تاراج عبدالحمان خانیاش همچنان ادامه بدهد. اصلا تغییر ناگهانی نام جادهی کاتب چه معنایی غیر از این میتواند داشته باشد؟ نه اینکه اسماعیل یون نتوانسته است کاتب را تحمل کند، نه. اسماعیل یون تحمل هیچکس و هیچچیز را ندارد. گویا فاشیستهای محترمتری در دولت وحدت ملی تحمل نام کاتب را ندارند.
بگذارید نام آن جاده را کاتب نگذارند، بگذارید نام آن جاده را هرچه دلشان میخواهد بگذارند. جادهای که به حقیقتهای تلخ تاریخی منجر میشود، بهنام نامی فیض محمد کاتب هزاره رقم خورده است.
